X
تبلیغات
مسائل مربوط به مشاوره و روانشناسی جوانان
جستجو

درباره



زندگی گرمیه دل های به هم پیوسته است...
تا در آن دوست نباشد، همه در ها بسته است...
انگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر
ریشه ارزوهایت حس میکنی به یاد
آور که زیبایی شهاب ها از شکستن
قلب ستارگان است...

اگر همه ابرهای اسمان ببارد گلهای
قالی نخواهد شکفت این قانون
زیرپا ماندن است.

خدایا خورشید را به من قرض میدهی
از تو که پنهان نیست
چند وقتی هست که سرزمین آرزوهایم
یخ بسته است.

دسته بندی ها

لینک های روزانه

امکانات

دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 - نوشته شده توسط شهاب در :
این روز ها خیلی کم پیش میاد که کسی بیاد داماد ها رو راهنمایی کنه ، استدلال اونا این هست که پسرهای امروزی خودشون ختم روزگارند ! و نیازی به راهنمایی ندارند . ولی آمار طلاق چیزی دیگه ای میگه .
معمولا شرم و حیا مانع از این میشه که یه بزرگتر بیاد ریز جزئیات شب زفاف رو برای داماد مطرح کنه . معمولا بزرگترها حداکثر کاری که می تونن بکنن اینه که یه چیزهای کلی رو به داماد میگن و تمام .
داماد ناآشنا به مسائل جنسی ناگهان به مساله ای روبرو میشه که فقط یه سری جزئیات کلی و احیانا شایعاتی در مورد اون به گوشش خورده . اون خودش رو در وضعیتی می بینه که باید مرد بودنش رو ثابت کنه ! ترس از مسخره شدن توسط اطرافیان و یا رسم و رسوم های غلط از مسائلی هستند که داماد تصمیم میگره هر طور هست شب زفاف رو با موفقیت ! پشت سر بذاره ! غافل از این که ممکنه به خاطر همین یک شب ، زندگی زناشویی موفقی نداشته باشه !
به هر حال بعد از نوشتن راهنمای شب زفاف برای عروس خانم ها انتظار این بود که یه راهنمای مکمل هم برای داماد ها بنویسم .
معتقدم که نمیشه یک دفعه مسائل شب زفاف رو مطرح کرد . چون فایده ی چندانی نداره . بنابراین مثل راهنمایی که برای عروس ها نوشتم ، از عقد و آغاز دوران شیرین نامزدی شروع می کنم :
( در این مطلب فقط جنبه های جنسی مطرح است )
بعد عقد ، مرحله ی جدیدی از زندگی شما شروع میشه که از اون به عنوان دوران نامزدی یاد میشه . دوران نامزی بهترین دورانی هست که شما می تونید شناخت جنسی کافی از همدیگه کسب کنید . برای این کار نیاز دارید که با همسرتون یکی دو ساعت تنها باشید . در بعضی از مناطق این اجازه رو به پسر و دختر تازه عقد کرده نمیدن ، چون می ترسند که یکی از دو طرف ظرفیت نداشته باشه و کار بیخ پیدا کنه . از این می ترسند که دختر در همون دوران عقد باردار بشه . اگه چنین اتفاقی بیفته هم عروس و داماد و هم خانواده دو طرف مورد تمسخر قرار می گیرند و طعنه های نیش داری نصیبشون میشه ! بنابراین طوری رفتار کنید یا طوری حرف بزنید که به شما اطمینان کنند . و شما هم باید با خودتون عهد ببندید که خودتون رو کنترل کنید .
بنابراین لازم هست هر طور می تونید خانواده ها رو راضی کنید که ساعاتی شما رو تنها بذارن . هر طور که می تونید به اونا اطمینان بدید که قصد بدی ندارید !!!
اگه می خواید به نتیجه دلخواه برسید باید همسرتون رو مطمئن کنید که در اون ساعات کسی مزاحم شما نمیشه . همسر شما نباید نگران این باشه که در اون مدتی که خلوت کردید کسی سر برسه !
وقتی با هم خلوت کردید – با رعایت مسائلی که گفتم – روبرو یا کنار هم بنشینید و به مدتی رو به زدن حرف های معمولی بگذرونید . همسر شما چون برای بار اولش هست که با یه مرد ، خلوتی از این جنس داره خجالت میکشه . این خجالت در بعضی شدید و در بعضی هم کم هست . برای همین باید آهسته آهسته پیش برید تا اون بتونه کم کم با شرایط جدید خو بگیره . اون نگران خیلی چیزهاست مثلا می ترسه که آیا شما از شکل اندام جنسی اون خوشتون میاد یا نه ؟! اون نگران این هست که آیا فرم بدنش رو می پسندید یا نه ؟! یا آیا می تونه شما رو از لحاظ جنسی ارضا کنه یا نه ؟! اون نگران اخلاق جنسی شماست در مواقعی که قراره از او لذت جنسی ببرید چه رفتاری دارید ؟ خشن هستید یا با نرمی با اون رفتار می کنید و ... .
نقش شما به عنوان شوهر در از بین بردن استرس ها و نگرانی های اون خیلی زیاد هست . باید به اون اطمینان بدید که مرد خشنی نیستید و به اون اطیمنان بدید که هر کاری لازمه انجام میدم تا تو هم بتونی از من لذت کافی رو ببری . به اون بگید که من دوست دارم از لحاظ جنسی با من راحت باشی . اگه یه کاری رو دوست داری برات انجام بدم بهم بگو . من خوشحال میشم که تو رو غرق در لذت ببینم . می خوام بهم قول بدی که اگه از یه رفتار من خوشت نیومد فوری بگی یا برعکس اگه من جایی از بدن تو رو لمس کردم و تو لذت بردی بدون رودربایسی بگی تا بازم اون کار رو برات انجام بدم . وقتی ازش قول گرفتید با یه بوسه آبدار ( لپ ) ، ازش تشکر کنید .
اگه وقت داشتید با لمس دست ها ادامه بدید - وگرنه ادامه جلسه رو به روز دیگه ای موکول کنید – دست های اون رو تو دستاتون بگیرید و به چشماش زل بزنید و با چند جمله احساسی و عاشقانه و اطمینان بخش ادامه بدید .
مدتی رو در همین حال بگذرونید . در مرحله بعد بهش بگید می خوام تو رو در آغوش بگیرم . بهش فرصت بدید تا سبک و سنگین کنه . اگه از روی خجالت مخالفت کرد به هیچ وجه ناراحت نشید . و اونو مجبور به این کار نکنید . کمی که گذشت دوباره درخواست کنید . اگه سرخ شد و سرش رو پایین انداخت بفهمید که جوابش مثبت هست . به آرومی بهش نزدیک بشید و سرش رو روی سینه بذارید و با دستهاتون اونو به آرومی بگیرید . در این مرحله بوسیدن و نوازش سر و صورت اون خیلی کمک می کنه تا اون احساس آرامش کنه . بعد از مدتی بهش بگید هر وقت دوست داشت می تونه سرش رو برداره ، هر چند که من دوست دارم مدت بیشتری تو رو در آغوش بگیرم .
نکته خطرناک در این مرحله :
شدیدا شما رو از لمس سینه ها ، باسن و آلت اون منع می کنم . چون شما از الان باید یاد بگیرید که بین رفتار عاشقانه و رفتار جنسی تفاوت قائل بشید . عجله نکنید به اون جا هم می رسیم .
از قبل شرت تنگ بپوشید تا اگه در حین رفتار عاشقانه آلت شما تحریک شد لو نرید و اون متوجه نشه !
بعد از این که اون از آغوش شما جدا شد نظرش رو در مورد کاری که کردید بپرسید . ازش بپرسید حالتی که بغلت کرده بودم خوب بود . اگه نظری داری خوشحال میشم بشنوم .
اگه چیزی گفت شدیدا اون رو تشویق کنید تا روی اون باز بشه و چیزهایی بیشتر و بهتری ! به شما بگه . اگه مایل بودید دوباره اون رو بغل کنید این بار نیازی به اجازه نیست .
در خلوت بعدی اولین کاری رو که باید بکنید در آغوش گرفتن و بوسیدن اون هست . اگه در جلسه قبل حساب اون رو در آغوش گرفته باشید این بار اون خجالت کمتری می کشه و یا اصلا خجالت نمی کشه .
در این جلسه باید کمی جلوتر برید . بهش بگید که من دوست دارم اطلاعاتم رو در مورد مسائل جنسی تو بالا ببرم . ازت می خوام که با من همکاری کنی تا من بتونم بعدا از پس ارضاء کردن تو بربیام . این جا هم بهش فرصت بدید و بهش اطمینان بدید که برای شب زفاف برنامه ریزی کردید و اصلا قصد ندارید که شب زفاف رو از دست بدید . بگید الان من می خوام بدونم تو از لمس چه جاهایی از بدنت لذت می بری ؟
وقتی کمی آروم شد آروم بهش نزدیک بشید و اون رو در آغوش بگیرید . ولی یادتون باشه این در آغوش گرفتن مثل آغوش گرفتن های قبلی نیست !
این باز سعی کنید دست های شما زیر دست های همسرتون قرار بگیره و اون دستاش رو دور گردن شما حلقه کنه ! در این مرحله شما و اون سینه به سینه ی هم قرار می گیرید . اون رو به طرف خودتون کمی فشار بدید تا اثر سینه های اون رو روی سینه هاتون حس کنید . در این جا شما باید از گرمای بدن اون بگید و از این که سینه های اون رو حس می کنید . در این جا تعریف و تمجید از بوی خوش بدنش ، سینه ها و فرم بدنش رو شروع کنید .
اگه فیلم های تحریک کننده ندیده باشید از اندازه ی سینه های اون شکایت نمی کنید . یادتون باشه سینه های اون کوچک باشند یا بزرگ ازشون تعریف کنید و بگید که من فرم سینه ی تو رو می پسندم و سعی کنید از اونا خوشتون بیاد !
در مرحله بعد اون رو روی پاهاتون بذارید و سعی کنید با دست سینه های اون رو لمس کنید . اگه شرایط مناسب بود سری هم به پایین بزنید !
اگه خواستید اون به آلت شما دست بزنه یه دفعه و ناگهانی شلوارتون رو نکشید پایین !. ازش بخواید از روی شلوار این کار رو بکنید . اگه امتناع کرد که به احتمال زیاد می کنه به آرومی دستش رو بگیرید و روی آلت تون بذارید . همین که دستش رو روی آلت شما بکشه برای این جلسه کافی هست . اگه خودش خواست که کارهای بیشتری با آلت شما انجام بده بعد از تشویق اون ، هر کاری رو که گفت انجام بدید . در غیر این صورت ادامه کار رو به جلسه بعد موکول کنید .
بهش بگید در جلسه بعدی می خوام بدنت رو بدون لباس ببینم و لمس کنم !
خلوت بعدی تا جایی که ممکن هست باید مدت بیشتری طول بکشه مثلا اگه در مراحل قبلی 1 ساعت وقت داشتید در این جلسه باید حداقل 2 تا 3 ساعت وقت داشته باشید .
وقتی شرایط فراهم شد باز هم با در آغوش گرفتن عاشقانه شروع کنید . بوسه و حرف های احساسی فراموش نشه . کمی که گذشت از فاز عاشقانه بیرون بیاید و برنامه ای که از قبل داشتید رو شروع کنید .
انتظار نداشته باشید وقتی به اون گفتید که لباست رو دربیار اون هم سریعا این کار رو بکنه . در این جلسه ممکنه اون خجالت اولیه دوباره سراغش بیاد . اگه تونست خودش این کار رو بکنه که هیچ ، در غیر این صورت خودتون باید پیش قدم بشید . هر چند ممکنه همسر شما عمدا این کار رو نکنه تا خودتون دست به کار بشید . این هم از خصوصیات برخی از خانم هاست که دوست دارند توسط شوهرشون لخت بشن .
بهش نزدیک بشید و سعی کنید از بالاتنه شروع کنید . تعریف و تمجید فراموش نشه مخصوصا وقتی کرست (‌سینه بند ) رو در آوردید . مدتی رو به لمس ، بوسه و اگه مایل بودید که حتما باید باشید به لیسیدن سینه ها ، گردن ، شکم و پشت بگذرونید ! در مرحله بعد سراغ شلوار برید حواستون باشه شرت رو همراه شلوار پایین نکشید !
همین طور که کم کم شلوار رو پایین می کشید به لمس ، بوسه و لیسیدن جاهایی که جدیدا می بینید ادامه بدید ! استثناعا کاری با آلتش نداشته باشید مگه این که خودش بخواد . وقتی شلوار رو به طور کامل در آوردید باید نقاط حساس پاها رو کشف کنید . معمولا اون نقاط حساس این ها هستند : پشت زانو ، داخل ران ، پشت ران و ... . شما باید با کارهایی که گفتم سعی کنید بفهمید که اون از لمس و ... چه جاهایی لذت می بره . شدت و ضعف ها رو به ذهن بسپارید . شما باید بفهمید که چه جاهایی رو باید ببوسید یا لمس کنید و یا بلیسید .
هر چه به آلت نزدیک تر برید معمولا حساس تر و لذت بخش تر خواهد بود . اگه وقت بود شرت رو هم دربیارید . حالا هر چه می تونید باید از شکل و فرم آلتش تعریف و تمجدید کنید . یادتون باشه اغراق نکنید .
پاهای اون رو باز کنید و وسط پاهاش قرار بگیرید . چیزی که روبروی شماست همون چیزی هست که آرزوش رو داشتید ! اون رو به دو قسمت بالایی و پایینی تقسیم بندی کنید . فعلا کاری با سوراخ قسمت پایین نداشته باشید . در قسمت بالا جایی قرار داده که گفته میشه حساس ترین عضو جنسی زن هست . با لمس و ماساژ خیلی راحت می تونید اون رو پیدا کنید . یادتون باشه اون جا فقط یه نقطه هست که اگه لبه ها رو از هم باز کنید و با زبان به آرومی بلیسید خیلی راحت کشف میشه . فعلا می تونید خانم تون رو با لمس بیشتر اونجا و کل آلت ارضاء کنید .
اگه هم خواستید خودتون ارضاء بشید از خانمتون بخواید که با لمس آلت شما ، شما رو ارضا کنید . کلا روش های دیگه ای هم هست که فکر نمی کنم نیازی به گفتن داشته باشه .
جلسات رو همین طور باید ادامه بدید و تا در لمس ، بوسه و لیسیدن اندام های همدیگه تبحر لازم رو کسب کنید . هر مطلب و یا کتابی که در مورد مسائل جنسی خوندید فکر نکنید که دقیقا درست هست . شما باید اون رو روی هدیگه تست کنید . اگه جواب داد اون کار رو بکنید ولی اگه هر کدوم از شما احساس رضایت نکردید اون کار یا توصیه رو کنار بذارید .
به هیچ وجه از فیلم های س ... برای یادگرفتن استفاده نکنید چون هیچ چیز ندارند که به شما یاد بدهند . حتی می تونه باعث گمراه شدن شما هم بشه و یا در شما باعث ایجاد توقعات نابجا از همسرتون بشه . مثلا وقتی اندام جنسی خانم بازیگر رو ببینید ممکنه از دیدن اندام جنسی خانم تون لذت نبرید . غافل از این که روی اون اندام چندین بار عمل جراحی شده تا به اون صورت دراومده .
نکته بعدی در مورد لمس و بوسه و لیسیدن اینه که روش های مختلف رو امتحان کنید . مثلا در مورد سینه ها ؛
اون رو در حالات مختلف ماساژ بدید و یا بلیسید ، از بالا به پایین ، چب به راست ، دورانی و ... . تا روش منحصر به فرد خودتون رو پیدا کنید .
بهترین روش لمس و ماساژ می تونه با سر انگشتان یا پشت ناخن ها باشه . در مورد بوسه ها هم باید بگم که در بعضی از جاها بوسه عمیق جواب میده و در بعضی جاها هم بوسه های سبک و نوک مانند !
در تمام مدتی که روی بدن همسرتون کندوکاو می کنید این سه نکته رو فراموش نکنید :
1 – همسرتون نباید به هیچ وجه نگران سر رسیدن کسی باشه
2 – همسرتون نباید نگران این باشه که شما کنترل تون رو از دست بدید و از اون بخواید که دخول داشته باشید .
3 – از همسرتون بخواید که در تمام طول مدت شما رو راهنمایی کنه . از هر حرکت شما مثلا لمس ، بوسه و لیسیدن خاصی لذت برد به شما بگه .
به این ترتیب شما می تونید با خیال راحت و اطلاع کافی از همدیگه لذت ببرید تا یک هفته قبل از شب زفاف !
از یک هفته قبل از شب زفاف مطلقا نباید با هم خلوت جنسی داشته باشید . مگه این که در مورد مسائل دیگه ای بخواید با هم گفتگو کنید .
اگه به این توصیه ها توجه کنید شب زفاف راحت و لذت بخشی خواهید داشت .
در شب زفاف وقتی همه رفتند و برای اولین بار بدون دغدغه با هم تنها شدید . بعد از خواندن نماز شب زفاف به درگاه خدا دعا کنید تا به شما کمک کنه که زندگی خوبی داشته باشید و از این که چنین همسری رو به شما داده اونو شکر کنید .
وقتی خواستید برای اولین بار با هم آمیزش کنید اول به همسرتون اطمینان خاطر بدید که حداکثر تلاشتون رو می کنید تا پرده بکارت اون راحت تر پاره بشه . بهش بگید که من کار رو به آرومی هر چه تمام تر انجام میدم و به طور دائم حواسم به شما هست . شما هم هر وقت درد قابل تاملی احساس کردی بهم بگو تا فعالیتم رو متوقف کنم .
اول از همه یه معاشقه ی طولانی که توام با کمی شوخی باشه انجام بدید . شما در این جا باید همه ی چیزهایی رو که در دوران عقد یاد گرفتید به کار ببرید . هر وقت دیدید که دهانه ی واژن ( بخش پایین آلت ) توسط ماده ای که از آلت همسرتون خارج شده خیس شده و خیسی اون به حدی هست که اگه شما اون رو لمس کردید دست شما هم کمی خیس شده ، میشه گفت شما تونستید همسرتون رو آماده دخول کنید . فراموش نکنید اگه همسرتون ترس داشته باشه ممکنه این اتفاق نیفته . اگه هر دو نفرتون با تحریک دهانی مشکلی ندارید روی هم و به طور برعکس بخوابید به طوری که شما بتونید آلت همسرتون رو با دهان خیس کنید و همین طور همسرتون بتونه آلت شما رو خیس کنه . اگه به این مرحله نرسیدید می تونید از یه ماده ی روانکار استفاده کنید . اون ماده ی روانکار حتما باید بر اساس آب درست شده باشه نه بر اساس نفت . به طور مثال به هیچ وجه از وازلین استفاده نکنید .
برای راحت تر پاره شدن پرده بکارت من همون دو روشی رو که به عروس خانم ها توضیح دادم توصیه می کنم :
روش اول ، همسرتون رو به پشت بخوابانید و یک بالش زیر باسن اون قرار بدید تا آلت اون بالاتر قرار بگیره بعد پاهاش رو باز کنید و به اون بگید که خودش رو کاملا شل بگیره . حواستون باشه که هم آلت شما و هم آلت اون کاملا خیس و چرب باشه . سر آلت تون رو روی دهانه ی واژن قرار بدید - بخش پایین و همون جایی که خون های دوران پریود خارج میشه - میلی متر میلی متر آلت تون رو فرو کنید و به اون بگید هر جا درد قابل اعتنایی احساس کرد به شما بگه که صبر کنید . مثلا آلت تون رو نیم سانتی متر فرو کنید و بعد صبر کنید تا آلتش عادت کنه . حالا آلت تون رو جلو و عقب کنید ولی بیشتر از همون نیم سانتی متر فرو نکنید . یعنی آلت تون رو در بیارید و بعد همون نیم سانت رو فرو کنید . مدتی به این حالت ادامه بدید . بعد که اون آمادگی پیدا کرد به همون روش جلو عقب کردن ، میلی متر میلی متر آلت تون رو کمی بیشتر فرو کنید مثلا یک سانتی متر . به همین روش ادامه بدید . وقتی که تا ختنه گاه آلت تون رو فرو کردید می تونید مطمئن باشید که پرده اون پاره شده و از این لحظه به بعد به اون زن گفته میشه و به شما هم به درجه مردی نائل شدید ! در طول این مدت شما باید حواس تون باشه که خیسی آلت های شما خشک نشه . بعد که آلت شما تا ختنه گاه داخل شد تقریبا 95 درصد کار انجام شده . اگه تونستید آروم آروم عقب و جلو کنید تا واژن شما کاملا عادت کنه .

روش دوم کنترل دست همسر شماست ، روی زمین بشینید ، و کف پاهاتون رو به هم بچسبونید ، بعد کمی به عقب خم بشید ، بهتر هست که شما به جایی تکیه کنید . بعد اون باید پاهاش رو باز کنه به طوری که اون بین دو پاهای شما قرار بگیرید - پاهای اون روی پاهای شما باشه - و اون روی پاهای شما ( محل اتصال پاها ) بشینه . اون باید کم کم نزدیک بیاد به طوری که آلت اون و آلت شما رو بروی هم قرار بگیرن ، بعد مطمئن بشید که آلت های هر دوی شما به اندازه ی کافی خیس و چرب باشه ، اون هم بایدکمی به عقب متمایل بشه و سر آلت شما رو در دهانه ی واژنش قرار بده . شما نباید هیچ حرکتی بکنید ، اون در حالی که سر آلت شما در دهانه ی واژنش قرار گرفته باید کمی به جلو فشار بیاره . و کم کم جلو بیاد . هر جا احساس درد کرد متوقف بشه و کمی صبر کنه و بعد باید خودش رو کمی عقب بکشه و دوباره تا همون حدی که بار قبل جلو رفته بود پیش بره و آلت شما رو به داخل واژنش فرو کنه . کمی که عقب و جلو کرد دردی رو که احساس کرده بود به کلی از بین میره و واژن اون آمادگی پیدا می کنه که مقدار بیشتری از آلت شما رو در خودش جای بده . وقتی درد کمتر شد و یا از بین رفت این بار سعی کنه از دفعه قبل جلو تر بره و اگه احساس درد کرد باز هم متوقف بشه و مثل دفعه ی قبل کمی مکث کنه و عقب بکشه ، این کار رو این قدر باید ادامه بده که تا ختنه گاه آلت شما فرو بره ، به این مرحله که رسیدید دیگه باید پرده بکارت اون پاره شده باشه .برای اطمینان بیشتر کمی باید جلوتر بیاد و مقدار بیشتری از آلت شما رو در واژنش فرو کنه .
بهتره تا همین جا اکتفا کنید چون اگه باز هم به آمیزش ادامه بدید ممکنه زخم های ناشی از پاره شدن پرده بکارت بیشتر بشه و در نتیجه خون بیشتری جاری بشه و همین طور مدت زمانی که برای بهبود زخم ها لازم هست بیشتر بشه . اگه قصد بچه دار شدن دارید این کار رو به چند شب بعد که زخم های اون بهبود پیدا کردند منتقل کنید . چون ممکنه خون های ناشی از پاره شدن پرده به همراه منی شما وارد رحم بشه .
بنده های خوب خدا در مواقع نادر و حساس شناخته میشن . بنابراین نماز صبح رو فراموش نکنید . نگید قضای اون رو به جا میارم .
زندگی خوبی داشته باشید .

/ منبع   :  http://forum.gigapars.com/showthread.php?t=54342

چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 - نوشته شده توسط شهاب در :
اين اختلال به حالتی گفته ميشود که رسيدن فرد به اوج لذت جنسی با تاخير توام باشد و يا اينکه فرد اصلا اوج لذت جنسی را تجربه نکند. اين حالت کم و بيش در زنان اکثر مناطق جهان ديده می شود. يكي از دلايل اين مسئله آن است که دختران از کودکی به حجب و حيا تشويق می شوند. كه بسيار ارزشمند است. زمانی که همان دختر وارد رابطه جنسي با همسر خود می شود و حالا به عنوان يک زن و شريک جنسی هم بايد وظايفی را انجام بدهد، شکستن حريمی که در آن در ساعاتی از شبانه روز فرد بايد حجب و حيا را کنار گذاشته و از رابطه جنسی با همسرش لذت ببرد خيلی دشوار است.

اين طرز فکر که نهادينه شده، نمی تواند مانند يک کليد روشن و خاموش بشود. بنابراين فرد نمی تواند مهارهای ذهنی اش را بشکند و گاهی حتی اگر لذت هم ببرد نمی تواند و يا نمی خواهد آن را بروز دهد، از ترس اينکه مورد قضاوت قرار بگيرد و متهم شود که زن سبک و هرزه ای است. بنابراين به مرور اين حالت رابطه جنسی را برای فرد از يک حالت خوش آيند به حالت وظيفه و بعضا توام با ترس تبديل می کند. ترس از اينکه مبادا عکس العملی نشان بدهد که همسرش تصور کند او هرزه است.

در ابتدای شکل گيری رابطه جنسی با همسر هم اغلب اين ترس وجود دارد که مبادا فرد متهم به اين شود که پيش از اين رابطه جنسی ديگری را تجربه کرده است و برای همين می داند که چطور بايد در يک رابطه جنسی با طرف مقابل برخورد کرد و لذت هم برد.

مورد بعدی که ميتواند باعث اين اختلال شود تاثير معکوس بعضی از داروها بر روی مکانيسم مغزی افراد است. بطور مثال پژوهش ها گزارش داده اند که بعضی از داروهای ضد افسردگی ميتوانند بر روی رسيدن خانمها به اوج لذت جنسی اثر منفی بگذارند. اگر فرد متوجه اين تاثير شد بايد به پزشک خود مراجعه کند تا در صورت امکان دارو را تعويض کنند و يا مقدارمصرف آن را تغيير دهند اما حتما بايد اينکار توسط پزشک متخصص انجام شود و گرنه در دراز مدت تاثيرات داروی جديد و يا قطع سرخود دارو ميتواند موجب آسيب به فرد شود.

با تمامی اين تفاصيل می بينيم که نقش آقايان در حل اختلالات جنسی خانمها تا چه حد ميتواند موثر باشد. مرد بايد با همسر خود طوري برخورد كند كه زن احساس آرامش و راحتي داشته باشد . اگر زنی احساس راحتی کند و نگرانيهای خود را بدون ترس از اينکه مورد قضاوت قرار بگيرد با همسرش مطرح کند، درصد دچار شدنش به اين اختلالات و يا طولانی شدن درمانش تا حد زيادی کاهش پيدا ميکند.

کیفیت زندگی مهم است نه کمیت

وقتی صحبت از خوشبخت شدن می شود. بسیاری از مردم تصور می کنند که برای رسیدن به این هدف آنها فقط به سطح زندگی بالا نیاز دارند. آنها سطح زندگی را با کیفیت زندگی اشتباه می کنند. واقعیت این است که سطح زندگی با سطح خوشبختی رابطه اندکی دارد. تحقیقات بسیاری وجود دارد که نیاز به رابطه مهرآمیز میان همسران را ثابت کرده اند.
اثرات جدایی پیش هنگام در کودکانی که به عللی به مرکز نگهداری از کودکان سپرده شده اند یک مثال مشهور در روانشناسی و حاکی از تأثیر شگفت آور یک رابطه مهرآمیز بین کودک و مربی یا مادر یا پرستار دائم اوست.
به شریک زندگی خود توجه کنید. نفس عمل توجه و مراقبت از یک موجود زنده است که به سلامتی شما کمک می کند. و نیازهای عاطفی شما را از جهت نیاز به مراقبت ارضاء می کند.
این فقدان احساس علاقه تنها برای کودکان زیان بخش نیست بلکه بزرگسالان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین لازم است تا در رابطه همسران برخی فعالیت های توأم با علاقه را به عنوان بخشی از رفتارهای مراقبتی خود به حساب آورید.

دارا بودن رابطه ای همراه با علاقه و داشتن سوژه ای برای عشق ورزیدن به دارای اثرات مثبتی برای روان شخص خواهد داشت. و آرامش را برای او می آفریند. یکی از عواقب مثبت داشتن چنین رابطه ای کاهش استرس است. دوست داشتن شریک زندگی استرس را کاهش می دهد. به یاد داشته باشید که رابطه خود را بارور کنید. به شریک زندگی خود توجه کنید. نفس عمل توجه و مراقبت از یک موجود زنده است که به سلامتی شما کمک می کند. و نیازهای عاطفی شما را از جهت نیاز به مراقبت ارضاء می کند.
در عین دارا بودن رابطه ای گرم، مورد توجه و با عنایت او را در تصمیم گیری ها و انتخاب ها آزاد گذارده و قدرت ها و مهارت های شخصی را از او سلب نکنید.
مسلماً این مراقبت حسی گرم و مهربان را در طرف مقابل یعنی همسر شما به وجود می آورد که نسبت به لحظات شما حساس بوده و خواستهای عاطفی و روانی شما را پاسخگو باشد. در زمینه ایجاد یک رابطه مهرآمیز همواره سعی کنید
اعتدال را رعایت کنید و آن را به رابطه مراقبت های مادرانه سوق ندهید. شما می توانید در عین دارا بودن رابطه ای گرم، مورد توجه و با عنایت او را در تصمیم گیری ها و انتخاب ها آزاد گذارده و قدرت ها و مهارت های شخصی را از او سلب نکنید. بلکه به استقلال او کمک کنید و آزادی رأی و نظر و سلیقه را در او تشویق نموده و مورد استقبال قرار دهید. به این طریق گامی هم در جهت خودشکوفایی او برداشته اید که خود تأثیراتی عظیم را در روابط احساسی طرفین به وجود خواهد آورد.

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 - نوشته شده توسط شهاب در :

ناگفته های جالب زندگی زنان و مردان www.taknaz.ir

برای بهبود ارتباط تان با همسرتان سعی کنید بفهمید که ادراک و فهم شما بر روی اینکه چقدر خوب با دیگران تعامل داشته باشید اثر گذار است نه الزاما کلماتی که می گویید. یاد گرفتن اینکه چه چیزی است که باید از طریق گفتگو رسانده شود …..

زن و مرد

این یک واقعیت است که زنان و مردان به طور متفاوتی ارتباط برقرار می کنند. درست است که کلمات و ساختار سخنان آنها یکی است اما مفهوم و قصد و هدف آنها با هم متفاوت است. اجازه دهید به چند نمونه اشاره کنیم:

ارتباطات تلفنی

مردان؛ مردان تلفن را یک وسیله ارتباطی می بینند . آنها برای ارسال پیامهای کوتاه به دیگر افراد از تلفن استفاده می کنند.

زنان؛ از طرف دیگر یک زن که دو روز کامل را با دوستش سپری کرده و تازه به خانه برگشته است قادر است با همین دوست تماس گرفته و ساعتها با هم صحبت کنند. در اینجا نیز تلفن یک وسیله ارتباطی است اما برای ارتباطات بلند مدت و یا به عبارت دیگر گپ و گفتگوی مفصل دوستانه، درد دل و … .

گفتگو(مکالمه)

مردان؛ اغلب مردان گفتگو کننده های خوبی نیستند. مثلا لازم است یک عدم توافق جدی پیش بیاید تا با هم صحبت کنند. مثلا اگر آنها به سینما بروند و از دیدن آن فیلم لذت ببرند تنها خواهند گفت: فیلم خوبی بود. اما اگر آنها از فیلم خوششان نیامده باشد در حالیکه دیگری آن را پسندیده باشد و بگوید:” فیلم خوبی بود، این طور نیست!” طرف مقابل می گوید:” واقعا که!” این فیلم افتضاح بود، نقش ها و هنرپیشه ها بد بودند، داستان قابل پیش بینی بود و …”

زنان؛ اما زنان این مشکل را ندارند. وقتی که از یک مرد سوال شود که تمایل به شروع یک گفتگو و هم کلامی را دارد یا نه؟ اگر موافق باشد به شما پاسخی نمی دهد، مثلا:

-آن قطعه هنری روی طاقچه زیباست

- اوهوم….و سپس سکوت

- نهار خوبی بود این طور نیست؟

-آره….و سپس سکوت و به همین طریق

در حالی که در زنان انتظار چیزهای بیشتری است.

- اون اثر هنری روی طاقچه قشنگه؟

- وای خدای من! من عاشقشم، رنگ گلها واقعا با اسباب خانه و مبلمان منزل بسیار همخوانی دارد

و یا

- نهار خوبی بود؟ مگر نه؟

- بله ای کاش از اضافه وزن نمی ترسیدم تا می توانستم بیشتر از آن بخورم. راستی سس کنار ماهی از چی درست شده بود؟ به نظرم عالی بود…

هم زنان و هم مردان می توانند پرخاشگر، احساساتی و یا نکته سنج باشند لذا تفاوت در سبک های ارتباطی شان به دلیل روشهایی نیست که با دیگران تعامل برقرار می کنند بلکه تفاوت آنها در روشها، ادراک و مشاهده یک پیغام یکسان است که برایشان معانی متفاوتی دارد.

چگونه ادراکها متفاوت است؟

به نظر می رسد زنان نسبت به مفاهیم میان فردی و در ارتباطاتی که با اطرافیان برقرار می کنند بسیار حساس هستند. بیشتر اینها ناشی از توقعات اجتماعی است که از یک زن به عنوان مسئول تنظیم و تعدیل صمیمیت و ارتباط زناشویی می رود. به همین دلیل صرف نظر از اینکه دلیل این کار چیست، زنان بیشتر از مردان به مفاهیم و محتوای ضمنی که یک پیام، در خصوص صمیمیت و ارتباط های زناشویی می تواند در درون خود داشته باشد حساسیت دارند.

اما مردان چکار می کنند؟ اگر زنان مفاهیم ضمنی و تلویحی را می بینند مردان چه چیزی را مورد توجه قرار می دهند؟

مردان عمدتا به پیامی که در محاورات رد و بدل می شود توجه می کنند و به معانی ضمنی توجه چندانی ندارند.

زنان به دنبال زمینه های مشترک و راههای برقراری ارتباط می گردند در حالی که مردان بیشتر به طریق رقابتی به برقراری رابطه می پردازند. مردان به دفعات بیشتر بر روی تفاوتهای خودشان با دیگران تاکید دارند.

هم زنان و هم مردان می توانند پرخاشگر، احساساتی و یا نکته سنج باشند لذا تفاوت در سبک های ارتباطی شان به دلیل روشهایی نیست که با دیگران تعامل برقرار می کنند بلکه تفاوت آنها در روشها، ادراک و مشاهده یک پیغام یکسان است .

توجه داشته باشید هدف ما از بیان این مطالب، گوشه زدن به زنان و مردان نبود بلکه درک این نکات در بهبود رابطه میان زوجین بسیار اثر گذار است. فهم تفاوتهای ارتباطی مردان و زنان به درک بهتر و مشاجرات کمتر بین زن و مرد ختم می شود. سبکهای ارتباطی میان مردان با هم و زنان با یکدیگر نیز کاملا متفاوت است.

برای بهبود ارتباط تان با همسرتان سعی کنید بفهمید که ادراک و فهم شما بر روی اینکه چقدر خوب با دیگران تعامل داشته باشید اثر گذار است نه الزاما کلماتی که می گویید

یاد گرفتن اینکه چه چیزی است که باید از طریق گفتگو رسانده شود ارتباط تان را بهبود می بخشد. اطلاع از اینکه یک زن یا مرد چگونه آنچه را می گویید درک می کند می تواند به شما کمک کند تا روش بیان خود را به گونه ای تغییر دهید که پیام تان به درستی فهمیده و درک شود. رسیدن به ارتباط خوب بین زنان و مردان غیر ممکن نیست اما این کار مستلزم درک و داشتن توانایی برای کسب شناخت سبکهای ارتباطی جنس مخالف است.

جمعه سی ام فروردین 1392 - نوشته شده توسط شهاب در :

نوع دوستی که خانمها به داشتن آنها در زندگیشان نیاز دارند!

8 نوع دوستی که خانمها به داشتن آنها در زندگیشان نیاز دارند!
انسانها به خاطر شرایط خاصی روحی و حساسیت ویژه شان نیاز دارند که در لحظات مختلف زندگی کسی کنارشان باشد این ویژگی در خانمها بیشتر صدق میکند در این مقاله به 8 نوع دوستی که خانمها به آنها نیاز دارند اشاره شده است

 

 

1. دوست دوران کودکی
دوست دوران کودکی، هنوز هم به یاد می آورد که شما چه دختری بودید؟
دوست های دوران کودکی شما و خانواده شما را خوب می شناسند و خاطرات بسیاری از شما دارند. ربه کا ادم محقق و استاد جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا می گوید: دوستان دوران کودکی به شما یادآوری می کنند که هنوز همانی هستید که در دوران کودکی تان بودید.
از طریق تلفن، میل، نامه و... با دوستان دوران کودکی تان ارتباط داشته باشید.

2. یک دوست جدید
برخلاف دوستان دوران ابتدایی تان، دوست جدید هیچ تصور ذهنی از شما ندارد.
دوستان جدیدی که پبدا می کنیم تفکرات، شخصیت ها و شیوه های مختلفی برای زندگی دارند. این دوستان شما را به جمع دیگری از دوستان جدید معرفی می کنند که ممکن است از لحاظ شغلی و... برای شما مفید باشد. دوستان جدیدی در محل کارتان پیدا کنید، و فعالیت های جدیدی را آغاز کنید.
 

3. دوست ورزشی
زمانی که حوصله ورزش ندارید، او شما را به بیرون از منزل دعوت می کند تا با هم ورزش کنید و روحیه تان را به دست آورید.
کارشناسان اتفاق نظر دارند که ورزش کردن از جمله پیاده روی، ایروبیک، مهمترین عاملی است که شما را از لحاظ جسمی و روحی سالم نگه می دارد و باعث بقای عمرتان نیز می شود.
برای اینکه نتیجه بهتری کسب کنید، تمرینات ورزشی مشترکی با دیگران انجام دهید. مثلا می توانید با همسایه تان 4 روز در هفته پیاده روی کنید یا بدوید. این روش بهترین راه برای ورزش کردن و درنهایت کسب یک نتیجه خوب است زیرا اگر یکی از شما حوصله ورزش کردن نداشته باشید دیگری شما را ترغیب می کند.
 

4. دوست مذهبی
مطالعه ای که در دانشکده پزشکی دوک انجام شد نشان داد که افرادی که به طور مرتب در جلسات مذهبی حاضر می شوند
یا فعالیتهای مذهبی مانند نماز خواندن، مدیتیشن یا خواندن قرآن انجام می دهند 50 درصد کمتر از دیگران در معرض مرگ هستند و طول عمرشان 6 سال بیشتر می شود.
 
 
5. دوست جوان تر از خودتان
تحقیقات نشان داده که عامل ضروری یک زندگی شاد این است که برای دیگران مفید باشی. مثلا با درست کردن یک غذای خوشمزه، یا صحبت درمورد تجربیاتی که کسب کرده اید و انتقال آن به دیگران. بسیاری از خانم ها با بزرگ شدن بچه هایشان این کارها را فراموش می کنند یا شاید کمرنگ تر شود. اما داشتن یک دوست جوان تر از خودتان می تواند این حس را به شما منتقل کند و زندگی شادی را برای شما رقم بزند.
 
6. زنِ دوستِ همسرتان
ارتباط نزدیک داشتن با زن دوست همسرتان برای زندگی و ازدواجتان بسیار مفید است.
مطالعه ای که برروی 347 زوج انجام شده بود نشان داد که هرچه خانواده های دو زوج بیشتر با هم آمیخته شوند، همسران شادتری خواهند بود حتی اگر یک سال از ازدواجشان گذشته باشد. پس زوج هایی را که می شناسید وارد لیست دوستانتان کنید تا زندگی شادی را برای خود و آنها به وجود بیاورید همچنین آنها را عضوی از خانواده خود بدانید. 


7. مادرتان
براساس مطالعه ای که در دانشگاه پلسیلوانیا انجام شد، حدود 85 درصد خانمها مدعی شدند که با مادرانشان رابطه خوب و صمیمی داشته اند.
با وجود اختلاف های سطحی که بین مادران و دخترها وجود دارد، رابطه بین آنها عمیق، نزدیک و حمایتی می باشد. این موضوع در این رابطه اهمیت و ارزش فوق العاده ای دارد زیرا مادران و دخترها علاقه زیادی به یکدیگر دارند.
 
اگر علاقه مندید که ارتباط دوستانه ای با مادرتان داشته باشید اما موانعی بر سر راهتان وجود دارد، ما موارد زیر را توصیه می کنیم:

* اگر گذران وقت با مادرتان برایتان سخت است و زیاد از آن لذت نمی برید:
 سعی نکنید او را تغییر دهید بلکه روی کارهای خودتان تمرکز کنید و سعی کنید با کارهایی که انجام می دهید زمان لذت بخشی را فراهم کنید.

* اگر بر سر مسائل قدیمی با هم مخالفید:
خانم هایی که ارتباط محکم و قوی دارند به صورت شخصی کشمکش ایجاد نمی کنند. در عوض، بازتاب رفتارهای مادرشان را با ملایمت نقد می کنند.

* رابطه بسیار نزدیک است:
دخترانی که این نوع رابطه را با مادرانشان دارند و مادرانشان خواستار این هستند که زمان بیشتری را با دخترانشان سپری کنند. به جای اینکه به مادرشان بگویند نمی توانند با او باشند روی این مسئله تاکید می کنند که چه زمانی فرصت با هم بودن را دارند و چه کارهایی می توانند برای مادرانشان انجام دهند. 
 
8. خودتان
آیا شما مانند بسیاری از خانم ها قید همه چیز رامی زنید تا به دوستانتان کمک کنید اما از خودتان غافل شده اید و به خودتان توجهی نمی کنید؟
چقدر یک نفر برای خودش اهمیت قائل است؟ پاملا پیک مشاور پیشگیری و استادیار دانشکده پزشکی ماریلند می گوید: این موضوع از خودآگاهی شروع می شود.  او می گوید: خودآگاهی یک ماجرای حیرت انگیز است. فکر کنید چه چیزی باعث شد عاشق کسی شوید یا از کسی خوشتان بیاید. با خودتان روراست باشید. با این توضیحات و روشن شدن این واقعیت ها چه حسی نسبت به خودتان دارید؟

پیک توصیه می کند که این جملات را با خودتان تکرار کنید: من خودم را دوست دارم و به خودم افتخار می کنم همچنانکه دیگران در زندگی من مهم هستند. او توصیه می کند که هفت عاملی که باعث شادی و سلامت تان می شود را یادداشت کنید. مثلا غذا پختن، صحبت کردن با یک دوست، دویدن، کتاب خواندن و... و حداقل یکی از آنها را روزی یک بار انجام دهید.
یکشنبه یازدهم فروردین 1392 - نوشته شده توسط شهاب در :

مهارت های از همسرداری

مقدمه : همسرداری مهارتی است که زن و شوهر با شناخت توانمندی‌ها ، تفاوت‌ها و حساسیت‌های یکدیگر ، بتوانند به نیازهای جسمی ، عاطفی ، روانی و جنسی طرف مقابل پاسخ دهند، بطوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده به آرامش نسبی دست یابند.

 

تفاوت‌های روان‌شناختی زنان و مردان در زندگی مشترک
میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آنان از «دوست داشته شدن» رابطه مستقیمی دارد، در حالی که مردان ، زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند درخواست‌های همسران خود را برآورده کنند.

زنان دوست دارند برای حل شدن یک موضوع درباره آن صحبت کنند، (حتی اگر وقت زیادی صرف نمایند)، در حالی که مردان این عمل زنان را پرحرفی تلقی می‌کنند.

زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگویند که چقدر دوستشان دارند، اما مردان فکر می‌کنند که همسرانشان باید بدانند که «من فقط او را دوست دارم، نیازی به گفتن نیست.»

وقتی مردان از زنان خود حمایت می‌کنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمندتر می‌سازند، و به زندگی امیدوارتر و علاقه‌مندتر می‌کنند.

زنان فرمان بردن را دوست دارند، ولی معتقدند این فرمان بردن باید عاشقانه باشد، در این صورت حاضر به هر گونه ایثار و فدارکاری خواهند بود.

هنگامی که مردان دیر می‌کنند، زنان با سؤال‌های چرا دیر کردی؟ ، کجا بودی؟ و … در حقیقت دلواپسی و نگرانی توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز می‌کنند. اما شوهران فکر می‌کنند که همسرانشان می‌خواهند آنها را زیر سوال ببرند و افرادی بی‌مسئولیت و غیرمطمئن جلوه دهند.

وقتی شوهران فکر می‌کنند که برای زندگی و همسرشان مفید هستند، احساس ارزشمندی و توانمندی می‌نمایند ولی زنان زمانی این احساس را دارند که فکر کنند برای همسرانشان عزیز هستند.

مردان پس از گوش کردن به صحبت‌های همسر خود بلافاصله می‌خواهند مشکل را حل کنند، بنابراین به راهنمایی آنان می‌پردازند، در صورتی که شاید زنان فقط می‌خواستند احساساتشان را بیان کنند.

زنان میزان ارزشمندی و علاقه شوهرانشان را به خود با میزان برآورده شدن خواسته‌هایشان محک می‌زنند.

مردان یا باید سعی کنند خواسته‌های منطقی آنان را برآورده کنند و یا آنان را با دلایل صحیح متقاعد سازند.
کلیدهای برقراری ارتباط صحیح با خویشان همسر
به خانواده همسرمان نیز به اندازه خانواده خود احترام بگذاریم.

با خانواده همسر خود همانگونه رفتار کنیم که با خانواده خود رفتار می‌نماییم.

به هیچ‌یک از خانواده‌ها اجازه دخالت در زندگی خود را ندهیم. در صورتی که خانواده‌ها قصد راهنمایی داشته باشند، فقط از تجربه‌های آنان استفاده کنیم و تصمیم نهایی را با مشورت همسر خود اتخاذ نماییم.

در صورت بروز اختلاف ، از در میان گذاشتن موضوع یا نزدیکترین خویشاوندان نیز پرهیز کنیم، زیرا اینکار موجب گسترش دامنه اختلاف می‌شود.

در حضور خویشان به همسر خود بیشتر توجه کنیم و او را در گفتگوها شرکت دهیم.

در صورت بروز مشکل از سوی خانواده زن یا مرد، عضو همان خانواده باید مشکل را حل کند، زیرا هر یک از همسران به خوبی خانواده خود را می‌شناسند و بهتر می‌توانند چاره جویی نمایند.

از چشم هم چشمی و حسادت بپرهیزیم.

به آداب و رسوم خانواده همسرمان احترام بگذاریم، چنانچه برخی از آنها را صحیح نمی‌دانیم، هرگز آنان را به خاطر پایبندی به آداب و رسوم خود استهزا نکنیم.

لازم است گاهی همسران به تنهایی به دیدار خانواده خود بروند (اینکار موجب ارضای محبت مادر و فرزندی می‌شود).

این واقعیت را بپذیریم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمی بر گردن ما دارند، بنابراین در صورت ضرورت ، هر یک از همسران باید بخوبی از خانواده خود حمایت کنند.
آشنایی با برخی از مهارت‌های همسرداری

شاد باشیم: شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

صبور باشیم: اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم، بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

منطقی رفتار کنیم: مسائل را منطقی و درست بررسی کنیم و بجای منافع شخصی ، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

کم توقع باشیم: از همسرمان آن قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ بدهد.

مثبت نگر باشیم: با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

خوش بین باشیم: داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

یکدل باشیم: درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی بوجود می‌آورد.

شنونده خوبی باشیم: هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند، حتی الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

مشوق همسر خود باشیم: برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته او را تشویق کنیم تا آینده بهتری داشته باشد.

به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم: آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

خوش قول باشیم: برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسؤول بدانیم، خوش قولی نشانه احترام به خود و همسر است.

به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم: و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و … حفظ کنیم.

ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم: سعی کنیم با همسر خود درباره مسایل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

با یکدیگر مهربان باشیم: همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، خوبی‌هایش را بازگو کنیم، برایش خوبی خواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را بکار ببریم با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه گرم و صمیمی برقرار کنیم.

محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم: منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکار است. تلاش کنیم که آیینه زندگیمان شفاف و بدون غبار کدورت باشد.

راستگو باشیم: صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

محیط خانواده را با صفا کنیم: فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

به ارزشهای دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم: ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

به نیازهای همسر توجه کنیم: رفتار دلنشین و توام با متانت موجب می‌شود، خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم: در سایه سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

با یکدیگر مشورت کنیم: هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه‌تر می‌شود.

قدر شناس باشیم: از همسرمان به خاطرانجام وظایف ، مسؤولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم. برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

برنامه‌ریزی کنیم: در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

الگوی خوبی باشیم: طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

خود را به جای همسرمان بگذاریم:دنیا را از دریچه نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم «اگر من جای او بودم چه می‌کردم ؟»

میانه رو متعادل باشیم: حضرت علی علیه‌السلام فرموده‌اند «خیر الامور اوسطها». پس اگر در تمام امور زندگی ( خوردن ، خوابیدن ، مسافرت و حتی محبت کردن و …) اعتدال را رعایت کنیم، کمتر دچار مشکل می‌شویم.

با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم: یک جمله شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم: عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی ، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

همسر خود را راضی کنیم: باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچوقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم: باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

فرمان ندهیم: نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم. متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است، نه محل یکه تازی و خشونت.

تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم: افکار مزاحم مانند خوره ، سلامت روانی انسان را از میان می برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پا گیر ، انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم: زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم: هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد، آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

مقابله به مثل نکنیم: از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل ، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :
وقتی شبکه ارتباطی و اطلاعاتی ما به گستردگی جهان می شود، عمق شناسایی ما در این وسعت عظیم تا چه اندازه کاهش می یابد؟!

ازدواج اینترنتی

چگونه می توانیم در این پهنه گسترده ؛ به شناسایی عمیق مسئله ای و یا به لایه های پنهان موضوعی فکر کنیم؟!

چگونه اسیر سطحی نگری و ساده لوحی نشویم؟! خلاصه اینکه در میان این همه افراد که فقط چند خطی از آنها می خوانیم یا چند کلمه ای را می شنویم ؛ چگونه روح و روان، احساس و اندیشه و رفتارشان را بشناسیم و باور کنیم؟! آن هم در مهمترین انتخاب زندگی یعنی همسر گزینی و ازدواج، انتخابی که در عالم واقعی هم با مشکل روبروست ؛ پس درعالم مجازی چه باید کرد؟

 

به دنبال ازدواج اینترنتی

با خود گفتم که عصر ارتباطات است و جهان به کوچکی دهکده ای ؛ پس دیگر دغدغه " فرهنگ بسته " را ندارم که در ارتباط یا شناسایی دختر دلخواهم جهت ازدواج مشکل داشته باشم. دیگر دامنه گزینشم به چند دختر آشنای همسایه، محل کار و تحصیل و فامیل محدود نیست.می توانم از طریق کامپیوتر از میان این همه دختر برومند، باسواد و های کلاس ؛ دختر مناسب و مطلوبم را بیابم و با او ازدواج کنم.

کامپیوتر را روشن می کنم ، به اینترنت وصل می شوم تا از میان هزاران دختر برومند ، با سواد و با فرهنگ و های کلاس ؛ که آنها هم چون خودم به اینترنت متصل هستند ؛ دست به گزینش بزنم و فهیم ترین همسر عالم را ( که حتما وجود دارد) برای خودم انتخاب کنم.

با آی دی خودم وارد چت رومهای مختلف با مضامین عاشقانه می شوم. با پی ام های مختلف هر آی دی را که نام دخترانه دارد بمباران می کنم. ولی به ندرت جوابی می دهند و یا اینکه با سئوالات کوتاه و پی در پی ، بی اعتمادی و شک خود را نسبت به من ابراز می کنند و بیشتر اوقات نمی توانم صحت مطالب و ادعای خود را برای آنها اثبات کنم!!!

قبل‌ترها این‌طور نبود. در بیش‌تر مواقع، مادر داماد عروس را می‌پسندید. گاهی حتی پسر تا بعد از عقد، دختر را نمی‌دید. این وسط بودند واسطه‌هایی که با شناخت عمیقی که از دو خانواده و پسر و دختر داشتند، این ازدواج‌ها را جوش می‌دادند و فرصت‌هایی را برای پسر و دختر ایجاد می‌کردند. اما شکل ازدواج‌ها این روزها تغییر کرده است. در واقع، انواع گوناگونی از شکل ازدواج ایجاد شده است.

با پدید آمدن محیط‌های جدید مختلط، مانند دانشگاه و محل کار، گونه‌های جدید ازدواج به تبع این محیط‌ها شکل گرفته است. رفته‌رفته با ظهور پدیده‌های جدید ارتباطی، مانند تلفن و اینترنت، هم نوع ارتباط در دوران آشنایی به قصد ازدواج تغییر کرد و هم این پدیده‌ها شکل جدیدی از ازدواج را رقم زدند.

یکی از نوظهورترین این انواع، ازدواج اینترنتی است. این نوع ازدواج در چند سال اخیر رشد مضاعفی داشته است. باید بین دو مقوله در این نوع ازدواج تفاوت قائل شد؛ ازدواج اینترنتی و ارتباط اینترنتی. در ازدواج اینترنتی آشنایی اولیه از طریق فضای مجازی و اینترنت است؛ یعنی پسر و دختر بدون آن‌که یک‌دیگر را در دنیای واقعی دیده باشند، به منظور ازدواج، ارتباط برقرار می‌کنند.

یکی از خطراتی که در ازدواج اینترنتی وجود دارد، ادامه‌ ارتباط به‌صورت مجازی است. بعد از طرح ازدواج در فضای مجازی، این رابطه هرچه سریع‌تر باید به عرصه‌ی واقعیت کشیده شود؛ زیرا ادامه‌ ارتباط در این فضا تصوری آرمانی و غیرواقعی در ذهن طرفین ایجاد می‌کند

در ارتباط اینترنتی هرگونه ارتباطی -چه در فضای مجازی و چه خارج از آن- در این فضا و با نرم‌افزارهای ارتباط مجازی یا در سایت‌ها، وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. لازم به ذکر است در این‌جا منظور از ازدواج اینترنتی، آشنایی‌هایی است که در فضای وبلاگ‌ها، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی صورت می‌گیرد. بحث در رابطه با سایت‌های همسریابی، اقتضائات و ویژگی‌های متفاوتی از این فضاها دارد که که در این‌جا مجال بحث در رابطه با آن وجود ندارد.

در حال حاضر در نظر عامه‌ی مردم، ازدواج اینترنتی ازدواجی ناموفق و خطرناک تلقی می‌شود. انکارشدنی نیست که مواردی از ناموفق بودن این‌گونه ازدواج‌ها دیده شده، اما در موارد موفق، بعضی زوج‌هایی که از این طریق ازدواج کرده‌اند، شکل آشنایی خود را پنهان کرده و در بیش‌تر مواقع بازگو نمی‌کنند. بنابراین، نمی‌توان به‌راحتی درباره‌ قطعی بودن عدم موفقیت این‌گونه ازدواج‌ها صحبت کرد.

این رویکرد به ازدواج اینترنتی، رویکردی محافظه‌کارانه است؛ رویکردی که در مقابل هرگونه تغییری مقاومت می‌کند. همان‌طور که زمانی ازدواج دانشجویی پذیرفته شده نبود، امروزه نیز ازدواج اینترنتی، دختر و پسر را در مظانّ اتهام قرار می‌دهد.

اما ازدواج اینترنتی نیز مانند ازدواج دانشجویی فقط یک امکان است که می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد یا نباشد. یکی از خطراتی که در ازدواج اینترنتی وجود دارد، ادامه‌ ارتباط به‌صورت مجازی است. بعد از طرح ازدواج در فضای مجازی، این رابطه هرچه سریع‌تر باید به عرصه‌ی واقعیت کشیده شود؛ زیرا ادامه‌ ارتباط در این فضا تصوری آرمانی و غیرواقعی در ذهن طرفین ایجاد می‌کند.

ازدواج مجازی می‌تواند فرصت‌هایی را در اختیار جوانان بگذارد. با کثرت انواع و شیوه‌های ازدواج، جوانان می‌توانند فرد مورد نظر خود را با شیوه‌های گوناگونی پیدا کنند و این مسئله می‌تواند جامعه را از خطر بالارفتن بیش از پیش سن ازدواج نجات دهد

از طرف دیگر، فضای مجازی زمینه‌ی مناسبی برای طرح دروغ و ساخت تصویری دروغین از شخصیت و هویت خود است. به همین دلیل لازم است هرچه سریع‌تر درباره‌ی حقیقت داشتن مطالب مطرح‌شده از جانب طرفین تحقیق شود.

آفت دیگر ازدواج‌های مجازی، توجه نکردن به اختلافات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی فرد و خصوصا خانواده‌ی اوست. در ارتباط مجازی، از آن‌جا که طرف مقابل در واقعیت دیده نمی‌شود، توجه کمتری به اختلافات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی می‌شود.

در این گونه ارتباط، آن‌چه بیش‌تر جلب توجه می‌کند، افکار و ایده‌های طرف مقابل است و اکتفا به این ارتباط باعث عدم شناخت مناسب از اختلافات فرهنگی فرد و خانواده‌ی او می‌شود. از طرف دیگر، در ازدواج سنتی این اختلافات به کم‌ترین حد خود می‌رسد؛ زیرا دو خانواده بر اساس آشنایی انتخاب می‌شوند، اما در ارتباط مجازی احتمال نزدیکی دو خانواده به دلیل ماهیت دموکراتیک و تصادفی آن به حداکثر می‌رسد.

ازدواج اینترنتی

ارتباط مجازی، ارتباطی فردگرایانه و یک‌نفره است. از آفات دیگر ازدواج مجازی، بی‌توجهی به شناخت خانواده‌ طرف مقابل است که از طریق این ارتباط ایجاد نمی‌شود و احتیاج به تحقیقات و ارتباطات واقعی دارد.

با وجود آفات ذکرشده، ازدواج مجازی می‌تواند فرصت‌هایی را در اختیار جوانان بگذارد. با کثرت انواع و شیوه‌های ازدواج، جوانان می‌توانند فرد مورد نظر خود را با شیوه‌های گوناگونی پیدا کنند و این مسئله می‌تواند جامعه را از خطر بالارفتن بیش از پیش سن ازدواج نجات دهد.خصوصا این مسئله درباره‌ی پسران و دخترانی که خواستار شناخت شخصی از همسر خود هستند و نمی‌توانند به شناخت در فضای رسمی ازدواج سنتی اکتفا کنند، در عین حال خواستار ارتباطی غیر اسلامی نیستند، صدق می‌کند.

از طرفی، ارتباط اینترنتی ویژگی‌های مثبت دیگری دارد. ارتباط مجازی در چت یا شناخت از طریق مطالب وبلاگ شخصی یا فیدها و نظراتی که در شبکه‌‌های اجتماعی گذاشته می‌شود، می‌تواند شناختی از ابعاد وجودی فرد را نشان دهد که در جلسات خواستگاری یا در محیط رسمی کار و فضای علمی دانشگاه میسر نیست. این ارتباط، هم در رابطه با ازدواج اینترنتی و هم در رابطه با انواع دیگر ازدواج می‌تواند مفید باشد و جوانان را از ارتباط‌های پُرخطر و غیراسلامی نجات دهد. ضمن این‌که این ارتباط نیز می‌تواند منجر به روابط غیراسلامی شود، اما به دلیل ندیدن چهره و نشنیدن صدا، احتمال کمتری برای انحراف وجود دارد.

بنابراین، ازدواج اینترنتی یکی از نوظهورترین شیوه‌های ازدواج است که در ذات خود، نه خوب است و نه بد؛ بلکه امکانی است که می‌توان از آن به‌درستی استفاده کرد. اگر ما از اقتضائات و ویژگی‌های این نوع ازدواج آگاه باشیم، می‌توانیم آفات آن را هرچه بیش‌تر از میان ببریم و در مقابل، از مزیت‌هایی که در اختیار ما می‌گذارد، استفاده کنیم؛ مانند استفاده از اینترنت به‌عنوان نوعی ارتباط.

یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :
چند تا کمتر از تعداد انگشتان یه دست دوست تو محیط مجازی و وبلاگی دارم

که مدتیست نیومدم اینجا همشون گلایه مندند ازتون عذرخواهی می کنم

هفته ی پیش بابابزرگم که عاشقش بودم فوت شد و من کلا روحیه خوبی نداشتم ...

ممنونم از همتون

شنبه بیست و دوم مهر 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :
 

++++  دوشنبه

دوستان حلالم کنین فردار عازم سفر زیارتی هستم مدتیست حالم خوب نیست و ...از خودم فراریم

میرم پیش امام رضا شاید شادی رو به دل من برگردونه ...

غم تو دلم لونه کرده ...واسه همتون دعا می کنم .. همتون رو دوست دارم البته خداییش هم ماههاس دیگه کسی به وبلاگ من سر نمیزنه تقصیر خودمه چون وبلاگ هیچ کسی نمیرم

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..

به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید


برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید

سلام بر تو ای خورشید تابان خراسان که تمام انگورها، مرثیه خوان واپسین لحظات تواند.

***
سلام بر تو ای
عصمت دهم! کوچه های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند

***
ای
امام رئوف! همراه با کبوتران حرمت، دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک محزون و گریان همراه شویم

 


+++++  چهارشنبه  3-8-91


سلام دوباره من از زيارت مشهد و بارگاه مطهر امام رضا برگشتم واسه همتون دعا كردم و نايب الزياره بودم

ايشاللا قسمت همتون بشه ... خيلي ارووم شدم اميدوارم ارامش روحي واسه هممون جاودان بشه

+++++++++++++++++++++++++++++++++

اصول ارتباط مجازی!!

اصول ارتباط مجازی!!
...افرادی هستند که شاید هیچ شناختی از همدیگر ندارند و گاه آدرس‌های اشتباه به یکدیگر می‌دهند تا نشانی از خود برجای نگذارند و این‌ها همه سلامت روان افراد را با چالش‌ جدی، مواجه کرده است.
 انسان امروز توسط ارتباطات نامرئی احاطه شده و روزبه‌روز واقعیت فیزیکی خود را به‌عنوان یک سوژه‌ی انسانی از دست می‌دهد و به شیء‌ ناپیدا و پنهان‌شده در پشت خطوط و امواج الکترونیکی و پرتوهای نوری تبدیل می‌شود‌ که گاه تنها صدایی از خود به‌جا می‌گذارد. اگر تلفن و رایانه را محصول دوران مدرن بدانیم، پدیده‌ی پیامک، بلوتوث، چت، ایمیل و... از دستاوردهای پست‌مدرنیسم به‌شمار می‌روند. این گذار تاریخی با حاکم کردن و میدان‌ دادن به فضای مجازی، انسان را از حضور علنی محروم کرده و به عینیت او آسیب زده است.روی آشنایی های اینترنتی زیاد نمی شود حساب کرد . البته روان شناسان میگویند این نحوه ادامه رابطه است که سرانجامش را تعیین می کند نه صرفا نحوه شروع آن , اما چیزی که آمار نشان می دهد این است که درصد شکست در این روابط خیلی بیشتر است . به هرصورت , ظاهرا در دنیای امروز شکل گرفتن این نوع روابط اجتناب ناپذیراست . درامریکا درحال حاضر چیزی حدود یک پنجم ازدواج ها ازیک رابطه مجازی شروع می شود , و البته آمار طلاق هم سربه فلک می کشد . خدایا شکرما امریکایی نیستیم , ولی به هرحال ما هم نسبت کمتر درگیر چنین روابطی می شویم , خیلی ها بدون هدف وبه صورت ناخواسته وارد این روابط می شوند . دراینصورت به خاطر نداشتن آگاهی کافی مشکلاتشان چند برابر می شود . پس اگر قراراست دراین زمین بازی کنیم بهتراست قوانین بازی را بلد باشیم تا بازنده ازمیدان بیرون نرویم :

1 - راحت اعتماد نکنید

این مهم ترین نکته است . آشنایی را آرام و بدون عجله پیش ببرید , با احتیاط جلو بروید , و بگذارید طرف مقابل آرام آرام اعتماد شما را به دست بیاورد . لطفا به افرادی که عجله ی زیادی دارند و شما را توی منگنه می گذارند بها ندهید . هیچ دلیلی ندارد سرعت تان را با دیگران تنظیم کنید , شما این حق را دارید که با سرعت مطمئنه خودتان پیش بروید . اگر کسی زود تر از آن که شما احساس راحتی کنید از شما می خواهد ارتباط تلفنی یا حضوری برقرار کنید , بلافاصله جلویش بایستید – حتی اگر زار زار برایتان گریه کند ! چنین فردی در واقع دارد حق شما را زیر پا می گذارد و ناراحتی شما را به راحتی خودش ترجیح می دهد , پس لزومی ندارد با او محترمانه برخورد کنید . هر قدر لازم است زمان بگذارید تا شناخت اولیه و اعتماد اولیه شکل بگیرد . این یک ***** خوب هم هست که آدم های کلک و کلاهبردار را از دور و بر شما دور می کند , چون آنها صبر و حوصله زیادی ندارند و می خواهند هر چه زودتر از شما استفاده کنند و سراغ نفر بعدی بروند . البته لفت دادن بیهوده هم فایده ندارد . هدفمند باشید . در شناختن طرف مقابلتان زرنگی به خرج دهید . رفتار های غیر طبیعی , حرف های متناقض , مکث های بی جا , کار های مشکوک , پنهان کاری ها و به طور کلی هر چیزی راکه غیرعادی به نظرتان می رسد کنید . حساس باشید . شک کنید و تا زمانی که به یقین نرسیده اید هیچ اقدامی برای ادامه رابطه انجام ندهید .

2 – هویت تان را ناشناخته نگه دارید

کسی نمی گوید دروغ بگویید , اما نیازی نیست همان اول اسم و فامیل و عکس و آدرستان را به هر عابری بدهید . این هم به قضیه اعتماد کردن برمی گردد . همه آدم های اطراف شما خوب نیستند . تعداد کمی از آنها غیر خوب هستند اما همین تعداد اندک نیز می توانند حسابی شما را بازی بدهند , از اطلاعات تان سوء استفاده کنند و برایتان دردسر درست کنند . آنها راحت شما را شناسایی می کنند , اما شما به این راحتی نمی توانید آنها را بشناسید . به خاطر همین لازم اطلاعات و هویت تان را مخفی نگه دارید تا زمانی که اعتمادتان جلب شود . هر اطلاعاتی که می تواند باعث ردیابی شما شود مخفی نگه دارید . آدرستان , شغلتان , درآمدتان , نام و نام خانوادگی تان , محل زندگی تان , عکس هایتان , شرکت تان , سایت یا وبلاگتان , یا هر چیز دیگری . به خصوص اگر در شهر کوچک زندگی می کنید , برای صداقت به خرج دادن مجبور نیستید همه چیز را به طور دقیق بیان کنید . اگر تقریبی هم پاسخ بدهید صداقت تان خشه دار نمی شود . هرگز از آدرس ایمیل رسمی تان برای این نوع ارتباطات استفاده نکنید . یک ایمیل مخصوص برای این هدف بسازید و وقتی رابطه تان با کسی جدی شد آن را کنار بگذارید .

3 – به آدم های ” خیلی ایده آل ” شک کنید

با کسی آشنا شده اید که خیلی خیلی خوب است ؟ خوب تر از آن که بشود باور کرد ؟ در خواب هم چنین چیزی را نمی دیدید ؟ وای خدایا عجب شانسی ! البته نه برای شما برای طرف مقابلتان . چون او کلاهبرداری بوده که آن قدر خوش شانس بوده که توانسته هویت خیالی و دروغین خودش را به شما بباوراند ! اگر شخصیت و خوبی های کسی باور نکردنی است , لزومی ندارد باورش کنید . واقعا فکر می کنید در این دنیای خاکی کسی پیدا می شود که بی نهایت مهربان باشد , اصلا عصبانی نشود , بسیار مقید و با اخلاق باشد , اصلا دروغ نگوید , فداکار ترین آدم دنیا باشد , اصلا به کسی بدی نکند , خیلی پولدار باشد , بسیار شیک پوش و زیبا باشد , و خیلی چیزهای خوب دیگر ؟ معلوم است که پیدا می شود , اما تقریبا می توانید مطمئن باشید که آن یک نفر در اینترنت دنبال کسی نمی گردد ! پس چه بهتر که هر چه زودتر از این خواب خوش بیدار شوید و دنبال یک آدم معمولی اما واقعی بگردید .
4 – من چند ماه بیشتر زنده نیستم

فقط یک بازی است . یکی از بازی های رایج به خصوص در چت روم های ایرانی ( خارجی اش را نمی دانم ! ) همین است : شما به وفور با افرادی آشنا می شوید که به بیماری صعب العلاج مبتلا هستند ( قالبا سرطان ) , درد زیادی می کشند , تنهای تنها هستند , تا چند ماه دیگر عمرشان را به شما می دهند و این آخر عمری تنها خواسته شان حضور یک همدم دلسوز و بامحبت است تا دردهایشان کمی قابل تحمل تر شود .می دانید , این کلک خوبی برای ورود به دنیای شماست ; چون در غیر این صورت شما به سادگی راضی نمی شوید با یک قریبه ارتباط برقرار کنید و احتمالا طولی نمی کشد که متوجه می شوید این بیمار اگر فقط ده میلیون تومان پول عملش را جور می کرد دیگر نمی مرد ! قطعا شما هم آنقدر سنگدل نیستید که بگذارید جان یک انسان به خاطر این مبلغ ناقابل به خطر بیفتد ! این است که خودتان را به آب و آتش می زنید تا به یک کلاهبردار کمک کنید . اما قبل از آن می توانید سری به یکی از مراکز شیمی درمانی یا قلب بزنید و از این بیماران آمار بگیرید که چقدر از وقتشان را پای اینترنت می گذرانند ؟ ! و راه پی بردن قطعی به دروغ این جور آدم ها را بلد باشید : خیلی ساده اسم داروها , پزشک متخصص , بیمارستان و نوع بیماری اش را بپرسید !

5 – به عشق های اینترنتی اعتماد نکنید

خیلی ساده شما باید به همه چیز در این دنیای مجازی شک کنید , از جمله ابزار عشق هایی که به شما می شود ! “حسابی عاشقت شدم ” نمی تواند واقعیت داشته باشد چون هیچ کس نمی تواند با چند خط چت کردن عاشق شما شود . حتی با چند ماه چت کردن هم نمی تواند . عشق چیزی نیست که به این سادگی و از راه دوربین دو نفر ایجاد شود . عشق حقیقی مستلزشناخت است و کسی با احوال پرسی ها و سئوال و جواب های اینترنتی نمی تواند شما را به اندازه ای بشناسد که عاشقتان شود . مراقب قلبتان باشید . وقتی این بار دیدید باران عشق کسی بیگدار بر سر کسی نازل شده این را بدانید که این باران روی سر هزاران نفر دیگر هم در حال باریدن است ; مطمئنا شما اولین کسی و یا آخرین کسی نیستید که این فرد در دنیای مجازی با او آشنا شده است . کسی که به سادگی عاشق شما شده به سادگی عاشق خیلی های دیگر هم می شود .

6 – وقت تان را تلف نکنید

آشنایی های مجازی به اندازه کافی زمانبر است و مدت زمان لازم برای ایجاد ارتباط و اعتماد در آنها به حد کافی زیاد است , پس بیخودی لفتش ندهید . ارتباط شما فقط باید با هدف شناخت هر چه بیشتر ادامه پیدا کند . تمام حاشیه های دیگر را کنار بگذارید . وقت را تلف نکنید و از هر فرصتی برای شناختن او استفاده کنید . هر چه دیرتر به شناخت برسید احتمال این که عمر بیشتری را در رابطه با فردی که اصلا مناسب شما نبوده تلف کنید بیشتر می شود . وقتی به اندازه کافی اعتماد پیدا کردید , وقتش است که رابطه را حضوری کنید . یادتان باشد نیازی نیست همه بررسی ها و برنامه ریزی ها از طریق همین ارتباط اینترنتی انجام شود . خیلی چیزها را در ملاقات های حضوری و آشنایی های بعدی به دست می آورید . تا زمانی که او را ندیده اید نمی توانید در موردش قضاوت کنید . پس بگذارید کاخ آرزوهایتان را بعد از ملاقات با او بنا کنید ! و بعد از گذراندن مراحل اولیه , هر چه این ملاقات زودتر انجام شود بهتر خواهد بود

انسان امروز توسط ارتباطات نامرئی احاطه شده و روزبه‌روز واقعیت فیزیکی خود را به‌عنوان یک سوژه‌ی انسانی از دست می‌دهد و به شیء‌ ناپیدا و پنهان‌شده در پشت خطوط و امواج الکترونیکی و پرتوهای نوری تبدیل می‌شود‌ که گاه تنها صدایی از خود به‌جا می‌گذارد. اگر تلفن و رایانه را محصول دوران مدرن بدانیم، پدیده‌ی پیامک، بلوتوث، چت، ایمیل و... از دستاوردهای پست‌مدرنیسم به‌شمار می‌روند. این گذار تاریخی با حاکم کردن و میدان‌ دادن به فضای مجازی، انسان را از حضور علنی محروم کرده و به عینیت او آسیب زده است.

جهان مجازی و سلامت روان

قرن بیست‌ویکم با مجازی‌سازی ارتباطات شروع شد. ابررسانه‌ها بیش از آن‌چه که مخاطب انتظار و ظرفیت دارد، به او ارائه می‌کنند. بین جهانی‌شدن و فضای مجازی، ارتباطی دو‌سویه برقرار است. از طرفی می‌توان جهانی‌شدن را عامل پدیدآیی فضای مجازی دانست و فروپاشی مرزهای انسانی را به آن نسبت داد و از طرف دیگر، گسترده بودن ارتباطات مجازی و ماهیت بی‌مکانی و بی‌زمانی و فراگیر‌بودن آن و بارش فکری نابه‌هنگام آن‌را عامل شکستن مرزهای سنتی و قبیله‌ای و یکپارچه‌سازی ارزش‌های انسانی دانست. به این‌ترتیب، جهان رفته‌رفته از وضعیت دیالوگ (گفت‌وگو) خارج شده و به‌سوی مونولوگ (تک‌صدایی) پیش رفته است و یکی، همه را مجاب می‌کند که گفتمان او را بپذیرند.

در یک فضای ارتباطی واقعی که به‌طور معمول حضور یک یا چندنفر بارز است، طرفین با مخاطب قرار‌دادن همدیگر، اطلاعاتی هرچند اندک معاوضه می‌کنند و به حریم همدیگر نیز آسیب نمی‌زنند اما در فضای مجازی هم‌چون اینترنت، پیامک، چت و... طرفینِ ماجرا، آن کم‌ترین اطلاعات درست را نیز از همدیگر دریغ می‌کنند. در پشت پرده‌ی این ماجرا، افرادی قراردارند که شاید هیچ شناختی از همدیگر ندارند و گاه آدرس‌های اشتباه به یکدیگر می‌دهند تا نشانی از خود برجای نگذارند و این‌ها همه سلامت روان افراد را با چالش‌ جدی، مواجه کرده است.

ارتباط چیست؟

ارتباط، فرآیندی تبادلی است که به‌طور معمول، هدف خاصی را دنبال می‌کند و حیطه‌ی آن بسیار گسترده می‌باشد. انواع ارتباط عبارتند از:

- ارتباط شفاهی (کلامی): ابزار آن، کلمه و زبان است مانند تماس تلفنی و...

- ارتباط کتبی (متنی): بیش‌تر از طریق نوشتار و با ابزار قلم و کاغذ صورت‌می‌گیرد مانند نامه‌نگاری و...

- ارتباط سازنده: این نوع ارتباط به‌طور معمول با هدف اطلاع‌رسانی و انجام امور روزمره به‌طور شایسته صورت‌می‌گیرد.

- ارتباط ویران‌گر: هدف این نوع ارتباط به‌طور معمول، تخریب دیگری است.

- ارتباط واقعی: این نوع ارتباط در حضور دیگری صورت‌می‌گیرد و به‌طور معمول رودررو است. افراد همدیگر را می‌بینند و هم از طریق کلام و هم از طریق زبان بدن به یکدیگر بازخورد می‌دهند.

- ارتباط مجازی: گونه‌ای ارتباط غیرحضوری است که محصول دوران مدرن می‌باشد و روز‌به‌روز دامنه‌ی آن گسترده‌تر می‌شود.

مزایای ارتباطات مجازی

بی‌شک هیچ ارتباطی بدون سودمندی نیست، کم‌ترین مزیت آن، بازخوردی است که فرد درباره‌ی خود از دیگری می‌گیرد. فضای مجازی، وضعیت گفتمانی جدیدی را برای بشر امروز که در نهایتِ ازدحام و تنگنای وقت به‌سر می‌برد، ایجاد نموده است. این فرصتِ گفتمانی به تولید معانی و نمادهای جدیدی نیز منجر شده و به افزایش دامنه‌ی آگاهی و هوشمندی بشر کمک کرده است.

معایب ارتباطات مجازی

ارتباط مجازی از هر نوعی که باشد چه سازنده، چه مخرب، چه تبلیغی و چه تخریبی، چه پیامکی که اواخر شب، سکوت و آرامش را به‌هم می‌زند و چه اخباری که با عنوان فوری در زیرنویس تلویزیون حک می‌شود، چون بدون اجازه‌ی قبلی و گاه غافلگیرانه و ناگهانی به فرد ارسال می‌شود و به میدان روانی و حریم خصوصی او تجاوز می‌کند، نوعی تحمیل است. از این‌رو، قبل از آن‌که محتوای پیام و گیرنده‌اش بررسی شود، بایست انگیزه‌ها و هدف‌های روان‌شناختی فرستنده مورد بحث و بررسی قرارگیرد. موضوعی که می‌باید به چشم خطر و آسیب به آن نگاه کرد، ابررسانه‌هایی چون ماهواره و تلویزیون هستند که بی‌محابا و به‌گونه‌ای سلطه‌گرانه، خود را به فضای خصوصی افراد تحمیل کرده‌اند و از این حیث، جهانی تک‌صدایی به‌وجود آورده‌اند.

ارتباطات مجازی و اختلال‌های روانی- رفتاری:

افرادی که در فضای مجازی زیست می‌کنند و یا به‌شکلی نامتعارف زیر سلطه‌ی رسانه‌ها و وسایل ارتباط‌جمعی و حاکمیت صدا و تصویر قراردارند و پیوسته بمباران اطلاعاتی می‌شوند، در حالت کلی و به‌مرور زمان به «اختلال شخصیت مرزی» مبتلا می‌شوند. چنین افرادی به‌طور معمول، فکرها و احساس‌های دیگران را وام می‌گیرند. ذهن آنان به‌مرور زمان، انباری از معلومات پراکنده و گوناگون می‌شود که این ویژگی پذیرنده‌بودن و آگاهی‌های پاره‌پاره به‌مرور زمان، ارزش‌ها و باورهای فرد را با بحران مواجه می‌کند. سرکوب آن‌چه خود دارد و پذیرش آن‌چه که دیگری به او ارائه می‌دهد، منجر به شکل‌گیری عقیده و بالطبع، رفتار منفی می‌شود‌ و فرد رفته‌رفته دچار روان‌پریشی حاد می‌‌گردد. خشم، نفرت، توهم، هذیان، نشخوار ذهنی، بی‌ارزشی، ضعف اعتمادبه‌نفس، اضطراب، افسردگی، وسواس و حتی شکل‌گیری فکرهای ویرانگر و... وجود او را فرامی‌گیرد.

فضای مجازی و سازمان شخصیت

در دنیای واقعی «من»، انسان در نقش کنترل‌‌کننده ظاهر می‌شود و ارتباط را به سمت‌وسویی منطقی و عقلانی پیش‌می‌برد و رابطه بیش‌تر سالم و در یک چهارچوب از پیش تعیین‌شده انجام می‌گیرد اما در فضای مجازی، بخش «نهاد» که همان «اصل لذت» شخصیت انسان است، اوضاع را در اختیار خود می‌گیرد و حضور «من» را به حاشیه می‌برد و حتی به‌مرور زمان، «فرامن» را نیز از عرصه خارج می‌کند. فرمان‌روایی «نهاد» به‌‌حدی‌ست که ارتباط، به لذت‌جویی صرف‌، خشونت و پرخاشگری کشیده می‌شود.

سراب رابطه (سه مدل رابطه‌ی نابرابر)

آن‌چه که در چت‌روم‌ها می‌گذرد، یک نوع نقش بازی‌کردن یا جایگزینی عاطفی است، بازی صید و صیاد است. یکی قربانی‌کننده و دیگری قربانی‌شونده است و گاه هر دوطرف مورد سوء‌استفاده‌ی یکدیگر قرارمی‌گیرند. بعد از ساعت‌ها گپ و گفت‌وگو، هر دو خیال می‌کنند سود برده‌اند و یا برعکس، هر دو احساس می‌کنند مورد سوء‌استفاده‌ی دیگری قرارگرفته است.

روان‌پریشی گفتمانی

بسته به شخصیت طرفین،‌ گاه این گفتمان می‌تواند حائز لذتی دردناک باشد و با وجود دردآوربودن، لذت‌بخش باشد و به میزانی که طرفین مورد سوء‌استفاده‌ی عاطفی یکدیگر قرارمی‌گیرند، عطش‌شان برای ادامه‌دادن، بیش‌تر می‌شود. حرف‌های غیراخلاقی را با وجود بار تخریبی آن، مایل‌اند که بشنوند و بگویند. استفاده از استعاره‌های غیراخلاقی، شوخی‌های سیاه، دروغ‌‌گویی و جعل واقعیت، ارتباط را از حالت نرمال خارج می‌کند. این ارتباط چون خارج از روابط انسانی سازنده است و افراد به‌راحتی و حتی بدون مجوز به فضای شخصی دیگری وارد می‌شوند، از این‌رو زمینه‌ی مشاجره‌ی لفظی زودتر فراهم می‌شود و طرفین به این‌خاطر که تعهدی برای رعایت حریم همدیگر ندارند، از هیچ لفظ و کلمه‌ی تحقیرآمیز و خشونت‌باری دریغ نمی‌ورزند.

دو رهیافت ممکن

همان‌طور که اشاره شد، وسایل ارتباطی مدرن، چنان احاطه‌ای بر زندگی بشر امروز پیدا کرده‌اند که به‌راحتی نمی‌توان از آن‌ها فرار کرد چراکه رابطه‌ای تنگاتنگ با زندگی روزمره‌‌ی افراد پیدا کرده‌اند. عدم رعایت احتیاط در کاربرد آن‌ها می‌تواند خطرناک باشد و پیامدهای ناگواری برجای بگذارد.

- بازگشت به طبیعت: برگشت به طبیعتِ حیات انسانی و عدم استفاده از این قبیل وسایل، جز در موارد اضطراری، شاید بتواند سرسام‌آوری ‌آن‌ها را تا حد زیادی کاهش دهد و تسکینی بر دردها باشد. به‌عنوان نمونه، تلفن همراه، وسیله‌ای ارتباطی‌ست که بیش‌تر برای دسترسی دیگران به ما به‌کار می‌رود، در حالی‌که ما تعهدی نداریم مدام در دسترس دیگران باشیم. خیلی راحت می‌توان قید داشتن آن‌را زد و از گوش‌به‌زنگی مدام که خود موجب سلب آرامش است، رهایی یافت.

- استفاده‌ی هدفمند: اصل مهمی که به‌کارگیری آن می‌تواند ثمربخش باشد، استفاده‌ی برنامه‌ریزی‌شده از این قبیل وسایل ارتباطی است. درواقع چه الزامی وجود دارد که ما مدام تنهایی‌مان را با خیره‌شدن به شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی و ارتباطات اینترنتی پرکنیم؟! بی‌شک، جایگزین‌های بهتری وجود دارند مشروط بر آن‌که هزینه‌ی منفعت روانی خود را درنظر بگیریم.

شنبه چهارم شهریور 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :

تهیه یک فهرست بلند بالا از خصوصیات همسر مورد نظر با تمام جزئیات و ریزه کاری ها اشتباه است. درست است که باید فردی را انتخاب کنید که خصوصیات او به نظرات شما شبیه تر باشد اما اگر زیاده از حد محافظه کارانه عمل کنید و تمام زیر و بم او را مورد قضاوت قرار دهید، بالاخره مواردی پیش می آید که با فهرست شما همخوانی ندارد و همین موضوع باعث می شود به دلیل مسائل جزئی، فرد مورد نظر را قبول نکنید.

دخترخانم ها در هنگام ازدواج معمولا مواردی را در نظر دارند که در انتخابشان و نتیجه ازدواجشان ممکن است به رضایت واقعی دست پیدا نکنند.

ما در اینجا یازده اشتباه دخترانه را برایتان بیان می کنیم تا بتوانید در تصمیم گیری خود برای ازدواج صحیج تر و کم خطاتر عمل کنید :

1 - اگر تا یک سنی ازدواج نکرده اید و حالا فکر می کنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره بین قرار داده اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یک خواستگار بله می گویید، اشتباه می کنید.

2 - مقایسه همیشه کار را خراب می کند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی که اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته اند، مقایسه کنید، مطمئنا نمی توانید تصمیم درستی بگیرید.

3 - اگر از آن دسته آدم هایی هستید که دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده اید، اشتباه می کنید. اگر به هر دلیل موقعیت هایی را در گذشته از دست داده اید، دیگر به آن فکر نکنید. پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده کنید.

4 - بعضی ها به خودشان اجازه نمی دهند کسی را دوست داشته باشند و این مساله برایشان مشکل ایجاد می کند. مثلا ممکن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث بی منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتکب شده اید.

5 - گاهی بعضی دختر خانم ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فکر می کنند پر از اشکال هستند و مورد تایید دیگران قرار نمی گیرند، در حالی که اگر به نکات مثبت خودشان توجه کنند، از خیلی ها بهتر به نظر می رسند.

6 - در مواردی، دختر خانم ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یک دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی افتد، فورا دلسرد شده، عقب می کشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یک رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یک پرچم قرمز بزرگ نگه داشته اید. با این کار واقع بینی را کنار گذاشته اید، در حالی که دنیای ما کاملا واقعی است.

7 - مرد ایده آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده آل فیلم ها کاملا فرق می کند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم ها تعلق دارند.

8 - گاهی دخترها سراغ فردی می روند که هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یک دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یک خصوصیت نمی توان زندگی کرد.

9 - تمرکز روی نکات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما وجود داشته، آنها را کنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید.

10 - بعضی دختر خانم ها که تحصیل و شغل مناسبی دارند، فکر می کنند به دلیل رفع نیاز مالی می توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می کنند و نمی توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می رنجانند.

۱۱- ار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می شوند. اگر به هر دلیل بار مسئولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی تان فکر کنید و موقعیت ها را از دست ندهید

شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :
 

به نام یگانه خالق هستی
به همین سادگی و در عین ناباوری به همین زودی این وبلاگ یک ساله شد !

یک سال پیش این موقع چی کار می کردیم ، چه وضعیتی داشتیم و تو چه فکری بودیم . به همین زودی یه سال گذشت تا این وبلاگ هم بتونه تولد یک سالگی خودش رو ببینه ، با اینکه کار خاصی نمی کنیم دو تا هورا می کشیم و یه شمع ناقابل فوت می کنیم …

خوب من خیلی وقته دیگه اینجا نمیام

یعنی کلا به قدری شلوغم و درگیرکارای خودم که یادم میره تو دنیای مجازی هم یه خلوتگاهی دارم

یادش بخیر اون زمون که این وب رو درست کردم چه خیالاتی داشتیم

در هر صورت همه عزیزانی که من فراموش نکردند نظر لطفشونه

تولد یکسالگی وبم مبارک ....

راستش جای یه اعتراف خشک و خالی اینجا کمه : ما نتونستیم تو این یک سال با این وبلاگ به هدفی که یک سال پیش داشتیم دست پیدا کنیم اما بهر حال چه میشه کرد . همیشه که نمیشه دنیا به وفق مراد ما پیش بره . این طوری هاست دیگه …

اگر تبریکی ، تشویقی ، تنبیهی و یا تهدیدی دارید می تونید در همین پست وبلاگ بگید

این هم شمع و کیک و این برنامه ها : ( فوت کنید بخورید بریم که خیلی کار داریم !!!  )

 

چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :
با یک نگاه فهمیده اید که او شریک زندگی شماست و حالا با همه وجود می خواهید با او زندگی کنید. اما از شما اصرار است و از خانواده تان انکار. شما با تمام وجود مطمئنید که زندگی با هر کسی غیر از او برایتان غیر ممکن است چون فقط او توانسته قلب شما را تسخیر کند اما دیگران معتقدند کمی که بگذرد هوای عاشقی از سرتان می افتد. در این مواقع، حق با چه کسی است؟ شما که از دلتان خبر دارید یا والدین که تجربه آینده را دارند؟
به گزارش افکارنیوز، عشق در نگاه اول چیزی است که خیلی از افراد آن را تجربه می کنند. اما واقعا مرز این احساس با هوس یا هیجانات کاذب کجاست؟ شما جاذبه خامی نسبت به فردی از جنس مخالف در خود احساس می‌کنید و سپس بسیار بیشتر از آن چیزی که عملا وجود دارد، دچار عواطف و احساسات می‌شوید. شما نه به این خاطر که عاشق شده‌اید، بلکه به این دلیل که ذهنتان تحریک شده، مدام به او فکر می‌کنید. خصوصا اگر شما به دنبال یک اوج احساسی لحظه‌ای باشید و به عبارتی، دلتان بخواهد عاشق شوید و شریک زندگی تان را پیدا کنید.

هوس در نگاه اول

این اوج احساسی یا «هوس در نگاه اول»، در پی یک آمادگی خودخواسته برای عاشق شدن به وجود می آید و بعد از آن، شما به محض دیدن کسی که معیارهای ظاهری مورد نظر شما را داشت احساس می کنید فرد مورد نظرتان را پیدا کرده اید. هر رابطه ای یک نقطه اوج دارد که در شروع آن قرار گرفته و یک نقطه فرود که در میانه آن قرار دارد. بعد از گذر از این نقطه های اوج و فرود، همه چیز به تعادل می رسد و شما می توانید درباره طرف مقابل قضاوت کنید که آیا واقعا او را دوست دارید یا نه، آیا او را به قدر کافی می شناسید یا نه و آیا او می تواند شریک زندگی شما باشد یا نه.

در واقع شما در ابتدای رابطه از نظر هیجانی در اوج هستید و همه چیز در نظرتان زیبا و فوق العاده است. در دوره فرود برعکس فکر می کنید و همه چیز از نظرتان به بن بست رسیده و مدام فکر تمام کردن رابطه هستید. اما در دوران تعادل هم هیجاناتتان را کنترل کرده اید و هم احساسات منفی جای خود را به شناخت بیشتر داده اند. بنابراین می توانید بهتر و عاقلانه تر تصمیم بگیرید.

تصمیم گیری در دوران اوج می تواند باعث سرخوردگی و شکست رابطه شود و تصمیم گیری در دوره فرود، ممکن است پشیمانی از اتمام رابطه و فرصت ندادن به خودتان را در پی داشته باشد.


شیفتگی ذهنی

بعضی اوقات، وقتی به کسی علاقمند می‌شوید، عاشق
” بعضی اوقات، وقتی به کسی علاقمند می‌شوید، عاشق او نیستید؛ بلکه عاشق تصویر او هستید: «چه قیافه‌ای دارد»؛ «چه کاره است»؛ «چقدر پول دارد»؛ «چه ماشینی سوار می‌شود»؛ «چه کارهایی در زندگی انجام داده است». «چقدر صدایش آرامش بخش است»، «چه حس خوبی دارد همسر آدم پزشک باشد» و... شما از تمام این چیزها در سرتان رویایی می‌سازید و ماهیت فرد را نادیده می‌گیرید “
او نیستید؛ بلکه عاشق تصویر او هستید: «چه قیافه‌ای دارد»؛ «چه کاره است»؛ «چقدر پول دارد»؛ «چه ماشینی سوار می‌شود»؛ «چه کارهایی در زندگی انجام داده است». «چقدر صدایش آرامش بخش است»، «چه حس خوبی دارد همسر آدم پزشک باشد» و... شما از تمام این چیزها در سرتان رویایی می‌سازید و ماهیت فرد را نادیده می‌گیرید.

گذشته از این، آیا ممکن است کسی را ملاقات کنید و در همان لحظه احساس کنید که او همسر ایده‌ال شماست و اشتباه نکرده باشید؟ زوج‌هایی وجود دارند که سی‌سال با هم زندگی کرده‌اند و می‌گویند که در همان ملاقات اول، می‌دانستند که همسر ایده‌آل خود را یافته‌اند. آیا این همان «عشق در نگاه اول» نبوده است؟

ممکن است بشود چنین تلقی کرد که آنها جاذبه‌ای قوی و ارتباطی روحی را تجربه کرده‌اند که سپس آن را به رابطه‌ای قوی و موفق بدل ساخته‌اند. آنان در نگاه اول وجود چیزی را در یکدیگر تشخیص داده‌اند، اما عشق حقیقی بین آن دو، می‌بایست در طول سالیان شکل گرفته باشد. برای دلباختگی یک لحظه کافیست، اما «عشق حقیقی» به وقت نیاز دارد.

تصور کنید که در یک شب سرد، در کلبه‌ای نشسته‌اید. می‌خواهید آتش روشن کنید تا خود را گرم کنید. برای اینکار بین روزنامه و هیزم، حق انتخاب دارید. اگر در مورد این کار تجربه کافی داشته باشید، جواب این سوال را می‌دانید: روزنامه سریع‌تر می‌تواند شعله بزرگی درست کند، اما سریع‌تر هم خاموش می شود. اما هیزم ممکن است به مدت زمان طولانی‌تری نیاز داشته باشد تا شعله‌ور شود، اما به آرامی و یک‌نواخت می‌سوزد.

عشق سال های جوانی

بسیاری از مردم، به جای آنکه به دنبال همسری باشند که بتوانند با او رابطه‌ای پر دوام و محکم را بسازند به اشتباه در ابتدای روابط به دنبال همان شعله ناگهانی هستند. البته شما می‌توانید هر دو را داشته باشید، همانطور که می‌توان هم روزنامه و هم هیزم را برای درست کردن آتش، استفاده کرد. اما اگر متوجه شده‌اید که مدام کسانی را انتخاب می‌کنید که برای شما نامناسبند، شاید بهتر باشد به دنبال «آقا یا خانم هیزم» بروید و از «خانم یا آقای باروت»، برحذر باشید.

بنابراین ضرورتی ندارد برای ایجاد رابطه ای در جهت آشنایی و شناخت و پیش زمینه ازدواج، این روند را با علاقه فراوان و وابستگی فوق العاده همراه کنید. مهم داشتن احساسی مثبت برای ایجاد گرایشی در شما است تا او را بهتر بشناسی. عشق و علاقه باید پس از انتخاب به وجود آید . زمانی که شما مطمئنید با استفاده از اصول عقلانی و منطقی محاسن و معایب شخص مقابل را محک زدید و پس از ارزیابی محاسن او را ترجیح دادید.

برگرفته از همپرواز، آفتاب
چهارشنبه دهم خرداد 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :

اصول حفظ و نگهداری و وابسته کردن نامزد یا همسربه خودمان

 

به گزارش پایگاهاطلاع رسانی تنظیم خانواده : یکی از دغدغه های خانم ها  و آقایان ، نگه داشتن نامزد و وابسته کردن آنهابه خود میباشد ، همواره برخی از رفتارهای خانم ها برای آقایان آزار دهنده است کهنهایتا منجر به اتمام یک رابطه می شود .

1) پرس وجو راجع به گذشته او :

راجع به فردی که بااو قصد ازدواج دارید حتما تحقیق کنید و عجولانه و بدون تحقیق تصمیم نگیرید اما بعداز تحقیقات در گذشته او به دنبال ردپای فرد یا افراد دیگر نباشید ، در زندگی هرفردی اشتباهاتی وجود دارد گشت و گذار در زندگی شخصی هر فرد میتواند آن اشتباهات رابیرون کشیده و البته جز ایجاد حس بی اعتمادی و بحث و جدال سودی ندارد

2) مدام غر نزنید :

آقایان از هماندوره جوانی به علت مشغله های فکری گوناگون ( اشتغال ، درامد ، مسئولیت پذیری ، ترساز آینده ) ظرفیت و صبر کمتری نسبت به خانم ها دارند لذا برخی از رفتارهایی کهخانم ها در آن ریز می شوند اصلا به چشم آقایان نمی آید و مهم جلوه نمی شود و دقیقاخانم ها بر سر همین مسائل شروع به غر زدن میکنند ، غرزدن خانم ها باعث فرار اقایاناز دست آن خانم می شود خصوصا غر زدن بر سر موضوعات و مسائل تکراری  ، خانم ها اگر مسئله ای شما را نگران کرده و درصحبت کردن نتوانستید آنرا حل کنید به جای غر زدن حرفهای خود را بر روی کاغذبنویسید و به نامزد یا همسرتان بدهید

3) مستقلاتصمیم گیری نکنید :

خودخواه ، خودرای وخودکار نباشید ، لازم است هر دو طرف سایر امور را با مشورت یکدیگر پیگیری کنندخصوصا خانم ها توجه داشته باشید روشنفکرترین مردها هم حس قدرت طلبی دارد و مردهاتمایل دارند قبل از هر اقدامی شما با او مشورت کنید گذشته از این مشورت با آنهاباعث می شود تا آنها بیشتر احساس مسئولیت کنند در نتیجه باعث ایجاد یک رفتاربرگشتی از جانب همسر شما نسبت به شما می شود ، اما زمانی که شما بدون مشورت کاریرا انجام دهید مرد مقابل شما تصور میکند هیچ جایگاهی در زندگی شما ندارد لذا نسبتبه شما سرد برخورد میکند

4) مردها گاهی بچه می شوند :

در رقابت ، در دعوا، در بیماری  معمولا در سه حالت مذکورمردها همانند یک پسر بچه رفتار می کنند این رفتار آنها غیر طبیعی نیست اما هرگز برزبان نیاورید که او همچون یک بچه رفتار کرده است

5) خانمها نیاز به توجه دارند:

بر هر مردی چه درنامزدی چه بعد از ازدواج واجب است که تمامی صورت و اندام همسر خود را نگاه کند هرتغییری را به خاطر بسپارید هر چند شاید سخت باشد اما تغییر نوع پوشش و رنگ آن ،تغییر نوع آرایش یا مدل موی سر ، مدل ابروها رنگ آنها اندازه آنها همه و همه رابررسی کنید و هر تغییری را حتما به زبان بیاورید همیشه تغییراتی که برای زیبایی اومیبینید را به زبان بیاورید ، شاید از نظر آقایان گفتن این حرفها بی ارزش باشد اماآنچنان تاثیری در خانم ها دارد که تاثیر آن در محل و رفتار  دیگری که برای اقایان مهم است نمود میکند

6) دردوران نامزدی و عقد رابطه جنسی کامل نداشته باشید :

یکی از دلایل مهم آقایان برای ازدواج نیاز جنسی آنها میباشد که وجود این دلیل غیر طبیعی نیست ، اماچنانچه به هر شکل این نیاز به صورت کامل قبل از ازدواج تامین شود از میل و رغبتآنها برای ازدواج تا حدی کاسته می شود و ممکن است تاریخ عروسی بنا به دلایل وبهانه جدیدی از جانب اقا مدام عقب بیفتد ، پس روابط جنسی قبل از ازدواج در دورانعقد هر چه محدودتر باشد ( در حدی که با امیال و تخیلات جنسی هم آشنا شوید )مطلوبتر است

7)احترام به یکدیگر خصوصا در مقابل دیگران

از همان ابتدا قراربگذارید حتی اگر با هم قهر هستید در مقابل دیگران آتش بست موقت بر ارتباط گفتاری ورفتاری شما برقرار باشد و در مقابل دیگران چه آشنا چه غریبه نهایت احترام را به همبگذارید این آتش بست در مقابل فرزندان نیز باید اعمال شود

8) مقایسه نکنید

همسر خود را بادیگران مقایسه نکنید ، اصولا مقایسه کردن مربوط به قبل از ازدواج است زمانی که شمادرمورد انتخاب همسر فکر میکنید بعد از ازدواج او را با سایرین قیاس نکنید و مدامبه او نگوئید:  فلانی را نگاه کن

9) خانمها راجع به تمایلات جنسی همسرتان با دوستان ، همکاران و خواهر خود صحبت نکنید

آقایان درموردرابطه جنسی خود با همسرشان هرگز با دوستان و همکاران یا برادر خود صحبت نمیکننداما متاسفانه برخی از خانم ها کلیه جزئیات را کلمه به کلمه به دوست نزدیک خود یاهمکار خود یا خواهر خود در میان میگذارند ، این عمل شما تجاوز به حریم خصوصیهمسرتان است زمانی که شما به این حریم احترام نمیگذارید از فردی که در جریان آنقرار میگیرد چه انتظاری دارید که موضوع را در خلوت خود با شوهر خود مطرح نکند ؟

10)رازدار باشید

سعی کنید از هماندوران نامزدی محرم اسرار هم باشید ، آقایان همه صحبتهیا میان خود و نازمدتان یاهمسرتان را با خانواده خود در میان نگذارید همچنین خانمها ، رازداری در زندگیزناشوئی بسیار بسیار جایگاه مهمی دارد

11)همدیگرا را چک نکنید

در خیلی ازاختلافات دوران نامزدی شاهد هستیم که دو طرف بیشترین وقت خود را صرف آتو گرفتن ازهم میکنند بعنوان مثال خانمی از یک شماره همراه دیگری مدت سه ماه به همسر خود پیامک ارسال میکند و خودرا جای فرددیگری میزند تا همسر خود را به قول خود امتحان کند ، اوبا توجه به آشنایی باتمایلات جنسی همسر خود در پیامکهای خود سعی در تحریک جنسی همسر خود داشته که مطمئنشود آیا او به وی خیانت میکند یا خیر ، اینکه شما دام برای همسر خود بیندازید بااینکه او را امتحان کنید تفاوتهایی وجود دارد

اگر رفتاری شک برانگیز از همسر خود دیده اید اولا به جای آنکه صبر کنید این رفتارها روی هم انباشتهشود و شما در ذهن خود داستان پردازی کنید لازم است همان اولین رفتار شک برانگیز راکه دید با آرامش با او در میان بگذارید البته نباید مضووع را اینگونه مطرح کنید کهاو تصور کند شما اعتمادی به وی ندارید ، آقایان نیز باید در نظر داشته باشند خانمها بسیار حساس هستند و جزئیات را کامل به خاطر میسپارند پس زود تصور نکنند کههمسرشان به وی بی اعتماد است

12) قبل از ازدواج چشمها را باز و بعد از ازدواج آنها را ببندید

برخی از مسائلهستند که تا زمانی که ازدواج نکرده اید باید مورد بررسی قرار دهید ، رابطه همسرتانبا دوستان ، نوع پوشش ، نوع برخوردهای اجتماعی ، محیط کار ، وضعیت ادامه تحصیل یااشتغال ، نوع برخورد با همکار جنس مخالف در محیط کار ، خانواده و فرهنگ خانوادگی واز این قبلی مسائل را قبل از ازدواج باید مورد بررسی قرار بگیرد

13)همانگونه که هستید پذیرفته بشید و همانگونه که هست بپذیرید

هر فردی برایازدواج معیارهایی در نظر دارد ، فردی را انتخاب کنید که تا حد زیادی منطبق برمعیارهایی شما باشد ، برخی از افراد فردی را انتخاب میکنند  و انتظار دارند او خود را متناسب با معیارهایوی کند که این انتظار منطقی نیست هر کسی را اگر همانگونه که هست متناسب بامعیارتان است بپذیرید اگر نیست آن فرد مناسب ازدواج با شما نمیباشد  ، اینکه فردی کلیه شرایط و برنامه های زندگیخود را تغییر دهد تا شما آنرا بپذیرید اصولی نیست گذشته از این به یاد داشته باشیماگر چه همه ماها دنبال بهترین و کاملترین هستیم حتی اگر خودمان کامل نباشیم اماهیچ انسانی کامل نیست و اصولا کمالگرائی درانتخاب همسر صحیح نیست ، چنانچه فردمقابل شما بالاتر از 60 درصد از معیارهای شما را داشت میتوانید امیدوار باشید کهفرد مقابل میتواند انتخاب مناسبی باشد به دنبال فردی که 100 درصد معیارهای شما راداشته باشد نباشید چرا که ازدواج با چنین فردی حتی در صورت وجود ، خلاف تصور دیگران، ازدواج موفقی نخواهد بود .

14) دروغ نگوئید

از همان ابتدا باهم رو راست و صادق باشید ، صداقت پایه اعتماد است و اعتماد یکی از پایه های زندگیمشترک ، از آنجایی که معمولا برای حفظ یک دروغ چندین دروغ دیگر بکار برده می شود وانسان توانایی حفظ چند دروغ را ندارد ( چون ذات انسان با دروغ مخالف است ) لذانهایتا دروغ و دروغهای شما افشا می گردد ، ممکن است بخشیده شوید حتی برای چند بار، اما علیرغم بخشیده شدن اعتماد طرف مقابل از شما سلب شده است . ممکن است یک دروغحتی باعث بر هم خوردن یک ارتباط بطور کامل شود

15) پیشداوری نکنید

خیلی از افراد بدونصحبت کردن با فرد مقابل یا بدون دادن فرصت دفاع یا توضیح به فرد مقابل یکطرفه براساس برداشتهای نادرست خود قضاوت نادرست کرده و تصمیم گیری میکنند و حتی فرصت بهفرد مقابل نمیدهند که توضیح دهد ، معمولا افرادی که دنبال آتو گرفتن هستند از جملهاین افراد هستند  . از همان ابتدا اگرموضوعی شما ار نارحت کرده یا رفتاری از نظر شما شک بر انگیز است با طرف مقابل خودصحبت کنید و به او فرصت دهید تا توضیح دهد اکثر مواقع اتفاقات آنگونه نیست که ما در ذهنمان برداشت میکنیم .

16) اصول گفتار صحیح با همسر  را بیاموزید

به جای اینکه بگوئید میخوام فلان کار را انجام دهم

 بگوئید: به نظرت فلان کار را انجام دهم ؟

بگوئید : میخواستمنظر تو رو در مورد انجام فلان کار بپرسم

به جای آینکه بگوئید این چیه پوشیدی ؟

 اگر خانم هستید به همسر خود  بگوئید فلان لباس  بیشتر بهت میاد

اگر آقا هستید بههمسر خود  بگوئید به نظر من فلان لباس خیلیخوشگلترت میکنه

به جای اینکه بگوئید می آیی دنبالم ؟

بگوئید : دوست دارمتو راه برگشت با تو باشم  میتوانی بیائی ؟

به جای اینکه بگوئید بریم خرید ؟

بگوئید : دوست دارمخریدم با سلیقه تو باشه

همیشه یک واژه محبتآمیز را در ابتدای صحبتها و جملات خود ثبت کنید و قرار بگذارید در دعوا و بحث هماین واژه حتما بکاربرده بشود  حتی در مقابلدیگران :

واژه هایی نظیر :عزیزم ، عشقم ، زندگیم و...

در نتیجه هر وقت همدیگر را میخواهید صدا کنید اول یکی از واژه های بالا را بکار میبرید ، استفادهاز این روش باعث می شود تا دعواها و بحثهای زوجین درمدت کوتاهی خاتمه یابد .

http://asheghi4u.blogsky.com/1390/12/06/post-1274/  پايگاه اطلاع رساني تنظيم خانواده

 

پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :

اسرار ازل را نه تو داني و نه من
وين حل معما نه تو خواني و نه من
هست از پس پرده ؛ گفتگوي من و تو
چون پرده بر افتد ؛ نه تو ماني و نه من



مخالفت خانواده.ها با ازدواج فرزندشان موضوعي است كه از قديم وجود داشته و هميشه يكي از دغدغه.هاي جوانان هنگام ازدواج بوده است، گاهي اين مخالفت.ها نشان.دهنده اشتباه بودن انتخاب.هاست و گاهي... به هر دليل كه باشد قرار گرفتن در اين موقعيت وضعيت دشواري براي جوانان به.وجود مي.آورد، اگر خود شما هم دچار اين مشكل نباشيد احتمالا اين روزها با ديدن سريال «ستايش» به اين موضوع فكر كرده.ايد، اينكه واقعا بچه.ها در اين مواقع بايد چه كنند و چگونه با مخالفت خانواده.هاي.شان كنار بيايند، آيا مثل سريال «ستايش» ازدواج كنند يا از انتخاب خود صرف.نظر كنند.





مخالفت پدرومادرها بيشتر شده
به تازگي يعني طي چند سال اخير كه ارتباط. دختر و پسر و زوجين قبل از ازدواج براي آشنايي بيشتر از طريق خودشان است يعني از قالب سنتي بيرون آمده و بچه.ها بيشتر ترجيح مي.دهند خودشان انتخاب.كننده فرد مناسب براي ازدواج باشند، مي.توان گفت به همين نسبت مخالفت خانواده.ها بيشتر شده است. به.نظر من دليلش اين است كه تا قبل از اين، خانواده بود كه براي ازدواج جوان، انتخاب مي.كرد و تصميم مي.گرفت و در واقع نقش اصلي با پدر و مادر بوده و حتي گاهي اطرافيان يعني خاله و عمو و عمه و... اما اين روزها اين نقش تغيير كرده.است و ديگر از طرف بچه.ها پدر و مادر جزو اين بازي محسوب نمي.شوند يعني مناسبات و ارزش.هاي بچه.ها در اين سال.هاي اخير تغيير كرده است، ما بارها از مراجعان خودمان مي.شنويم كه مي.گويند چندان به خواستگاري.هاي سنتي تمايلي ندارند و دليل اين امر اين است كه از يك طرف بچه.ها متوجه شده.اند براي ازدواج نياز به شناخت بيشتر دارند و از طرف ديگر هم احساس استقلال طلبي بيشتري مي.كنند، در نتيجه در خانواده به.دليل در مقابل هم قرار گرفتن دو تفكر متفاوت، اختلاف به.وجود مي.آيد. يكي تفكر سنتي پدر و مادر كه جايگاه خود را به حق بسيار مهم مي.دانند و خودشان را كاملا به.عنوان تصميم.گيرنده مي.شناسند و ديگري تفكر بچه.ها كه مي.گويند اين زندگي ماست پس خودمان بايد تصميم بگيريم و در نهايت در خانواده بحث و جدل و شايد هم دعوا و درگيري پيش .آيد. معمولا پدر و مادر در اين شرايط احساس مي.كنند كنار گذاشته.شده.اند و فرزندشان به آنها اهميت چنداني نمي.دهد و از طرف ديگر هم نگران بچه.هاي.شان هستند، اين نگراني منجر به رفتارهايي مي.شود كه بچه.ها را از پدر و مادر دور مي.كند و در واقع والدين به جاي حل مسئله در احساسي.گير مي.كنند كه من اسم آن را راه حل هيجان مدار (در مقابل راه.حل مسئله مدار)مي.گذارم كه سراسر عشق و علاقه. است اما چون با احساس و هيجان.شان مي.خواهند مسئله را حل كنند متاسفانه نتايج مثبتي برايشان ندارد.


فرق پدرومادرها با دوستان
شايد والدين به اين دليل مخالفت مي.كنند كه اعتماد لازم نسبت به فرزندشان در آنها وجود ندارد. آن.ها نه تنها به بچه.هاي.شان اعتماد ندارند بلكه به تربيت خودشان و آنچه به فرزندشان ياد داده.اند نيز چندان اعتمادي ندارند چون به هر صورت بچه.ها نتيجه تربيت، رفتارها و آنچه ما به آنها انتقال داده.ايم هستند؛ وقتي پدر و مادري نگران انتخاب. فرزندان.شان در سنين ازدواج هستند، يعني اين.كه به آن انتخاب.ها، به تربيتي كه داشتند، به آن ارزش.ها و خوراك.هاي ذهني كه به او داده.اند چندان اعتماد ندارند، متاسفانه همين امر باعث شده.است كه بين پدر و مادرها و بچه.ها فاصله بيفتد و آن.ها حرف يكديگر را درك نكنند چون بچه.ها معمولا ترجيح مي.دهند از سنين نوجواني تا حدود 25 سالگي به جاي خانواده بيشتر با دوستان.شان باشند و اين به اين دليل است كه دوستان، فرد را زير سوال نمي.برند، نصيحت نمي.كنند، با كسي مقايسه نمي.كنند، به فرد از بالا به پايين نگاه نمي.كنند و روبه.روي فرد نمي.ايستند بلكه در كنار او هستند ولي پدر و مادر دقيقا برعكس هستند چون در اكثر مواقع، خودشان را در مقابل فرزند مي.دانند و با او وارد مقابله و جنگ مي.شوند، پدر و مادر نمي.توانند اين نقش دوستي را براي فرزندشان بازي كنند.



اين ازدواج.ها محكوم به شكست هستند؟


در كشور ما به دليل سنت.هايي كه وجود دارد اگر هنگام ازدواج يك خانواده يا هر دو خانواده مخالف باشند حتما در آينده اين ازدواج، مشكلاتي به وجود خواهد آمد و اگر اين مسئله، كدورت و مخالفت حل نشود هميشه همراه زوجين خواهد بود چون در ايران در حقيقت هنگام ازدواج دو قوم به هم اتصال پيدا مي.كنند. وضعيت ما با كشورهاي غربي كاملا متفاوت است يعني روابط نزديك.تر، پيچيده.تر و تاثيرگذارتر است. بنابراين به.طور طبيعي زوجي كه در اين شرايط قرار گرفته.اند يا بايد كاملا از خانواده.هاي.شان كنار بكشند كه كار خيلي سختي است .يا از اين كشور مهاجرت كنند و به جاي ديگري نقل مكان كنند. ولي اين.ها راه حل فرار هستند يعني مسئله سرجايش است و هميشه هم هست و به مرور به يك زخم كهنه تبديل مي.شود. بنابراين بهتر است قبل از ازدواج، قدم مثبتي براي اين امر برداشته شود معمولا مشاوران ازدواج در اين زمينه مي.توانند خيلي كمك.كننده باشند چون راه.حل.هايي مي.دهند كه مي.تواند درصورت همكاري پدر و مادر.ها مسئله حل شود و آن.قدر كه فكر مي.كنند پيچيده نباشد.





مقابل بچه.ها نايستيد
پدر و مادر چگونه مي.توانند در مرحله.اي مثل ازدواج به جاي جنگيدن و مخالفت، نقشي تاثير.گذار داشته باشند؟ آنها بايد ياد بگيرند چگونه با فرزندان.شان دوست باشند و كنار فرزند به.عنوان يك راهنما قرار بگيرند و شرايطي را فراهم كنند كه فرزندشان بتواند تمام حرف.هايش را با آنها بزند و بتواند بدون ناراحتي، بدون خشم و كينه، بدون غرض و ترس به راحتي با والدينش حرف بزند و دلايل انتخابش را براي آنها بگويد. در اينجا ممكن است پدر و مادر نظرشان منفي باشد و به.گونه.اي ديگر فكر كنند، مسلما در اينجا، ايستادن در مقابل بچه.ها مشكلي را حل نمي.كند چون يا بچه.ها كار خودشان را مي.كنند يا اين قضيه تبديل به يك مشكل بغرنجي با گره كور مي.شود. راه حل اين است كه والدين در فضايي باز كه بين خودشان و فرزندشان به.وجود آورده.اند موقعيتي را فراهم كنند كه هم حرف.هاي فرزندشان را بشنوند و هم فرزندشان حرف.هاي آنها را بشنود. در حقيقت اگر پدر و مادر بلد باشند چگونه فضاي گفت.وگو را در خانه ايجاد كنند يعني در درجه اول پدرو.مادر پذيرش داشته.باشند و حرف.ها را بشنوند حتما فرزندان نيز به آنها اين فرصت را مي.دهند كه حرف.هاي.شان را بزنند. بايد اين فضاي گفت.وگو در خانه به.وجود بيايد چون هر مشكلي كه در دنيا وجود داشته باشد با گفت.وگو مي.توان آن را حل كرد در واقع هيچ مشكلي نيست كه نتوان درباره آن صحبت كرد. وقتي پدر و مادر فضاي گفت.وگو را در خانه به وجود بياورند طبيعتا مي.توانند به فرزندشان خوراك فكري داده و راه و چاه را به او نشان دهند.

 
وقتي پدر و مادر فضاي گفت.وگو را در خانه به وجود بياورند طبيعتا مي.توانند به فرزندشان خوراك فكري داده و راه و چاه را به او نشان دهند




چه زماني خانواده.ها راضي مي.شوند؟
گاهي مخالفت خانواده.اي فقط به دلايل سطحي است يعني بدون دليل ايراد مي.گيرند، يعني همه چيز زوج، كاملا به هم مي.خورد و حتي نظر مشاور نيز اين است كه اين زوج مي.توانند ازدواج موفقي داشته.باشند اما خانواده مي.خواهند براساس احساسات و حتي گاهي غرض.ورزي مخالفت كنند مثل اين.كه من از اين دختر خوشم نمي.آيد! يا... در واقع آنها چون احساس مي.كنند كنار گذاشته شده.اند وارد لجبازي مي.شوند. به.طور طبيعي ما نبايد به راحتي از انتخاب.هاي.مان بگذريم، يك .جاهايي هم بايد ايستاد و جنگيد. در اين مواقع ممكن است پدر و .مادر وقتي ايستادگي فرزند را مي.بينند به مرور قبول كنند و با موضوع كنار بيايند ولي اين امر زمان مي.خواهد. پيشنهاد من به زوجين اين است كه اين زمان را به پدرو.مادر بدهند و يك.باره به سراغ كودتا نروند و سعي كنند اعتماد والدين.شان را در طول زمان جلب كنند. معمولا در 60 تا 70 درصد موارد اين اتفاق مي.افتد يعني وقتي به پدرو.مادر زمان مي.دهند و از راه.هايي استفاده مي.كنند كه اعتماد آنها را جلب كنند به مرور والدين راضي مي.شوند.
 
چگونه از اين سد عبور كنيد
زماني كه پدر و مادر به هيچ وجه راضي نمي.شوند و به عبارتي اصلا حاضر نيستند حرف.هاي شما را بشنوند يا طرف مقابل را ببينند، شرايطي است كه شما هر راهي را برويد به بن.بست مي.خوريد و بايد بدانيد كه الان زمان قانع كردن پدرو.مادر نيست، شما بايد صبر كنيد تا پدر و مادر از فضاي عاطفي و هيجاني خود بيرون بيايند چون در فضاي هيجاني آدم.ها نمي.توانند خوب به مسئله نگاه كنند و خوب تصميم بگيرند و با غرض به مسئله نگاه مي.كنند. بنابراين دختر و پسر بايد با درايت و صبوري صبر كنند تا زمان مناسب براي حرف زدن فرا برسد حالا اين زمان ممكن است يك هفته ديگر، يك ماه ديگر يا حتي 2 سال ديگر باشد. در اين.گونه موارد كه والدين يك طرف يا هر دو طرف مخالف هستند مشورت با يك مشاور مي.تواند خيلي مفيد باشد تا هم از انتخاب خود اطمينان پيدا كنند و هم بفهمند آيا با توجه به شرايط خاص.شان صلاح است ادامه دهند يا نه؟ وهم اينكه با راه حل.هاي مفيد آشنا شوند. اولين راه.حل اين است كه كم كم از اطرافيان كمك بگيريد كسي كه مي.تواند بي.غرض باشد و در عين حال روي پدرو.مادر شما تاثيرگذار باشد را وارد ماجرا كنيد مثلا برادر يا خواهرتان يا...را با فرد انتخابي خود آشنا كنيد، از آنجا كه او از احساس پدر و مادر شما فاصله دارد مي.تواند بهتر، موقعيت را ببيند و در اين حالت وقتي پدر و مادر شما موافقت يك نفر ديگر به جز شما را در اطرافيان مي.بينند كمي تحت.تاثير قرار گرفته و شايد متوجه اشتباه خود بشوند.



در آرامش حرف بزنيد
راه.حل ديگر اين است كه به مرور زمان در برخي از روزها و گاهي با يكي از پدر يا مادر نه هر دو با هم از احساس.تان صحبت كنيد سعي كنيد در اين صحبت.ها فضا را كاملا آرام نگه داريد تا به دور از فضاي هيجاني در مورد خودتان، در مورد آن فرد، در مورد احساس.تان، در مورد انتخاب.تان و حتي در مورد اين.كه احساس و نگراني پدر و مادر را درك مي.كنيد با آنها صحبت كنيد. خيلي از اوقات يكي از دلايل اصلي كه مشكل بين بچه.ها و پدر و مادر حل نمي.شود به اين دليل است كه بچه.ها هم در آن فضاي هيجاني قرار مي.گيرند، يعني وقتي پدر و مادر به هر طريق مخالفت خود را اعلام مي.كنند آنها نيز برخورد نامناسبي مثل قهر يا دعوا مي.كنند. پيشنهاد من اين است كه حفظ آرامش و رفتار مناسب و آرام در يك زمان مناسب بهترين راه.حل است. وقتي پدر شما آرام است بهتر به حرف.هاي شما گوش مي.دهد. البته توجه كنيد بايد صحبت خود را با اين شروع كنيد كه او و نگراني.اش را درك مي.كنيد و به پدر يا ماد.ر خود بفهمانيد كه كاملا تمام احساسات او را مي.فهميد تا راه را براي گفت.وگو باز كنيد.
 
وقتي با مخالفت شديد خانواده مواجه هستيد..
در اينجا دو راه داريد يا اينكه تسليم شويد و انتخاب خود را كنار بگذاريد و قبول كنيد نمي.شود يا اينكه با ايستادگي به اين سمت برويد كه من انتخابم را كرده.ام و مي.خواهم پاي آن بايستم يعني آن.قدر از انتخاب خود مطمئن هستيد! اما بايد بدانيد كه اين مطمئن بودن پارامترهايي دارد يعني تنها يك احساس و عشق نيست مثل اين.كه شما طرف مقابل.تان را به لحاظ خانوادگي، تحصيلات، ظاهر، شخصيت و...قبول كرده.ايد و تنها مورد، همين مخالفت والدين است كه يك پارامتر تاثير.گذار است. ايستادگي شما در اينجا يا مشكل را حل مي.كند يا اينكه شما مجبور مي.شويد به زندگي خود ادامه دهيد اما بايد بدانيد اين مخالفت در بخش.هاي مختلف زندگي شما خود را نشان مي.دهد، از زمان خواستگاري تا مراسم عروسي و رفت.وآمد.ها و... و مسلما تبعات آن در زندگي شما هميشه وجود خواهد داشت.





در اين موارد مخالفت خانواده.ها را جدي بگيريد
وقتي 2 نفر خانواده.هايي با اعتقادات مذهبي متفاوت دارند، مثل اينكه يك خانواده كاملا غيرمذهبي و خانواده ديگر كاملا مذهبي است، در اين صورت وقتي خانواده.ها با هم روبه.رو مي.شوند احتمالا اتفاقات مختلفي خواهد افتاد. در اينگونه ازدواج.ها احتمالا بعدها مشكلات فراواني پيش خواهد آمد و زوجين نمي.توانند بسياري از رفتارها و عادت يكديگر را قبول كنند. اينگونه تفاوت.ها خيلي تاثير.گذار است تفاوت.هايي مثل اختلاف مالي فراوان خانواده.ها، اختلاف سني زياد و... همه مسائلي هستند كه مي.توانند در موفقيت ازدواج شما تاثير بدي داشته.باشند، بايد به.خوبي روي دلايل مخالفت پدر و مادرتان فكر كنيد. اما مي.توان گفت مسائلي مانند مسئله سربازي پسر، تحصيلات، .مسئله مالي، خانه و... مسائلي قابل حل هستند و طور طبيعي مي.توان براي آنها راه حل پيدا كرد و مشكل غيرقابل حلي نيست.


وقتي مستقيم بايد با مادر خواستگارتان صحبت كنيد
گاهي پش مي.آيد كه مخالفت خانواده خواستگار شما آن قدر زياد است كه تقريبا مسئله را غيرقابل حل مي.كند تا حدي كه خواستگار شما تصميم مي.گيرد ارتباط خود را با خانواده.اش قطع كند، در اين مواقع اين سوال پيش مي.آيد كه بايد اين قطع ارتباط را به پاي بي.وفايي گذاشت يا به پاي عشق فراوان او نسبت به شما؟.! در اين مواقع شما بايد تشخيص دهيد دليل مخالفت خانواده او چيست. آيا براي اين مخالفت خود دلايل قابل.قبولي دارند يا بيشتر به.دليل غرض.ورزي با اين ازدواج مشكل دارندو اصلا منطقي فكر نمي.كنند و شايد حتي قصدشان آزار و اذيت و لجبازي باشد. اگر حالت دوم باشد معمولا بچه.ها تصميم مي.گيرند رابطه.شان را با پدرو.مادر قطع كنند و شايد هم تصميم چندان غلطي نباشد. البته نبايد كانال ارتباطي شما با خانواده خواستگارتان فقط خود پسر باشد، شما به.عنوان يك دختر بايد با خانواده او ديدار كنيد و دلايل.شان براي مخالفت را از زبان خودشان بشنويد، احتمالا در اين شرايط خانواده پسر، چندان تمايلي ندارند كه شما را ببينند ولي اگر واقعا به درستي انتخاب خود اطمينان داريد بايد بهاي آن را بپردازيد و با خانواده.اي كه شما را دوست ندارند ديدار كنيد، مثلا مي.توانيد يك جلسه حضوري با مادر آن پسر بگذاريد و تمام حرف.هاي او را بشنويد و شما نيز حرف.هاي.تان را به او بزنيد، وقتي اين حرف.ها به.طور مستقيم زده نشود تبديل به سوءتفاهم.ها و گره.هاي بزرگ مي.شود. خيلي از مواقع وقتي 2 تا 3 بار اين رودرويي صورت مي.گيرد بسياري از مشكلات حل مي.شود يا حداقل كمي از بار هيجاني كم مي.شود. در اين صورت شما هم مي.توانيد از خودتان دفاع كنيد و اگر اشتباه مي.كنند آنها را از اشتباه در بياوريد و هم، چرايي خانواده او را از زبان خودشان بشنويد تا خودتان منطقي يا غيرمنطقي بودن مخالفت آنها را بفهميد. فقط مهم اين است كه در اين صحبت.ها آرامش كامل داشته.باشيد و نهايت شرم و فرو.تني را رعايت كنيد و با احترام تمام از خود دفاع كنيد. حتما سعي كنيد نظر موافق خانواده.ها را به.دست بياوريد تا در آينده در زندگي شما مشكلي پيش نيايد.



اگر پاي خواستگار دومي درميان بود
گاهي خانواده. شما مخالفت مي.كنند چون شما غير از اين فرد، خواستگار ديگري نيز داريد و خانواده نسبت به آن خواستگار نظر مساعدتري دارند، در اين صورت اول از همه شما با ذهني كاملا باز، بررسي كنيد كه آيا آنها درست مي.گويند و تمام جوانب را به درستي بررسي كنيد. ببينيد موارد. برتري خواستگار ديگر شما چيست. آيا در موضوعات تعيين.كننده است، مواردي چون پول و مقام جزو موارد تعيين.كننده نيست اما نوع شخصيت دو طرف مي.تواند بسيار در موفقيت يك ازدواج تعيين.كننده باشد. در اين موارد بايد بسنجيد آيا واقعا خواستگار انتخابي مي.تواند شما را خوشبخت كند، سپس سعي كنيد تمام دلايل خود را با پدرو مادرتان مطرح كنيد، دلايل شما بايد كاملا متقن و روشن باشد تا بفهمند انتخاب شما، انتخاب صحيح تري است. البته بهترين راه حل اين است كه شخص سومي را هم وارد اين ماجرا كنيد مثل يك مشاور يا خاله، يا برادر بزرگ.تر يا... تا دلايل شما را او براي پدر و مادرتان مطرح كند. حتي مي.توانيد با خواستگار دوم صحبت كنيد و به او بگوييد قصد ازدواج با او را نداريد.
چهارشنبه سی ام فروردین 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :
آیا میدانید سه رکن اصلی زندگی سالم چیست؟

بسياري از جوان ها رسيدن به سن خاص ويا دارا بودن شرايط متعارف مادي را، براي ازدواج كافي مي دانند، در حالي كه در كنار رشد جسمي، رسيدن به رشداجتماعي، اخلاقي و عاطفي از شروط لازم براي ازدواج است كه به آن …

بسياري از جوان ها رسيدن به سن خاص ويا دارا بودن شرايط متعارف مادي را، براي ازدواج كافي مي دانند، در حالي كه در كنار رشد جسمي، رسيدن به رشداجتماعي، اخلاقي و عاطفي از شروط لازم براي ازدواج است كه به آن اشاره مي كنيم:


1) رشد اجتماعي

رشد اجتماعي، سازگاري خوب اجتماعي با همه‎ي آدم ها و از جمله با همسري است كه قرار است عمري با او زندگي كنيم. افرادي كه در زندگي مشتركشان رعايت حقوق همسر را مي‎كنند، احترام مي‎گذارند و حق تصميم‎گيري براي همسر قائل مي شوند از رشد اجتماعي برخوردارند. يكي ديگر از مشخصه‎هاي رشد اجتماعي، داشتن استقلال فكري است. افراد مستقل توانايي‎ها و محدوديت هايشان را به خوبي مي شناسند و اين شناخت به تصميم گيري صحيح كمك مي كند، آنها در مورد مسائل مختلف خوب مي انديشند و ارزيابي مي كنند و پيامدها و نتايج كارهاي خود را بر عهده مي گيرند. در بسياري از ازدواج ها عدم استقلال يكي از زوجين باعث بروز اختلافات بسياري مي شود. افرادي كه استقلال ندارند، وابسته‎اند و توجهشان بيشتر معطوف به ديگران است تا خودشان ، اهل فكر كردن و انديشيدن نيستند وچون خود را قبول ندارند دائماً دنبال كسي هستند تا به جاي آنها تصميم بگيرد و مسئوليت را از گردن آنها سلب كند. گاهي حتي براي امور ساده اي مثل انتخاب رنگ پارچه دچار تزلزل مي‎شوند. افرادي كه روحيه استقلال طلبانه ندارند زندگي مشترك ناموفقي خواهند داشت.

استقلال فكري از دو راه به دست مي آيد: يكي از طريق مطالعه ( درسي، متفرقه و آزاد ) در مورد چگونگي رفتارهاي اجتماعي و ديگري از طريق تجربه ؛ به اين معنا كه تجربه اي كه از كارهاي گذشته داريم درمورد كارهاي آتي در نظر بگيريم . در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه مستقل بودن به معناي مشورت نكردن نيست، استقلال فكري وقتي تحقق پيدا مي‎‎كند كه هدفي را كه شخص دنبال مي كند تنها به واسطه صحبت ديگران زير پا نگذارد بلكه براي رسيدن به آن اهداف از مشورت كردن با ديگران استفاده كند.

يكي ديگر از فاكتورهاي رشد اجتماعي اعتماد به نفس است. يعني باور داشتن توانايي ها و شناخت محدوديت ها و اين كه فرد بداند، مي‎تواند از عهده ي مسئوليت هاي خود برآيد. مي توان اعتماد به نفس را نوعي واقع بيني نيز دانست؛ زيرا افرادي كه داراي اعتماد به نفس هستند، تصوير درستي ازخود دارند و افرادي كه اعتماد به نفس ندارند مردد و دودل هستند، كاري را شروع كرد ه ولي به آخر نمي رسانند و بيشتر منفي بافند. " من نمي توانم " ،" غير ممكن است" ،" نمي توانم تصميم بگيرم " جملاتي هستند كه اين افراد زياد به كار مي برند و تحت تأثير ديگران قرار گرفته، تصميم‎گيري شان سست مي شود. نقطه مقابل اين افراد، افراد مغرورند كه توانايي هاي خود را بيش از اندازه مي پندارند و در ارزيابي خود دچار اشتباهند. براي تقويت اعتماد به نفس بايد شناخت واقع‎بينانه‎اي از توانايي‎ها و نقاط مثبت خود داشته باشيم و آنها را تقويت كنيم. به كار بردن عبارات مثبت نيز در تقويت اعتماد به نفس نقش مؤثري دارد. بايد هدف‎هايي را كه انتخاب مي‎كنيم در حد توانايي‎هايمان باشد تا هر بار كه كاري را با موفقيت به اتمام مي‎رسانيم يك لايه به اعتماد به نفس ما اضافه شود.

2) رشد اخلاقي

رشد اخلاقي يعني كنترل داشتن روي رفتار، عادات و خلق و خوي خود ؛ به طوري كه هم حقوق خود و هم رفاه و حقوق ديگران رعايت شود. كسي كه رشد اخلاقي دارد خصوصيات زير را داراست: هميشه پيامدهاي اجتماعي و رفتار و اخلاقش را در نظر مي گيرد، حتي در حين عصبانيت آنقدر كنترل دارد كه حرفي نزند تا بعد احساس گناه كند و يا باعث قطع روابط شود و به طور كلي پيامد بدي داشته باشد. يكي از فوائد داشتن رشد اخلاقي اين است كه انسان احساس آرامش مي‎كند چرا كه وقتي كسي كنترل رفتار و گفتارش را داشته باشد، بيشتر از همه خودش احساس آرامش مي‎كند. رشد اخلاقي باعث نزديكي دلهاست و در يك تعريف جامع مي توان گفت كه:

‹‹ واقعيت آن چيزي است كه هست و اخلاق آن چيزي است كه بايد باشد.››

3) رشد عاطفي

رشد عاطفي به معناي داشتن كنترل روي عواطف مثبت و منفي است. يكي از نشانه هاي رشد عاطفي داشتن اعتدال است؛ همانطور كه پرخاشگري محض غلط است، مطيع بودن محض نيزغلط مي باشد. مطلب ديگري كه در رشد عاطفي هر فرد بايد مورد توجه قرار بگيرد حس وظيفه شناسي است . به شخصي وظيفه شناس گفته مي شود كه وظايف نقشي را كه ايفا مي كند به خوبي بشناسد و انجام دهد. به طور كلي وظيفه شناسي در نقشها بيان مي شود؛ افراد وظيفه شناس احساس مطبوعي از زندگي دارند و از آن راضي هستند. افرادي كه از رشد عاطفي برخوردارند در زندگي احساس آرامش مي‎كنند و به ديگران هم آرامش مي‎دهند. ذكر يك نكته در اينجا ضروري به نظر مي رسد و آن نقشي است كه والدين در تربيت فرزندان خود دارند، چرا كه دختر يا پسر بايد از جنسيت خويش راضي باشد در غير اين صورت رشد عاطفي با اختلال روبرو مي‎شود. والدين بايد بدانند كه دختر و پسر فرقي ندارند. تفاوت در نقشي است كه آنها در آينده ايفا مي‎كنند. بايد آنها را با صداقت، قاطع و دلسوز و مهربان تربيت كرد.

تا اينجا به ذكر مسائلي پرداختيم كه قبل از ازدواج بايد مورد توجه قرار بگيرد

اما بسياري ازنكات هست كه بعد از ازدواج بايد مد نظر داشت و براي رسيدن به حد مطلوب آن تلاش كرد.

قطعاً از هر دختر يا پسر جواني كه سؤال شود معيار خوشبختي بعد از ازدواج را چه مي داند ؛ يكي از معيارهايش را به داشتن تفاهم اختصاص مي دهد. بسياري تفاهم را شبيه هم بودن و اختلاف نظر نداشتن مي پندارند در حالي كه زن و شوهر بايد مكمل هم باشند نه اين كه مثل هم شوند. براي دستيابي به تفاهم بايد بتوانيم شرايط يكديگر را درك كنيم و خود را درجاي ديگري ببينيم وهم احساس شويم. چيزي كه هر زوج جواني بايد بداند اين است كه هيچ رفتاري به خودي خود، سر نمي‎زند . زن ومرد بايد بتوانند از دريچه چشم هم به مسائل بنگرند نه اين كه مقابل هم قرار بگيرند.

يكي ديگر از راه هاي رسيدن به تفاهم، داشتن صبر و شكيبايي و گذشت است.

اما گذشت و شكيبايي بايد دوطرفه باشد. گذشت يك طرفه باعث بدتر شدن و تقويت رفتار نامطلوب طرف مقابل مي شود. گذشت منطقي و آگاهانه گذشتي است كه طرف مقابل از آن اطلاع پيدا كند و خود نيز پشيمان و متنبه (تنيبه، آگاه) شود و در نتيجه، تغيير رفتار ايجاد شود. در غير اين صورت گذشت يك طرفه امري بيهوده است. براي ايجاد تفاهم نبايد به منزلت و ارزش انساني خود ضربه زد.

هنر گوش دادن

عامل ديگري كه درزندگي زناشويي بسيار حائز اهميت است ولي كمتر به آن پرداخته مي شود؛ هنرگوش دادن و چگونگي سخن گفتن است.

دقت و توجه به صحبت ديگران و مفاهيم آن، به موقع صحبت كردن و سخن مفيد و نه بيهوده گفتن يكي از عواملي است كه به درك متقابل زوجين كمك بسزايي مي كند. بايد به صحبت هاي طرف مقابل به خوبي گوش داد. به خصوص در زمان بحث و گفتگو كه آن نيز زمان مخصوصي دارد . اين امر باعث مي‎شود كه بحث به مشاجره كشيده نشود. مطلب ديگر با ملاطفت صحبت كردن است چرا كه گاهي نحوه و چگونگي سخن گفتن مقدم بر محتوا و به عبارتي "چه گفتن" است.

صداقت

در انتهاي اين مبحث به " صداقت " در زندگي زناشويي مي پردازيم . بسياري از مردم با نظر يكي از بزرگان موافقند كه گفته است " ترجيج مي دهم از شنيدن حقيقت غمگين شوم تا از شنيدن دروغ خوشحال گردم" . چرا كه عدم صداقت باعث مي شود تمامي صحبت هاي شخص زير سؤال رود و در تمام آنها شك و ترديد به وجود آيد. هيچ چيز به اندازه عدم صداقت باعث بي اعتمادي در زوجين نمي‎شود در عين حال سبب كينه نيز مي شود و فضاي مسمومي را ايجاد مي كند.

پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 - نوشته شده توسط شهاب در :
سلام

با تشکر از خانم غلامی که این مطلب رو واسم ایمیل کردند

منبع اصلی :سایت خبری تحلیلی جوان امروز http://javantoday.mihanblog.com/post/265

افراد در هنگام انتخاب همسر در شرایطی قرار می گیرند که نمی توانند فکر کنند و درست انتخاب کنند. باورتان نمی شود؟ در اینجا می خواهیم شما را با 10 وضعیت خطرناک برای انتخاب همسر آشنا کنیم. گاهی اوقات زن و شوهرهایی را می بینیم که هیچ تناسبی با هم ندارند، مشکلات زیادی در زندگی مشترک شان دارند و به نظر می رسد از همان اول، ازدواج شان نادرست بوده است.

در این مواقع با خودمان می گوییم چطور آنها همدیگر را انتخاب کرده اند؟ مگر از همان اول متوجه نبودند که تا این حد با هم اختلاف دارند؟ شاید فکر کنید که آنها در زمان انتخاب، آگاهی و منطق درستی نداشته اند، یا اساسا آدم های عجیب و غریبی هستند که توانسته اند دست به چنین انتخابی بزنند! اما بیشتر مواقع این طور نیست!



مساله این است که در خیلی از موارد، افراد در هنگام انتخاب همسر در شرایطی قرار می گیرند که نمی توانند فکر کنند و درست انتخاب کنند. باورتان نمی شود؟ در اینجا می خواهیم شما را با 10 وضعیت خطرناک برای انتخاب همسر آشنا کنیم که اگر خود شما هم در چنین شرایطی قرار بگیرید ممکن است ندانسته مرتکب همان اشتباهات آشکار شوید.

1 – زیبایی خیره کننده

شما دختر زیبایی هستید و هم خودتان و هم اطرافیانتان انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد؛ شما پسر خوش تیپ و خوش هیکلی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگی با فردی آشنا شده اید که بسیار زیباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!

شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیشتر از حد معقول باشد، دردسرهایمان هم شروع می شود. بهتر است قبل از اینکه کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید.


2 – پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه

می گویند لازم نیست خانم ها نصف عمرشان را درس بخوانند و زحمت بکشند تا بشوند خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شوند، همه آنها را «خانم دکتر» صدا می زنند!

موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم – شما در داخل خانه دیگر «خانم دکتر» نخواهید بود!

اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟




3 – شیفتگی و عشق بی اندازه

مسلما عشق یکی از لازمه های ازدواج است، اما قطعا برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید!

یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی چیزی نمی بینیم.

اگر نخواهیم از اصطلاح «عشق کور» در این مورد استفاده کنیم، می توانیم بگوییم مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک هم همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود مگر بد است؟ نه. فقط مشکل اینجاست که ما نمی توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می کند.

اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.


4 – احساس تنهایی شدید

تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی گردند که همسرشان با یک غذای گرم در انتظارشان است اما ما به خانه ای می رویم که در و دیوار منتظرمان است و...، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ های خطر به صدا درمی آید.

تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان!

افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کنند و به فکر حل این مساله از طریق ازدواج نباشند. بعد از اینکه از عمق تنهایی ما کاسته شد، می توانیم تصمیمات بهتری برای خودمان بگیریم.




5 – عجله

«برای من دیگر دارد خیلی دیر می شود.» آیا چنین ندایی را از دوستان می شنوید؟

شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فامیل در طیف سنی خودتان هستید، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گرو ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی / عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته و احساس می کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند.

در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید. یک راه حل ساده: به همه کسانی که احساس می کنید از سوی آنها تحت فشار هستید – ازجمله ندای درون خودتان – بگویید که اصلا قصد ازدواج ندارید!


6 – سن پایین

شاید خیلی ها طرفدار ازدواج در سن پایین باشند، اما شما اگر فکر می کنید هنوز به سن مناسب ازدواج نرسیده اید، هرگز تن به ازدواج ندهید.

این که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است را نمی شود تعیین کرد، این مساله در فرهنگ ها و در افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان امروزی معتقدند به طور کلی در جامعه شهری فعلی سنین زیر 20 سال می تواند برای ازدواج پرخطر باشد. ازدواج سالم نیاز به بلوغ های چندگانه دارد که بسیاری از آنها در سنین پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت هایشان تغییرات زیادی پیدا می کند. ضمن اینکه در این سنین معمولا احساسات ما بر عقلمان چیره است.

درصورتی که سن زیادی ندارید اما در موقعیت ازدواج قرار گرفته اید، مشخص کردن برنامه و خواسته های آینده زندگیتان می تواند کمکتان کند: ایا این ازدواج چیزی است که شما را مطابق اهدافتان پیش ببرد؟ آیا اصلا به جایی رسیده اید که بتوانید هدفی کلی برای خود برگزیده و تصویری از آینده تان ترسیم کنید؟




7 – شناخت ناقص

دو سال است که با کسی قرار ازدواج گذاشته اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط بوده اید، اما این ارتباط شما محدود به کافی شاپ رفتن آخر هر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی بوده است. بگذارید خیالتان را راحت کنم: اگر 20 سال هم آخر هفته ها با این فرد بیرون بروید،هر روز ساعت ها با او تلفنی صحبت کنید، بازهم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است! وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپ» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید.

احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی صورت نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.









8 – بحران روحی

در رابطه ای شکست خورده اید، هنوز یک ماه از اتمام رابطه قبلی تان نگذشته، هنوز زخم هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی تان برنگشته اید: حال شما و نیاز شما به یک همدم را درک می کنم، اما الان اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج نیست.

بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم. این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.





9 – سرخوشی و هیجان

در عروسی دخترخاله تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده یاد که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می کنید شادی وصف ناپذیری را در خود احساس می کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته اید!

هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می دهد. اسم این حالت را «جوزدگی» می گذارم. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.

در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.





10 – چشم و هم چشمی



متاسفانه چشم و هم چشمی نیز چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می بندد و امکان درست دیدن را از ما می گیرد. اگر احساس می کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.

از کجا می فهمیم که تصمیم گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از اینجا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودتان با مورد ازدواج کسی هستید که حسادت شما را برانگیخته و این خیال رهایتان نمی کند که ازدواج شما با این شخص چطور می تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند!

چشم و هم چشمی به طور خاص درمورد افرادی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آنها مجددا ازدواج کرده است. در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد. توصیه می شود برای این جبران و رو کم کنی، راه های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید!