جستجو

درباره



زندگی گرمیه دل های به هم پیوسته است...
تا در آن دوست نباشد، همه در ها بسته است...
انگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر
ریشه ارزوهایت حس میکنی به یاد
آور که زیبایی شهاب ها از شکستن
قلب ستارگان است...

اگر همه ابرهای اسمان ببارد گلهای
قالی نخواهد شکفت این قانون
زیرپا ماندن است.

خدایا خورشید را به من قرض میدهی
از تو که پنهان نیست
چند وقتی هست که سرزمین آرزوهایم
یخ بسته است.

دسته بندی ها

لینک های روزانه

امکانات

چهارشنبه سی ام شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :
  1. دلیل خیانت زنان به مردان

    دلیل شماره 1
    ماجرا جویی و حسادت
    به نظر می رسـد پـست تـرین دلیـل بـرای انـجام خیـانت حس ماجرا جویی و برانگیخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان دیـگر مـیـبـاشـد. ایـن نـوع انگیزه ها معمولا در زنانی که به نوعی دارای مشکلات و کمبودهـای روانـی در زندگی می باشند دیده شده و خوشبختانه دارای تعدد بسیار اندک است.


    دلیل شماره 2
    ارضا نشدن جنسی
    مشکل برطرف نـشدن نـیاز جنـسی هـم از جمله مواردی است کـه گـاهـی توسل به پدیده نکوهیـده خـیانت را در برخی زنان موجب می شـود. امـروزه با پـیـشـرفـت علـم پزشکی بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان براحتی قابل درمان می باشد.

    دلیل شماره 3

    پول و وضعیت اقتصادی
    با کمال تاسف برخی از زنان بدلیل اینکه شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند که این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان براحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

    دلیل شماره 4
    مورد غفلت واقع شدن
    او احساس می کنـد کـسی که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احساس تنهایی می کند چراکه هرگاه همسر خود را می طلبد با پاسخ منفی مواجه می شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمی کند


    دلیل شماره 5
    عدم توجه و بی اهمیتی توسط شوهر
    تنها چیزی که می توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگامیکـه تغییری در آنها بوجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت اینکار را بکشد!!!


    دلیل شماره 6
    دیدگاه اشتباه
    برخی مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان یک "شریک جنسی" نگاه می کنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطـلـع نیــستـنـد که ایـن امـر مـوجـب ميـشود به امـور دیـگر نپرداخته و مسـیر اصـلی زنــدگی را منـحرف مـی سازند و درنـتـیجه سـرشکـسـتگی و پوچگرایی را برای همسر خود به ارمغان خواهندآورد که این نیز فکر "نادرست" خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.


    دلیل شماره 7

    تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری شوهر
    او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع براه می اندازد، کمتر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است.


    دلیل شماره 8
    ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری
    اگر فیلم "بی وفا" را دیده باشید متوجـه خـواهـید شـد که زنـان مـعمـولا وقـتـی مـورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند ممکن است دچار انحراف شوند. شاید او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟



    دلیل شماره 9
    خیانت شوهر
    اگرچه همه زنان برای انتقام جویی از هـمسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی اکثرا" احساس می کنند حال که مورد خیـانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله بـه مثـل می باشند. برخی تصور می کنند بایـد طعم تلخ دارویی که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.


    دلیل شماره 10
    فساد اخلاقی
    فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود این عمل ناپسند انجام گيرد.


    نتیجه: خیانت به هر صورتی که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی

 

چهارشنبه سی ام شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

آخرین نظرات کاربران البته در سايت مورد نظر كه من همه رو كپي كردم اينجادر موردمطلب بوپست پایینی خوندنش هم خوبه نظرات خوبي ارائه كردند

ناشناس

اقایی که میگویید همسر من به مسائل عاطفی من توجه نداره ایا شما خودتون به عاطفه واحساس او توجه دارید یا اگر به بچه ها رسیدگی میکنه شما چقدر در تربیت بچه ها نقش دارید؟ایا شما وظایف همسری و پدریتان را به خوبی انجام میدهید؟طوری صحبت نکنید که انگار بچه ها فقط مال مادر هستند.

ناشناس

در موقع خیانت شوهر خشمگین نشو فکر کن به خود به بچه و به شوهرت ولی بیشتر از همه به خودت . اگر می دانی شوهرت عاطفی است جنس فریب زنانه را نمیشناسد ومهمتر از همه به شما وفرزندتان عشق میورزد و پشیمان است پس هرچند سخت است ولی تلاش کن گذشت کنی ومیدان را به دیگری وا مده در غیر این صورت بدان که خدای تو هم بزرگ است وخدای این بچه نیر.وآدمی تاوان اعمالش را در همین دنیا پس خواهد داد شک نکن

ناشناس

البته مردی كه راه حل خود را در خیانت كردن ببینه مطمئنا به نفر بعدی هم خیانت خواهد كرد.و این برایش میشه عادت. و دیگه به درد هیچ چیزی نمخوره

آدما تا بهشن خیانت نشه نمیتنن سختیشو درک کنن. به نظر من مردا موجودات خود خواهی هستن.

ناشناس

مردان ایرانی وزنان تاثیر گذار بر انها مثل مادر قدرت تفکر خلاق را از دست داده و به دنبال هوس ،مد،جو جامعه،هستند این ادم ها احتمالا هوش اجتماعی پایینی دارند.

یک مرد

خوب بزارین یه مرد هم که زن و زندگیش رو با تموم وجود دوست داره ولی خیانت کرده هم حرف بزنه
راستش من 15ساله ازدواج کردم تا10سال اول اصلا فکر خیانت هم نبودم ولی زنگیم یکنواخت شده بود همسرم به من توجه نمیکرد تمام زندگیش شده بچه هاو اشپزخونه. همه خونه برق میزنه ولی هیچکس تو اون خونه فکر من نیست فکر هزارتا نیازی که دارم گاهی دلم میخواست با زنم حرف بزنم گریه کنم سرمو رو شونه هاش بزارم و مثل بچه ها بهم محبت بشه ولی اصلا مگه میشد این خواسته هارو مطرح کرد مگه مرد هم حق داره احساس داشته باشه یا دلش بگیره. راستش من یه گمشده تو زندگیم داشتم و رفتم تا پیداش کنم نه اینکه طراحی کرده باشم چیزی رو ولی این گمشده با من بود تا با یه دختر آشنا شدم که چشماش پر از هیجان بود
خودم میدونم کارم عقلانی نبوده ولی پای احساس و نیاز و عشق و اینا پیش میاد عقل کجا میمونه. از خانم ها میخوام به نیازهای عاطفی شوهرشون توجه کنن حال و هوای دوران نامزدی رو نگه دارن بیشتر به خودشون و مردشون برسن تا آشپزخونه. اینقدر سر مردشون غر نزنن این غر زدنها بخدا دشمن عشقه سرکوفت نزنن تحقیر نکنن مقایسه نکنن نشون بدن مردشونو برا خودش دوست دارن نه برا پولش و بخدا ما مردها خیلی زود... چرا این حربه ساده رو کنار گذاشتین اینقدر پیچیدگی به زندگی میدین. زن باشین و نیازهای ساده مرد رو تامین کنین بخدا برده تون میشه

ناشناس

سلام
فک میکنم ما زنا نباید باخیانت کردن همسرمون میدونو ترک کنیم باید قوی بود و باقدرت زنانه مبارزه کرد زنا لباس روزانه نیستن که کثیف شد دورش بندازن چیزی رو که مال خودتونه گدایی نکنید
پس خانومایی که شوهراتون بهتون خیانت کردن شوهرتونو پس بگیرید

ناشناس

توی این دنیا عشق وجود ندارد .دنیا توانایی درک عشق را ندارد پس هرچی بین زن وشوهر وجود دارد فقط تبادل یا به قول معروف بده بستان است توی این دنیا خدا مارا آنی وکمتر از آنی به خودمان واگذار نکند

افسانه

مشکل از این قانون لعنتی است که حق طلاق و صیغه و هر کار دیگه ای به مردها میده . چرا تو کشورهای غیر مسلمان از این خبرها نیست. چون مرد میدونه پاشو کج بذاره زنش طلاق میگیره ولی تو ایران زنها فقط برده اند. کاش میشد دختری که با شوهرم بوده رو بدم و آبروشو جلوی خانواده اش ببرم

ناشناس

نظرات کاربران از خود مقاله جالبتر بود وتامل برانگیز...

فریب خورده

سلام
خیلی مطالب جالبی بود ولی از مطالب اینطور دستگیرم شد که مردها قدرت تشخیص ندارن باید همه چیز مهیا باشه تا یه وقت خیانت نکنن
اما من تجربه کردم که اینطور هم نیست من هم تحصیلات بالایی دارم هم دارای زیبایی نسبی خوبی هستم که ...
اما شوهرم که اون هم مرد خوبی بووووووود؟
دیدم که با یه نفر چت میکنه فکر کرده بودم ظرفیتش رو داره گذاشته بودم تا با هرکی میخواد چت کنه و همیشه بهش میگفتم بهت اطمینان دارم میگفت دارم زبان تمرین میکنم وانجور چیزها اما بعد دیدم ..
راستش یه روز بطور اتفاقی ای دیش باز بود بادختره چت کردم گفت بهم زنگ زدی و این حرفها شماره موبایلش رو گرفتم خودم رو جای شوهرم جا زدم توی موبایل شوهرم نگاه کردم بجاش اسم یه مرد رو ذخیره کرده بود دنیا روی سرم خراب شد خلاصه دعوا و کتک کاری و از این حرفها
درضمن جالبه رابطه ما هم بسیار زیاد هست و اصلا نه کم شده بود نه الان کم شده
هیچ ربطی به رابطه نداره مسخره است

سلام
دوستان عزیز
این را باید بدانیم که ارضای نیاز تنوع طلبی، نیاز به جذابیت همسر، ارضای نیازهای جنسی، اعتقادات مذهبی و پایبند بودن به سنت ها از جمله عوامل وفاداری مردان به همسران خود است.

ناشناس

من دو فرزند دارم همیشه در اختیارش بودم هرکار گفته انجام داده با این که شاغل هستم در بعدازظهر با خودش کار میکنم ولی چون در محل کارش چند تا دختر هست تمام حرفش این دخترا هستند و تازگی یادگرفته که بره تایلند تا خودش با زنهای تایلند سرگرم کنه لذت ببره و وقتی برمیگرده اصلاً تا مدتها به خانواده اش توجهی نمیکنه و همیشه دم از این میزنه که به خانواده خیانت نمیکنه ولی من اصلاً بهش اعتماد ندارم چون کافی چشمش به یک نفر بیفته

باسلام
آسیب شناسان اجتماعی معتقدند که تنوع طلبی، عدم جذابیت همسر، عدم ارضای نیازهای جنسی، ضعف اعتقادات مذهبی و پایبند نبودن به سنت ها از جمله عوامل خیانت مردان به همسران خود است.

متشکرم.....عالی بود

ناشناس

خیلی خوب بود ممنون ولی کاش مردای ایرانی رو میشد با این چیزا نگه داشت

نسترن

به نظر من زنایی که ازدواج میکنند همه چیو فراموش میکنن این زنا هستند که باعث میشن مردا بهشون خیانت کنن اگه یه مرد واقعاً مرد باشه و ذاتش خوبی داشته باشه خیانت نمیکنه

نجمه

منم شوهرم خیلی دوس دارم این قدر زیاد که قابل توصیف نیست به خاطرش همه چیزمو از دست دادم ولی بهش اعتماد ندارم حس می کنم با کسه دیگه ای هست خودش قسم میخوره میگه اشتباه میکنی ولی من خیلی بدبین شدم روزگارم سیاه شده بگین چیکار کنم میخوام بزارم برم ولی میترسم پشیمون بشم چه کنم

ناشناس

اگر رابطه فقط بخاطر مسایل جنسی باشد غلط و است ولی باید سوال کرد چرا بسیاری از مردها بخاطر داشتن یک رابطه عاطفی به سراغ کسی دیگری میروند خیلی ازخانمها بعد از مدتی بجای رفاقت با شوهر به رقابت با او می پردازند و فراموش میکنند که رگ خواب مردها فقط و فقط در ارضا نیازهای عاطفی اشان است با کمی تدبیر میتوان رابطه جنسی فقط سریعترین راه است نه عمیق ترین !!!

آزاده

کلا مردان به خصوص در جوامع مرد سالار حس می کنند که بودن با چند زن زرنگی است و سعی می کنند این کار را انجام دهند. در این جوامع به طور سنتی زن به مرد خیانت نمی کند و بنابراین مردان هیچ وقت فکر نمی کنند که اگر این اتفاق برای خودشان بیفتد چه احساسی خواهند داشت. بنابراین به خیانت ادامه می دهند.

علي

من میخوام اینجارو یك كمی به زنها حق بدم كار من جوری است كه اینطور مسائل ها رو زیاد دیده ام بیشتر خیانتها از طرف مردان صورت می گیرد شاید این سوال برایتان پیش بیاید چطور ؟ مردها كلا به وجود آورنده عواملی هستند برای ایجاد خیانت حالا یا احتمال داره فرد خودش به صورت مستقیم خیانت كنه كه با مشخص شدن آن زن هم سعی به انتقام آن می گیرد و یا مسائلی را به وجود بیاره كه بهانه انجام خیانت رو به زنها بده درست است كه اگه كسی از لحاظ مذهبی ضعیف باشه اینكارو انجام میده ولی نباید فراموش كنیم كه انسان یك موجود حساس و ظریفی است كه قانون عمل و عكس العمل در آن صدق می كند

خوب گیرم که مردا خیانت میکنن خانمهایی که اینطور نظر دادن چرا رفتن ازدواج کردن؟ پس یه جای کار خانمها ایراد داره.

ليلا حسني

بعضی از مردها با وجود بدترین مشكلات چون به خدا ایمان دارند هرگز خیانت نمیكنند اما بعضی از مردها تا تقی به توقی میخوره میگن ما با همسرمون مشكل داریم و راه چاره اون هم فقط خیانته

عالی بود

ناشناس

خیانت بده ولی فقط در مورد دیگران.
همسر من ازخیانت متنفر بود ولی الان خودش در حق من خیانت کرده.

سمیه

کاش میدونستم چرا.......من دوستش دارم و تمام عشق وزندگی امو بهش دادم ما ......... یک مرد تو این دنیا پیدا میشه جواب منو بده...

ناشناس

همسر من به من خیانت می کند . من مطالب شما را قبول ندارم در زندگی چیزی براش کم نگذاشتم . به خودم می رسم . عشقم رو بهش حتی حالا که مطمئنم به من خیانت میکنه ابراز می کنم . خودم در خانواده ای بدنیا آمده ام که برای ارزش ها احترام قائل بوده ایم . اما همسر من تنوع طلب است . با خانم های همکارش ارتباط دارد . و من مانده ام چه کنم به من کمک کنید .

ناشناس

در مورد خیانت زن چرا اشارهای نشده؟

ناشناس

من در زندگی خودم شاهد خیانتهای بی شمار همسرم بودم وبه خاطر فرزندانم ماندم ومهم ترین عامل این كار رو خانواده می دانم

چهارشنبه سی ام شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

از خیانت همسرتان جلو گیری کنید

واژه خیانت واژه ای کاملا آشناست و آن را بارها شنیده اید ، بارها شنیده اید که مردی به زنش خیانت کرد و دور از چشم او با زنی دیگر ارتباط برقرار کرده است. و بارها نیز با خود گفته اید چرا این گونه شده ؟ مگر زن او چه چیزی کم داشت؟ او که از هر نظر زنی کامل و نمونه بود چرا شوهرش قدر او را ندانست؟ و انواع این پرسش ها که تا به حال نتوانسته اید برای آن پاسخی پیدا کنید. حتی شاید هم نگران این مساله شده اید که نکند خدای ناکرده شوهر شما، برادر شما و حتی خود شما (البته اگر خواننده این مطب یک آقا باشد) چنین راهی را انتخاب کند.

آسیب شناسان اجتماعی معتقدند که تنوع طلبی، عدم جذابیت همسر، عدم ارضای نیازهای جنسی، ضعف اعتقادات مذهبی و پایبند نبودن به سنت ها از جمله عوامل خیانت مردان به همسران خود است.

از نظر آنان عوامل بسیاری در بروز خیانت در یک خانواده دخالت دارد ولی موارد فوق به عنوان عوامل کلی نقش موثری در رویگردانی مردان از خانواده دارد.

به گفته این کارشناسان، مردان معمولا به دو دلیل تنوع طلبی و مسائل جنسی دست به این کار می زنند. لذا چنانچه همسر وی شناخت کاملی نسبت به نیازهای او داشته باشد و به آن نیازها نیز توجه کند در آن صورت این اتفاقات به ندرت پیش خواهد آمد.

آنچه که مسلم است خیانت مردان به زنان یکی از راه های قطع ارتباط میان همسران است و زمانی که مردی مرتکب خیانت می شود دیگر همسر وی به او اطمینان ندارد و به دست آوردن مجدد این اطمینان کار بسیار دشواری است و چه بسا حتی دیگر این اطمینان به وجود نخواهد آمد.

ر بسیاری از موارد خیانت زمانی روی می دهد که هیچ گونه پیوند عاطفی میان زوجین وجود ندارد یا این که مرد احساس می کند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا کرده است و از صحبت کردن و در میان گذاشتن افکار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد و کم کم به این نتیجه  می رسد که اوقات فراغت خود را به جای این که با همسر خود بگذراند با دیگری سپری کند.

یکی از دلایل ایجاد ارتباط با شخص دیگری از سوی مرد عدم ارضای نیازهای روحی و عاطفی در خانواده است چرا که زن از ابتدا در خانواده آموزش محبت را ندیده است و نمی داند که چگونه باید به همسر خود محبت کند لذا ریشه اغلب مشکلات خانواده ها در نبود محبت، نبود رفتارهای عاشقانه و همچنین مشکلات اقتصادی است.

به طور کلی دلایل بروز خیانت در مردان را در عوامل مختلفی باید جستجو کرد ، دلایلی چون کم شدن عشق و علاقه میان زوجین، بسیاری از مردان پس از مدتی زندگی زناشویی عشق و علاقه خود را به همسرشان از دست می دهند و از آنجایی که به دلیل داشتن فرزند نمی توانند تصمیم به جدایی بگیرند راه دومی که همان انتخاب فردی دیگر است را در پیش می گیرند. از سوی دیگر اغلب مردانی که به همسرانشان خیانت می کنند در توجیه رفتار نادرست خود ، رفتارهای زشت، نق زدن های دائمی و نزاع ها و مجادله های همسر خود را عامل رفتار خود می دانند و معتقدند که خیانت بهترین راه فرار از خانه و خانواده است. همین مردان عدم جذابیت همسر خود را از عوامل دیگر می دانند و گله مند هستند از این که همسرشان دیگر مانند سابق به ظاهر خود نمی رسد و توجه چندانی به آرایش و پوشش خود ندارد.

اگرچه دلایل فوق تا حدودی درست است ولی بوالهوسی و هوسرانی این مردان را نمی توان انکار کرد ، این مردان توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند و حتی ممکن است شرایطی برای آنها پیش آید که نتوانند در مقابلش خودداری کنند. همچنین بسیاری از مردان نیز مایلند بدانند که چقدر از نظر سایر زنان جالبند و از جذابیت برخوردارند و به خاطر وجود همین حس برتری جویی به سوی روابط غیرمشروع کشیده می شوند. از سوی دیگر روان شناسان معتقدند که گرایش مردان متاهل به سوی زنان دیگر صرفا به دلیل نیل به اهداف جنسی نیست.

بلکه مشکلات عاطفی، روحی و روانی دوره های مختلف زندگی در این باره نقش بسزایی دارد چرا که این افراد وقتی به هر دلیلی در خانه، مدرسه، اجتماع و زندگی مشترک با کمبودها و بی توجهی های عاطفی روبه رو می شوند ناخواسته از مسیر اصلی زندگی منحرف می شوند.

به گفته این کارشناسان عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی با شوهر یکی از عوامل مهم برای بروز خیانت در مردان به شمار می رود که از مهم ترین علل خیانت مردان این است که این مردان همسر را برای گذران امورات زندگی انتخاب می کنند و در این میان عشق و محبت بسیار کمرنگ است.

سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

یکی از عوامل بروز اختلاف سلایق و علایق بین زن و شوهر، تفاوت ماهیتی جنس زن با جنس مرد است. زن و مرد (مذکر و مونث) علاوه بر اینکه از لحاظ جسمی و عضوی با هم تفاوت دارند، از لحاظ روانی، استعدادها، روحیات و خصلتها با هم متفاوتند. این اختلافها ناشی از عوامل جغرافیایی، تاریخی و احتماعی نیست، بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده است و ذاتی و طبیعی هر کدام از جنس مذکر و مونث است. البته این تفاوتها مطلقاً به اینکه زن یا مرد جنس برتر است و دیگری جنس پست تر و پائین تر مربوط نیست. بلکه قانون خلقت از این تفاوتها منظوری داشته و یکی از آنها اینست که پیوند خانوادگی زن وشوهر را استحکام بخشد. ولی همین تفاوتهای لازم و ضروری در هر کدام از آنها سلیقه ها و نیازهای مختلفی را ایجاد می کند که اگر مورد توجه طرف دیگر قرار نگیرد باعث بروز اختلاف خواهد شد.
اگر زن نمی تواند مثل مرد فکر کند یا عمل نماید از این روست که دنیای آنها با هم فرق می کند . برای مرد خسته کننده است که دائم پیش زنی که دوستش دارد بسر برد، اما برای زن لذت بخش است که همیشه در کنار مرد مورد علاقه اش باشد؛ خوشبختی از نظر مردها، بدست آوردن مقام و شخصیت قابل احترام در اجتماع است و خوشبختی برای یک زن بدست آوردن قلب یک مرد و نگهداری آن برای تمام عمر است؛ مردها وقت پیر می شوند احساس بدبختنی می کنند و چون تکیه گاهشان یعنی کارشان را از دست می دهند ولی زنهای مسّن احساس رضایت می کنند چون بهترین چیزها را از نظر خودشان دارند، یک خانه و چندین نوه؛ » بررسی همین مقدار از تفاوتهای زن و مرد کافی است تا مشخص شود هر کدام از آنها سلیقه ها و نیازهای متفاوتی نسبت به هم دارند که باید به آنها احترام گذاشت.
البته دلايل ديگري هم مي تواند در اين خصوص نقش آفريني نمايد كه در نوشته هاي بعدي با هم به تبادل نظر خواهيم پرداخت.

زندگي زن و شوهري كه خواسته هاي غير واقعي و متفاوت از يكديگر دارند ، رو به نابساماني مي رود . از اين رو ، زوجين بايد خواسته هاي خود را هماهنگ نمايند .


وجود اختلاف سليقه و علاقه در افراد ، طبيعي است و چنانچه در زندگي زناشويي ، اين اختلاف موجب هماهنگي بين زن و شوهر شود ، زندگي آرامي به وجود مي آيد .

نقش عوامل فرهنگي


مثلا پسري كه در يك خانواده اشرافي بزرگ شده ممكن است با دختري از يك طبقه متوسط يا پائين به خاطر زيبايي و يا همكلاسي بودن ازدواج نمايد . شايد اين موضوع در ابتدا مشكلي فراهم نياورد ، ولي به تدريج عدم معاشرت پدر و مادر و خانواده شوهر با خانواده زن ، به سبب اين كه به حيثيت اجتماعي آنها لطمه مي خورد ، منجر به ناسازگاري و اختلاف مي گردد و اگر به طلاق منجر نشود ، زندگي موفقي هم نخواهد بود . اين حالت در مورد دختر نيز مي تواند ايجاد گردد .
چنانچه جواني با خصوصيات برجسته ، ولي از طبقه اجتماعي متوسط يا پائين بخواهد با جواني از طبقه اجتماعي بالاتر ازدواج كند ، بايد او و خانواده اش را با ويژگي هاي خود آشنا نمايد و با تشكيل جلساتي جهت شناخت بيشتر ، آنان را با اقوام و خويشاوندان خود مواجه سازد . در اين حالت احتمال ناسازگاري كمتر، خواهد بود .
و اختلاف سليقه اگر در جهت سازنده و آگاه كردن طرف مقابل از سليقه اعمال شده باشد مسلما زندگي زناشويي را زيبا مي كند و سازگاري بيشتري را موجب مي گردد.
و البته حيطه تفاهم و اختلاف سليقه تا حدودي با هم متفاوت است.
حيطه كلمه تفاهم در زندگي گسترده تر مي باشد . اختلاف سليقه ممكن است موردي و در برخي موارد بروز نمايد ولي تفاهم امري كلي است و يكي از اركان اين رابطه زيباي انساني را تشكيل مي دهد.

 

این موارد را به عنوان موارد ایجاد اختلاف بین زن ومرد دانسته اند: 1- خسّت:یكی از مواردی كه زندگی زناشویی را سخت و مشكل می سازد؛ خسّت است.
در این مورد سه حالت اتفاق می افتد؛ نخست وضعیتی كه زن و مرد هر دو خسیس هستند كه در این حالت مشكل روانی ندارند؛ ولی زندگی مرفهی نخواهند داشت. دو حالت دیگر آن است كه زن یا خسیس باشند. در این دو حالت زندگی هم از نظر روانی و هم از نظر رفاهی برای دو طرف شرایط سختی خواهد داشت.
2- عصبانیت:زن یا مرد عصبانی زندگی را بر دیگری دشوارمی سازد. حساسیت های بی مورد و پرخاش و توهین و بی احترامی صفات مذمومی هستند كه علاوه بر آن كه طرف مقابل را ناراحت می كنند، به خود شخص نیز زیان می رسانند. در چنین مواقعی باید آرامش خود را حفظ كرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور دیگری جلب نمود و برای پالایش روانی او گفتگویی دو نفره انجام داد تا وی با بیان ناراحتی ها آرام گیرد.
3- دورویی:زن و مردی كه با دو شخصیت با هم مواجه شوند و در ظاهر و باطن یك رنگ نباشند؛ زندگی مطلوبی نخواهند داشت. زندگی ای كه در آن صداقت و صمیمیت نباشد؛ اعتماد و اطمینان از آن رخت بر خواهد بست و اضطراب و تزلزل روانی بر آن حاكم خواهد بود.
4- دروغ: فرد دو رو كسی است كه تظاهر به نیكوكاری و پاكدامنی می كند ولی در باطن طور دیگری می باشد؛ امّا دروغگو كسی است كه هر جا مصلحت و نفع خود را بسنجد واقعیت را تحریف می كند و بنا به میل خود كردار و رفتارش را تنظیم می نماید. دروغ نیز مانند دورویی بنیان خانواده را متزلزل می كند و اعتماد را از بین می برد.

 

-         پنهان كاری: پنهان كاری عبارت از آن است كه یكی از زوجین بدون نظر و اطلاع همسر خود و در غیاب او مبادرت به انجام اعمالی بنماید و این اعمال را چه خوب و چه بد از همسر خود پنهان دارد. چنین رفتاری ولو به نفع خانواده باشد ، اعتماد را از بین می برد. گاه این گونه رفتارها در جهتی است كه فرد به نفع خود و یا خویشاوندان نسبی و به ضرر همسر و زندگی مشترك انجام می دهد. این گونه اعمال بتدریج بنیان خانواده را به هم می ریزد ، هر یك از زوجین را نسبت به رفتار دیگری بدبین و ناراحت می نماید و به عكس العمل وا می دارد.
6- پرخاشگری و خشونت: پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود كه " هدفش اعمال صدمه و رنج" باشد. مثلاً زنی كه غذای مورد علاقه شوهرش را نمی پزد و یا آن را می سوزاند ، یا شوهری كه از زنش مرتباً انتقاد می كند و به او غـُر می زند. هر یك از این رفتارها بخشی از عناصر یك رفتار پرخاشگرانه بوده و موجب از هم پاشیدگی بنیاد زندگی زناشویی می گردد. خشونت و عكس العمل های زننده و شدید چه از طرف زن و چه از طرف شوهر قدرت تحمل طرف مقابل را تضعیف می نماید و زندگی را برای هر دو مشكل می سازد. در خانواده ای كه خشونت حاكم است ،عاطفه و رفتار انسانی رخت بر می بندد و محیط تربیتی نامناسبی از نظر تربیت فرزندان ایجاد می شود.
7- لجاجت: از دیگر عوامل بنیان كن در خانواده لجاجت است. این حالت بین زن و مرد زیاد دیده می شود و گاه به جایی می رسد؛ كه حركات لجوجانه به شكستن وسایل خانه منتهی می گردد. چنانچه این حالت، وضعیت افراطی به خود بگیرد ، چه بسا به طلاق و از هم پاشیدگی خانواده منتهی گردد.
8- خودبینی و تحقیر دیگری: خودبینی یا تصویر ذهنی هر كس از شخصیت خویش ، از مجموع تصورهای او درباره توانایی ها ، احساس ها ، اندیشه ها ، آرزوها ، داوری ها ، و كوشش های وی تشكیل می شود.
معمولاً كسانی كه خود كم بین هستند، گرفتار عقده حقارت اند، و خود را كمتر، بی مقدارتر و زبون تر از دیگران احساس می كنند؛ افرادی كه دچار خود بزرگ بینی هستند ؛ مبتلا به تكبر ، نخوت ، خودستایی و جاه طلبی اند ؛ چنین افرادی سعی می كنند با تحقیر دیگران ، بزرگ نمایی كنند. زن یا شوهری كه بخواهد همسر خود را تحقیر كند، و خود را بالاتر احساس كند و خوبی های خود را به رخ دیگری بكشد ، با دست خود تیشه به ریشه زندگی زناشویی خویش می زند.
9- بی انضباطی: مرد یا زنی كه اساس رفتار خود را بر بی انضباطی قرار دهد ، مورد اعتراض همسر خود قرار می گیرد. گاه بی انضباطی منجر به بی اعتمادی می شود و گرمی و شادمانی را از خانواده می گیرد. مردی كه شب دیر به خانه می آید و زمانی را برای تفریح ، مسافرت و معاشرت با زن و فرزندان خود در نظر نمی گیرد، موجبات نارضایتی خانواده خود را فراهم می آورد

 

وجوهی از اختلاف های زناشویی

تفاوت هایی فردی یك اصل مسلّم غیر قابل انكار است كه برای نظام اجتماع و طبیعت ضروری است. به پیروی از این اصل طبیعی، بین زن و شوهر اختلاف وجود دارد و تا زمانی كه این اختلاف ها فاصله زیادی نداشتهباشد و با گذشت و چشم پوشی همآهنگ شود، مشكلی را ایجاد نمی كند.مواردی از اختلاف هایی كه ممكن است، منجر به ناهمنوایی و ناسازگاری شود، عبارت است از:
1- اختلاف در خواسته ها: یكی از عواملی كه در انتخاب همسر و زندگی زناشویی باید مورد توجه قرار گیرد ، خواسته های زن و شوهر است. زن یا شوهری كه دارای خواسته های ایده آل و متفاوت از دیگری باشد و در تعدیل آن اقدام نكند ؛ احتمال ناسازگاری در زندگی زناشویی از این جهت وجود خواهد داشت.
2- اختلاف در سلیقه ها و علاقه ها: وجود اختلاف سلیقه و علاقه در افراد طبیعی است؛ ولی چنانچه در برنامه های زندگی خانوادگی، این اختلاف در جهت هماهنگی بین زن و شوهر تعدیل نشود؛ احتمال آن دارد كه به ناسازگاری منتهی گردد.
3- اختلاف در دیدگاه ها: انسان موجودی است با آرزوهای نامحدود ، او هر چه بیشتر داشته باشد ؛ بیشتر هم می خواهد و برآورده شدن هر نیازی به جای كاستن از آرزوهای انسان ، نیازهای تازه ای را هم بر می انگیزاند. چنانچه زن و شوهری با دیدگاه ها و آرزوهای متفاوت كه احتمال حصول به آن كم باشد ؛ نتوانند در زندگی زناشویی خود هماهنگی ایجاد كنند ، زندگی شاد و موفقی را نخواهند داشت.
4- اختلاف در خلق و خوی:بعضی افراد عصبانی ، خشن ، متكبّر، خودخواه ، از خود راضی ، و بعضی دارای روحیه ای گرم ، خوش برخورد ، متواضع و مردم دوست می باشند ؛ بنابراین توافق اخلاقی در صدر عوامل انتخاب همسر قرار دارد.
5- اختلاف در میزان هوش:اختلاف سطح هوشی همسران نسبت به یكدیگر ، ممكن است در زندگی زناشویی آنان مشكلاتی ایجاد نماید. بنابراین در نظر گرفتن بهره هوشی و اختلاف سطح معقول در این زمینه خالی از اهمّیت نیست.
6- اختلاف در ابعاد معنوی: مرد و زنی كه از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی اختلاف سطح دارند ، زندگی بی دغدغه ای نخواهند داشت. بنابراین در امر ازدواج بُعد اعتقادی به ویژه جنبه های معنوی آن باید مورد توجه خاص قرار گیرد.

سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

روان شناسان عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولاً یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر پرخاش و نزاع کنند. منتها خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر جوش داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده است که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش واقع شده ، نظام خانواده و اجتماع از این راه برقرار می گردد.

از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.

دکتر باخ روانشناس نامی آمریکایی می گوید : اگر پرخاش و نزاع اصلاً صورت نگیرد ناراحتی های دو طرفه انباشته و متراکم شده و یکباره بسان کوه آتشفشان منفجر می شود و البته دیگر در این موقع آشتی غیرممکن است یا بسیار بسیار دشوار.

یکی دیگر از کارشناسان امور خانواده می گوید : عدم موافقت ها همیشه جدایی پیش نمی آورد بلکه پیش از ناسازگاری عدم توانایی هریک از طرفین در غلبه بر مشکلات موجب جدایی می شود.

راه حل اختلافات خانوادگی زن و شوهر

1. آشنایی و عمل کردن به وظایف و حقوق یکدیگر .

2. وقتی را برای گفتگو و گوش دادن به صحبتها و احیاناً انتقادهای یکدیگر قرار دادن و هر یک از زن و شوهر بدانند که وقت انتقاد چه موقعی است.

در قانون اسلام آمده است که وقتی احساسات خصومت آمیز و عصبانیت زیاد بر وجودتان مستولی است و سخت عصبانی هستید اصولاً از تصمیم گرفتن و از هرگونه انتقاد بپرهیزید.

چنانکه روانشناسان می گویند : روابط زن و شوهر وقتی صمیمانه باشد انتقاد سازنده معجزه می کند . بهترین موقع انتقاد زن و شوهر از یکدیگر هنگامی است که استراحت لازم را کرده باشند ، و به اصطلاح سرحال باشند زن ها باید حتی الامکان سعی کنند انتقاد عملی و زبانی خود را از شوهرانشان در میان اعضاء خانواده بخصوص در حضور افراد فامیل و خویشان مطرح نسازند.

3. سازش باید دو طرفه باشد نه این که همیشه یکی از دو طرف کوتاه بیاید ، اگر چه سفارش شده است کوتاه آمدن از طرف زن به خاطر داشتن روحیه لطیف و محبت آمیز شروع شود. مرد هم نباید بخاطر داشتن روحیه خشن همیشه پیروز این اختلافات باشد.

4. اگر خدای ناکرده اختلافات عمیق میشود مطابق پیشنهاد کتاب انسان ساز الهی یعنی قرآن کریم و تأکید روایات ائمه (ع) نمایندگانی از دو طرف جمع شوند و به این مشکل خاتمه دهند.

5. از دخالت دادن و یا حتی مطلع کردن دیگران از این نزاع ها خودداری شود ف حتی فرزندانم هم نباید متوجه شوند که در روحیه لطیف آن ها مؤثر خواهد بود . ابتدا بچه ها را به منزل اقوام یا همسایه ببرند ، بعد با هم برای حل اختلاف گفتگو نمایند.

6. در گفتگو سعی شود اختلافات و صحبتهای قبل را به میان نکشند و همدیگر را به این خاطر ملامت نکنند که تو قبلاً چنین و چنان بودی و یا فامیل هایت هم همین طور لجباز بودند.

7. زن نقش مهمی در بوجود آمدن یا نیامدن این نوع اختلافات دارند خود را باید همیشه نزد همسر زیبا جلوه دهد و مطابق خواسته شوهر آرایش کند و او را از غریزه جنسی اشباع نماید.

8. این را هر دو به یاد داشته باشند که اولین راه حل آخرین راه حل نیست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداری نمایند، وقتی کلمه طلاق به میان آمد بنیان خانواده بلرزه در می آید. همان طور که وقتی طلاق عملی شود عرش خدا به لرزه در می آید.

نکاتی در تحکیم روابط زن و شوهر

1. ارتباط کلامی صمیمانه : یکی از مواردی که در تحکیم روابط زن و شوهر بسیار مؤثر است ارتباط کلامی و نوع محبت و مبادله کلمات و حرفهایی است که در طول شبانه روز بین زن و شوهر مطرح می شود.

مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه :

----مزاح و شوخی

---- تمجید و تعریف از یکدیگر

----با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن

2. زمانی را برای صحبت کردن برای همسر اختصاص دهید: همسران پرمشغله اصولاً از محبت کردن غافل می شوند. در نهایت از نظر احساس فاصله ای میان آنها ایجاد می شود و پر کردن این خلاء کاری دشوار است. بهترین راه حل برای جلوگیری از این فاصله ، اختصاص روزانه چند دقیقه برای صحبت کردن و زمانی بیشتر در طول هفته می باشد بویژه وقتی مرد وارد خانه می شود و اگر زن خانه دار باشد بسیار نیاز دارد که شوهرش به حرف های او گوش دهد و مرد هم باید با توجه به حرفهای همسرش گوش دهد نه در حل روزنامه خواندن ،مطالعه یا تماشای تلویزیون این نوعی بی توجهی و بی احترامی به همسر است و این مسئله بظاهر کوچک نقش مهمی در تحکیم روابط زن و شوهر است.

3. از کنجکاوی بیش از حد بپرهیزید: اگر احساس کنید که همسرتان رازی را از شما مخفی می کند ، به دنبال یافتن سرنخ به سراغ اوراق خصوصی او نروید . باز کردن نامه های طرف مقابل یا خواندن دفتر یادداشت وی و به سراغ کیف او رفتن نقص مالکیت و حدود او می باشد بگذارید تا او در زمانی که احساس می کند مناسب است حقیقت را به شما بگوید.

یک روانشناس می گوید :

اگر همسری پس از کشف رازی که شما مخفی کرده بودید عصبانی شود ، به این دلیل است که شما به او اطمینان نکرده اید.

4. از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنیم: اغلب همسران از اسرار به عنوان حربه ای علیه یکدیگر استفاده می کنند. یک وکیل به همسر خود گفته بود که با همکارانش مشکل دارد مدتی بعد که آن دو با یکدیگر بحث کردند ، همسرش به او گفت :« می بینی هیچ کس نمی تواند با تو کنار بیاید » این سوء استفاده از اسرار همسر ، اعتماد به همدیگر را کمتر می کند.

5. نسبت به هم صداقت داشته باشید: صداقت زیربنای زندگی است و همه صفات عالیه در آن نهفته است . صداقت نهایت شکوفایی عزت و پایه ای در زندگی یک زن و شوهر است. عدم صداقت و دو رویی ، نفاق ، آفت بزرگ خانواده است که زن و شوهر می توانند از روز اول با عهد و پیمان بر این که زیر بنای زندگی شان صداقت باشد ، این آفت را دور کنند.

6. آراستن خویش برای همسر: اسلام دین فطرت است و چنین دینی باید به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نماید. هر مرد و زنی در فطرت و سرشتشان زیباپسندی و آراسته گری نهفته است لذا در اسلام بر آراستن خویش و پوشیدن لباس زیبا و استعمال عطر و بوی خوش تأکید زیادی شده است؛ و سفارش شده که زن و شوهر خود را برای یکدیگر بیارایند و ظاهر خود را جذاب و دوست داشتنی نمایند . این عمل علاوه بر احترام به خواست و علاقه طرف دیگر است عفت و پاکدامنی را در جامعه تقویت می نماید.

7. گذشت در برابر لغزشها : برای افرادی که مدت ها با یکدیگر زندگی می کنند و در این امور زیادی منافع واحدی دارند سرزدن لغزش و اشتباه و خطا امری عادی و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند و آن ها را به رخ طرف مقابل نکشند. زن و شوهر در برابر کلمات تند و خشنی که احیاناً به خاطر شرایط خاص که برای هر کدام ممکن است پیش آید از طرف مقابل می شنوند باید با متانت و سعه صدر با آن روبرو شوند.



منبع:مركز مشاوره اي صنعت نفت

پنجشنبه دهم شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :
عشق هايي كه بوي مرگ مي دهد


خيلي راحت تر از آن بود كه فكرش را مي كردم. به همين سادگي شروع شد. مايه اش فقط يك لبخند بود و سر سوزني گستاخي كه البته بيشتر دخترها آن را دارند. چند هفته اي بود كه امير دائم سر راهم سبز مي شد و تقاضاي دوستي مي كرد.
    سال آخر دبيرستان بودم و بسياري از دوستانم، تجربه دوستي با جنس مخالف را داشتند، اما من هميشه به خاطر توصيه هاي پدر و مادر و اطرافيان از اين نوع دوستي ها وحشت داشتم. فكر مي كردم دوستي با پسرها بزرگترين گناه دخترهاست. مادرم مي گفت دختري كه دوست پسر بگيرد، ديگر پسر خانواده داري حاضر نمي شود با او ازدواج كند. پدرم هميشه از دخترهايي كه در خيابان ها و پارك ها با پسرها قدم مي زنند با الفاظ بد و تحقيرآميز ياد مي كرد و در اين ميان من مانده بودم كه آيا پدر و مادرم درست مي گويند يا برخي ازدوستانم كه هر روز صبح قبل از هر چيز در مورد آنها با آب و تاب حرف مي زنند و از جاهايي كه به اتفاق رفته يا هدايايي كه ميان آنها رد و بدل شده تعريف مي كنند. حالابا پيدا شدن سر و كله اين پسر خوش قيافه در زندگي ام نمي دانم چه كنم اسير وسوسه هاي دوستانم شوم و من هم مثل بعضي دخترهاي هم سن و سالم دوستي با جنس مخالف را تجربه كنم يا اين كه دنباله رو اعتقادات مذهبي خانواده ام باشم.
    ۲ماه ديگر هم گذشت و بالاخره تصميم خودم را گرفتم. خيلي راحت تر از آن كه فكرش را مي كردم دوستي من و امير كليد خورد. آن هم فقط با يك لبخند. در اين ميان به توصيه دوستم سارا عمل كردم و بالاخره منت كشي هاي امير را با يك به اصطلاح لبخند احساسي پاسخ دادم. به همين سادگي حالا۲ سال از آن روز لعنتي مي گذرد. نمي خواهم از يادآوري روزهاي تلخي كه آن موقع برايم شيريني و تازگي داشت دوباره خودم را آزار دهم. دوستي من و امير چند ماه بيشتر طول نكشيد و دختر يكي يكدانه و چشم و گوش بسته آقاي ... كاسب شهر خيلي زود خام حرف هاي بي ريشه پسري هوسران شد و فريب خورد و بدبخت شد. امير پسري خوش تيپ، چرب زبان و در عين حال حقه بازي بود كه خيلي زود مرا به تباهي كشاند. پدرم وقتي از موضوع دوستي ما با خبر شد از ناراحتي سكته كرد. برادرم هم با كارد سلاخي به قصد قتل به جانم افتاد. اما من با يك دست لباسي كه بر تن داشتم از خانه فرار كردم. مي خواستم جانم را نجات دهم. غافل از اين كه ارزش جان انسان ها به شرافت و روح پاك آنهاست و من با فرار از خانه دومين اشتباه بزرگ زندگي ام را مرتكب شدم. حالابه جاي يك امير، ده ها امير ديگر وارد زندگي ام شده اند، اما افسوس كه حضور آنها فقط باعث فرورفتن هر چه بيشتر من در لجنزاري است كه...
    ***
    متأسفانه با مرور پرونده هاي مطروحه در پليس آگاهي درمي يابيم دخترهايي مثل «ساناز» كه گوشه اي از سرگذشت تأسف بار او را خوانديم در جامعه ما كم نيستند. دختراني كه ناخواسته قرباني هوس هاي شيطاني و حرف هاي پوچ دوره نوجواني و دوستانشان مي شوند و در دام گرگ هاي انسان نما و اسير خوشگذراني ها و لذت جويي هاي تمام نشدني آنها مي شوند.
    دوستي هاي خياباني دختران و پسران يا همان دوستي هاي پنهاني امروزه خطرناك ترين نوع رابطه هاست. چنين روابطي معمولاً از نگاه هاي پنهاني و لبخندهاي معنادار شروع مي شود و با نامه پراني، تماس ها يا پيام هاي كوتاه تلفني، ديدارهاي پنهاني، هديه دادن و موارد مشابه ادامه مي يابد.
    «سونيا» يكي ديگر از قربانيان اين نوع رابطه هاي پنهاني است. او يك سال قبل با بهزاد آشنا شد. خيلي سريع و ساده. يك روز كه سونيا كنار خيابان منتظر تاكسي بود، سوار خودروي بهزاد شد. مسير ۱۰ دقيقه اي او براي رسيدن به مقصد كافي بود تا آشنايي مختصري بين آنها شكل بگيرد. بعد هم شماره تلفني رد و بدل شد و ملاقات ها يكي پس از ديگري تكرار شدند. اما اين دختر فريب خورده هم مانند ساناز خيلي زود خود را در دام ديد. بهزاد او را به يك ميهماني به قول خودش خانوادگي دعوت كرد تا او را به عنوان همسر آينده اش به پدر و مادر و فاميل معرفي كند. اما نه تنها كساني كه در آن ميهماني حضور داشتند خانواده بهزاد نبودند بلكه به جاي آنها ۴ پسر شرور كه از فرط خوردن قرص هاي روانگردان و مصرف مواد مخدر حالت عادي نداشتند به استقبالش رفتند و مانند گرگي گرسنه، بره نوپايي را كه با پاي خود به دام افتاده بود را قرباني هوس هاي شيطاني شان كردند.
    دخترها بيشتر آسيب مي بينند
    ................ روانشناس و مشاور خانواده، دوستي هاي خياباني را نشأت گرفته از يك سري نيازهاي غريزي و انساني مي داند و معتقد است در اين گونه روابط فقط دخترها نيستند كه متحمل ضرر و خسارت هاي جبران ناپذيري مي شوند، پسرها نيز به نوبه خود زيان هاي عاطفي، روحي و گاه جسمي مشابهي را متحمل مي شوند. شايد شما هم شنيده باشيد كه برخي مردان معتاد، شكست در عشق را عامل اعتياد خود مي دانند يا افسردگي و اختلالات رواني خود را ناشي از شكست هاي عاطفي، وجود رقيب عشقي و يا طرد شدن از سوي دختر مورد علاقه شان مي دانند.
    به گفته اين روانشناس، چنين مواقعي به دخترها بيشتر صدمه وارد مي شود. از اين رو دختران جوان بايد قدرت نه گفتن را در خود تقويت كنند و به اين گونه دوستي ها يا عشق هاي سراب گونه و بي اساس پاسخ منفي دهند. فريب حرف هاي عاشقانه، ظاهر آراسته يا پيام هاي احساسي را نخورند تا با احساساتشان بازي نشود. هرچند كه به بازي گرفته شدن احساسات آنها شايد بي خطرترين قسمت ماجرا باشد؛ چرا كه اگر واقعيت را در نظر بگيريم در بيش از ۹۵ درصد اين روابط خياباني و پنهاني دختران عفت و پاكدامني خود را از دست مي دهند. اما آيا پسران و دختران جامعه امروزي ما هم چنين اعتقادي دارند
    مژگان ۱۷ ساله در يك كافي شاپ پشت ميز تنها نشسته است. نگاه هاي پي درپي او به ساعت مچي نشان مي دهد بشدت منتظر ورود شخص خاصي است. نظرش را در مورد ارتباط آزاد و دوستي هاي خياباني مي پرسم. با لبخندي كه بيشتر شبيه نيشخند است مي گويد: اين رابطه يعني هيجان، تفريح و تنوع. در ضمن تجربه اي است براي زندگي مشترك آينده! اين ارتباط لازم است تا دختر و پسر از هم شناخت پيدا كنند. امروز زمان آن كه دختر و پسر تا پاي سفره عقد همديگر را نمي ديدند، گذشته است و...
    خانواده ها تنها تصميم نگيرند
    دكتر .....................جرم شناس و استاد دانشگاه نيز مي گويد: در جامعه امروزي ما كه ازدواج براي جوانان و تشكيل خانواده به دلايل گوناگون آسان نيست در نتيجه برخي جوان ها براي ارضاي نيازهاي جنسي يا عاطفي خود ناگزير خارج از معيارهاي عرفي و ديني به روابط نامتعارف رو مي آورند. حال آن كه گمنامي در شهرهاي بزرگ، چشم و هم چشمي ميان دختران و حتي پسران دبيرستاني و دانشگاهي در يافتن دوست از جنس مخالف اين نوع روابط را افزايش داده است. مطالعات ميداني نشان مي دهد هم اكنون در برخي از لايه هاي اجتماعي اگر دختر يا پسري داراي دوست از جنس مخالف نباشد، وي را از لحاظ رواني و شخصيتي بيمار يا ضعيف قلمداد مي كنند كه تمام اين نوع تفكرات ناشي از صنعتي شدن جوامع و تغيير روش زندگي انسان ها و ارتباط و آشنايي هرچه بيشتر و نزديك تر با جوامع غربي است.
 ................ـ روانشناس ـ با استناد به اين جمله معروف كه «خلق را تقليدشان بر باد داد» اظهار مي كند: وجود تمايلات شديد ميان خانواده ها و جوانان در رابطه با فرهنگ غرب اين اعتقاد را در ميان برخي افراد تقويت كرده كه رابطه آزاد ميان دختر و پسر لازم است.
    حال آن كه وجود اعتقادات غني ديني حاكم بر جامعه و سنتي بودن قشر وسيعي از افراد، به ايجاد تعارض هاي شديد در اين رابطه دامن زده است. بعضي از دخترها و پسرها به دليل ماندن بر سر دوراهي انتخاب سنت و مذهب و مدرنيته و غريزه ذاتي دچار سردرگمي و نابساماني هاي رواني مي شوند. در جامعه ما با توجه به تحريم روابط پنهاني و آشكار با جنس مخالف از طرف خانواده ها، مدارس و دانشگاه، دختران و پسران گاه با برخوردهايي تند و خشن روبه رو مي شوند كه در مواردي به حدي آنها را تحت تأثير قرار مي دهد كه اقدام به فرار و انجام كارهاي غيرمنطقي مي كنند كه عواقب آن سال ها گريبانگير خود و خانواده هايشان است. دكتر ................مي گويد: در شرايط كنوني و با توجه به گسترش تكنولوژي هاي نوين ارتباطي در جهان، خانواده ها بايد بدانند كه به تنهايي قادر به مبارزه با رابطه هاي پنهاني و خطرناك فرزندان خود با جنس مخالف نيستند.
    اين در حالي است كه جامعه بايد حركت كند و توأم با برنامه ريزي، فرهنگسازي و ايجاد تسهيلات لازم و منطقي، شرايط در امر ازدواج را تغيير دهد؛ چرا كه اگر پاي صحبت جواناني بنشينيم كه تجربه هاي مختلفي در برقراري ارتباط با جنس مخالف دارند خواهيم ديد كه خود آنها نيز براي امر ازدواج تابع سنت هاي گذشته و عرف جامعه هستند. به همين خاطر اين دختران و پسران براي ازدواج به دنبال زوجي مي گردند كه از هر نظر پاك باشند و سابقه روابط آزاد با جنس مخالف را نيز نداشته باشند؛ چرا كه وجود چنين روابطي در زندگي مشترك آنها نيز تأثيرگذار خواهدبود و همواره با نوعي شك و بدبيني همراه خواهدبود. خانواده ها بايد از دوران كودكي و نوجواني با فرزندانشان درباره معايب و خطرات دوستي با جنس مخالف و خطراتي كه ممكن است براي آنها داشته باشد به طور صريح صحبت كنند. در واقع آنها را از همان كودكي واكسينه نمايند. هرچند كه ترساندن يا تهديد در اين رابطه نه تنها كارساز نخواهدبود بلكه باعث افسردگي، ترس از جنس مخالف و يا بالعكس ايجاد هيجانات روحي و جسمي مي شود كه گاه پسر يا دختر با يك كلام محبت آميز عنان اختيار از دست داده و به راحتي فريب مي خورد. از اين رو توصيه مي شود خانواده ها با فرزندانشان ارتباط دوستانه، صميمي و محبت آميز داشته باشند.
    هرچند نيازهاي جنسي امري طبيعي است اما ارضاي اين نيازها از راه هاي غيرمتعارف امري غيرطبيعي است. اگر دختر يا پسر با والدين خود احساس راحتي و صميميت كنند در صورت قرار گرفتن جنس مخالف بر سر راهشان به طور حتم آن را با پدر و مادر درميان مي گذارند. البته نوع برخورد و نحوه راهنمايي والدين نيز تأثير بسزايي در قطع ادامه يا پنهان كاري رابطه فرزندان خواهدداشت.
    دكتر .................... توصيه مي كند: خانواده ها به ويژه والدين بايد در صورت مواجهه با چنين مواردي با يك مشاور مجرب صحبت كنند؛ چرا كه آگاهي، آشنايي و داشتن علم نوين تربيتي براي هدايت فرزندان امري ضروري است. بنابراين آنچه تأثيرگذار و پاسخگو خواهدبود شيوه هاي صحيح برخورد است. مطمئن هم باشيم خشونت و رفتار تند والدين نه تنها مؤثر نيست بلكه فرزندان را از خانواده جدا مي كند و فشار زياد از حد بر جوانان جز فرار از خانه و خودكشي نتيجه ديگري نخواهدداشت. اين جرم شناس و آسيب شناس اجتماعي در ادامه اظهارداشت: رفتار و برخورد با جوانان نبايد قهرآميز باشد؛ چرا كه رفتار خشن، جوانان را بر ارتكاب و پيگيري خواسته هاي نامعقول و غيرمنطقي مصرتر مي كند. گوش جوان حرفي را مي شنود كه با زبان او قابل فهم باشد.
    اسارت در دام
    مطالعات ميداني از دختران و پسراني كه در دام هاي فساد و اعتياد گرفتار شده اند نشان مي دهد نداشتن رابطه صميمي ميان والدين و فرزندان، رفتارهاي خشك و بي روح پدر و مادر، خشونت و تربيت غيرصحيح، جوانان را به داشتن رابطه هاي عاطفي خارج از خانه ترغيب مي كند كه يكي از مهم ترين عواقب اينگونه روابط خياباني، تباهي و نابودي جوانان فريب خورده است.
    هشدار پليس
    سرهنگ ............ رئيس اداره اجتماعي پليس آگاهي..............هم مي گويد: ۴۰ درصد تعرضات به دختران و زنان جوان در قالب دوستي هاي خياباني و به بهانه شناخت قبل از ازدواج صورت مي گيرد كه بايد زنگ هشدار را براي خانواده ها به صدا درآورد.
    به گفته وي، خانواده ها و دختران جوان بايد هوشيار باشند و با ارزش نهادن به اعتقادات حاكم بر جامعه و ايجاد شرايط مطلوب در روابط خانوادگي، اجازه ورود افراد شياد و بيگانه كه تنها در انتظار يك فرصت هستند را به حريم خود ندهند، چرا كه اين افراد چرب زبان پس از معرفي خود به عنوان دكتر، مهندس، دانشجو و مشاغل مشابه با طرح پيشنهاد ازدواج پس از دوستي خياباني، فقط در پي رسيدن به خواسته شوم خود هستند.
    
دوستي هاي خياباني زمينه ساز جرائم خشن
    قاضي ..................نماينده دادستان در دادسراي جنايي.............. هم در اين باره اظهار مي كند: «متأسفانه روابط پنهاني پسران و دختران با توجه به شرايط جامعه همچنان رو به افزايش است به همين خاطر خيلي از جرائم از جمله قتل، آدم ربايي، اخاذي و تجاوز به عنف در اين شرايط به راحتي به وقوع مي پيوندد. در ظاهر امر رابطه پنهاني ميان دختر و پسر كه اغلب با عشق هاي دروغين خياباني شروع مي شود و ناشي از احساسات زودگذر است شايد امر ساده اي به نظر بيايد.اما آمار جرائم وقوع در اين شرايط موضوعي جدي و قابل بحث است.دختران در اين شرايط از آسيب پذيري فراواني برخوردار هستند. زيرا با برقراري روابط پنهاني در شرايطي قرار مي گيرند كه تمام آبروي خود و خانواده را به باد مي دهند. حال آن كه زماني متوجه اشتباه خود مي شوند كه يا در داخل يك باند تبهكاري و فساد اخلاقي اسير شده اند يا وسيله اي براي اخاذي افراد هوسران و سودجو هستند. به همين خاطر وقتي كار از كار مي گذرد و پل هاي پشت سر يكي پس ازديگري خراب مي شوند ديگر روي برگشت به كانون خانواده را ندارند. در نهايت به بزهكاري روي آورده يا افسرده شده و دست به خودكشي مي زنند.» قاضي ......... نقش خانواده و نظارت صحيح بر رفتار فرزندان براي كاهش چنين آسيب هاي ويرانگر اجتماعي را اجتناب ناپذير دانسته و مي گويد: برخورد خانواده ها با فرزندانشان بايد منطقي و دور از احساسات و عصبانيت هاي زودگذر باشد.توجه به نيازها و خواسته هاي منطقي فرزندان و برخورد توأم با تدبير با آنها باعث مي شود والدين هم اقتدار خود را در خانواده حفظ كنند و هم با صميميت و عطوفت اشتباهات فرزندان كم تجربه خود را رفع كنند.خانواده ها مطمئن باشند خشونت و تحقير و تنبيه باعث فرار بچه ها ازخانه و گرفتار شدن آنها در گرداب تبهكاري ها مي شود. در كنار خانواده ها، مدارس و صدا و سيما و رسانه ها نيز بايد با ارائه برنامه هاي آموزشي صحيح و كارشناسي روابط پسران و دختران را در حد قانون و شرع به فرزندان آموزش دهند و عواقب سوء و خانمان برانداز روابط نسنجيده را از طريق بررسي هاي علمي همواره به آنها گوشزد كنند.

سه شنبه هشتم شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

طبیعت با بهار طراوت می یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می شود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شکوفه های بهاری و سرود بلبلان رخت بر می بندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمه های نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب می شود. در رمضان است که می توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افکند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.



اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسی است و اگر تکاپوی ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال قمری؛ حرکت سالک عاشق در رمضان المبارک در مدار توحید، طلایه دار سال معنوی است و پیروزی قلب سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن است.

فضیلت عید فطر در کلام امامان(علیهم السلام)


گفتاری از امام رضا (ع) در مورد فلسفه ی عید

همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد که در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنند و به خاطر منّتی که بر آنان نهاده است، او را ستایش کنند، پس روز عید و روز گردهم آیی و روز افطار، روز زکات، روز گرایش به یکدیگر و روز تضرّع به پیشگاه حق تعالی است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آنکه روز فطر اولین روز سال است که خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با یکدیگر به ستایش و تقدیس او بپردازند.»

امام صادق(ع):

تا سه روز پس از عید قربان و عید فطر، روزه داشتن روا نیست. این روزها، روزهای خوردن و آشامیدن است.

در صبحدم این عید آسمانی است که هاتفی ملکوتی، پیروزمندان میدان جهاد اکبر را به دریافت پاداششان فرا می خواند، (پاداشی فراتر از پاداشهای خاکی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.)

امام باقر علیه السلام ازپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردند:

 هنگاهی که روز اول ماه شوال فرا می رسد، منادی ندا می دهد: هان ای مؤمنان! برای دریافت جوایزتان صبح زود بشتابید. ای جابر، جوایز خداوند همانند جوایز پادشاهان نیست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوایز است.»

فاتحان و مدال آوران جهاد اکبر را شایسته نیست که از پس این پیروزی بزرگ، در گرداب معصیت و نافرمانی در غلطند و دیگر بار اسیر نفس فرومایه شوند و عزت خدایی را با ذلّت شیطانی معاوضه کنند.


 گفتاری از امام حسن(ع) درباره عید سعید فطر

امام حسن(ع) در روز عید فطر بر گروهی گذشت که سرگرم بازی و خنده بودند. بالایِ سرشان ایستاد و فرمود: خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود قرار داد تا با طاعت و اطاعت از او و جلب خشنودیش از همدیگر پیشی گیرند؛ گروهی پیشی گرفتند و کامیابی یافتند و گروهی واماندند و ناکام شدند. در چنین روزی که نیکوکاران پاداش می گیرند و هرزه کاران زیان می بینند، بسیار مایه تعجب است که کسی به خنده و بازی و بی خبری مشغول باشد. به خدا سوگند اگر پرده کنار رود، خواهند دانست که نیکوکار به نیکوکاری خود مشغول است و بدکار به بدکاری خود. سپس حضرت به راه خود ادامه داد و رفت.

 گفتار رسول خدا(ص) درباره عیدهای فطر و قربان

شاید هیچ جامعه و گروهی نباشد که ایام خاصی به عنوان عید نداشته باشند، اما معنی عید در میان اقوام و فرهنگ ها یکسان نیست. در برخی از جوامع روزهای عید، صرفا روزهای شادی و تفریح است؛ از سوی دیگر، در برخی از فرهنگ ها اعیاد به نوعی با دین و معنویت ارتباط دارند، یا اصلاً خواستگاه مذهبی و آیینی دارند. در فرهنگ اسلامی اعیاد، یوم اللّه هستند و ارتباط تنگاتنگی با دین و مذهب دارند. پیامبر خدا(ص) می فرمایند: زمانی که وارد مدینه شدم، اهالی آن شهر از زمان جاهلیت دو روز داشتند که طی آن دو روز به بازی و تفریح می پرداختند. خداوند به جای آن دو روز، دو روز بهتر به شما داد: روز فطر و روز قربان.

 خطبه حضرت امیر(ع) در روز عید فطر

حضرت امیر(ع) پس از نماز عید سعید فطر خطبه می خواندند و در آن، پس از حمد و ستایش خدای متعال و بیان نعمت های او و نیز درود و سلام بر رسول خدا و خاندانش و سفارش به تقوای الهی می فرمودند: خداوند ما و شما را در زمره کسانی قرار دهد که بدو امیدوار و از او هراسناکند. بدانید این روز که خداوند آن را برای شما عید قرار داده و شما را سزاوار بهره مندی از آن دانسته، برای آن است که نام او را بر زبان آرید تا خدا هم شما را یاد کند. او را به نیایش یاد کنید تا شما را پاسخ گوید. زکات فطرة خود را بپردازید که سنت پیامبر و تکلیفی از سوی خداست. هر کس باید به نام خود و خانواده اش، مرد و زن و کوچک و بزرگ، یک صاع گندم یا خرما یا جو بپردازد. ...خداوند همه ما را از گناه باز دارد و آخرتمان را از دنیایمان نیکوتر گرداند.

و نیز فرمودند :فرمان خداوند را در خودداری از کارهایی که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنید [که از آن جمله است: ] نسبت ناروا به زنان عفیف، شهوترانی حرام، شراب خواری، کم فروشی، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»

از همین روست که پاکان و سالکان را در تعظیم این عید عظیم آدابی است و در تحکیم شعائر آن احکامی.

 عید فطر از دیدگاه امام حسین(ع)

روزی امام حسین(ع) عده ای را دیدند که در روز عید فطر، سرگرم بازی های بیهوده و خنده های بلند سر می دادند. حضرت لحظه ای در کنارشان ایستادند و سپس فرمودند: خداوند ماه رمضان را صحنه مسابقه بندگان اش قرار داد. روزی که بندگان باید با فرمان بردن از او و جلب خشنودی اش از یکدیگر پیشی بگیرند. در این روز عده ای سبقت گرفته، پیروز می شوند و عده ای نیز شکست می خورند. تعجب می کنم از کسانی که در این روز، که نیکوکاران پاداش و باطل پیشگان زیان می بینند، به بازی و خنده می پردازند.

شبهات روز عید فطر با مقامات اخروی در کلام حضرت علی(ع)

حضرت امیرمؤمنان(ع) در روز فطر خطبه ای ایراد کردند و فرمودند: ای مردم! همانا این روز، روزی است که در آن نیکوکاران پاداش می یابند و هرزه کاران زیان می بینند. این روز شباهت بسیاری به روز رستاخیز دارد؛ پس وقتی از خانه هایتان به سوی مصلا می روید، روزی را یاد کنید که به سوی پروردگارتان بیرون می آیید، هنگامی که به نماز می ایستید، به یاد روزی باشید که در پیشگاه پروردگارتان می ایستید و وقت بازگشتن به خانه هایتان به یاد روزی باشید که به خانه های خود در بهشت باز می گردید.

 گفتار حضرت علی(ع) در روز عید فطر

خداوندان به ما رحم کن و با غفران و آمرزشت ما را ببخش که تو والا و بزرگ مرتبه ای. امروز روزی است که خداوند آن را برای شما مسلمانان عید قرار داده و شما را شایسته و سزاوار این عید ساخته است. پس همواره به یاد خدا باشید تا خدا نیز به یاد شما باشد.

او را بخوانید تا اجابت کند، در این روز سعید زکات فطره ی خویش را بپردازید که به راستی این سنت پیامبر شماست و از سوی پروردگار بر شما واجب شده است.

 زینت عید فطر در گفتار امیر المومنین(ع)

برای هرچیزی زینتی است؛ چنانکه حضرت امیر فرموده اند: زینت حکمت، پارسایی، زینت دانش، بردباری، زینت پرستش، حضور قلب و خشوع و زینت پادشاهی و حکومت، عدالت و دادگری است. در روزهای عید هم اعمال و آیین هایی هست که موجب زینت یافتن و آراسته شدن آن روزهاست؛ از جمله پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: عیدهای خود را با گفتن اللّه اکبر آذین بندید. و نیز می فرمایند: عیدهای فطر و قربان را با جملات لااله الااللّه و اللّه اکبر و الحمدللّه و سبحان اللّه آذین بخشید.

روز بازگشت به خدا (عید فطر) در گفتار امام سجاد (ع)

امام سجاد(ع)، روز عید فطر را روز بازگشت به خداوند می دانند و می فرمایند: «خداوندا، در روز عید فطر که آن را برای اهل ایمان، روز عید و شادی قرار دادی و برای اهل دین خود، روز اجتماعی و همیاری مقرر فرمودی، ما به سویت باز می گردیم و از گناهانمان آمرزش می طلبیم».

 زکات فطره ( هدیه ای به محرومان) در گفتار امام صادق (ع)

امام صادق(ع) می فرمایند: «کسی که روزه می گیرد ولی زکات فطره نمی پردازد، روزه او پذیرفته نمی شود.» از این جمله گهربار امام صادق(ع)، به اهمیت زکات فطره پی می بریم.

زکات فطره، هدیه ای است که انسان مؤمن به شکرانه یک ماه عبادت حق تعالی و بهره بردن از نعمت های آسمانی، به محرومان و نیازمندان پرداخت می کند و با این کار از خدای بزرگ می خواهد که جان و مال او را از گزند هرگونه آفت و بیماری، به دور دارد و دیگران را هم امکان بهره بردن از نعمت ها روزی کند.

عيد فطر

                                                

 مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
 روايت:
 اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:
 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:
 «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
 روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند.
 فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن است.
 ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

 عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.
از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.
 و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:
 «... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»
بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

جمعه چهارم شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

موج عشق تو اگر شعله به دل ها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد

گیسوان تو شبیه است به شب؛ اما نه،
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!

خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

عقل یکدل شده با عشق، فقط می‌ترسم
هم به حاشا بکشد، هم به تماشا بکشد

زخمی کینه من! این تو و این سینه‌ من
من خودم خواسته ام کار به اینجا بکشد

یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد

معبود من!

چه خودساخته هايي كه مرا سوخت و چه سوختن هايي كه مرا ساخت...


اي خداي من!

مرا فهمي عطا كن كه از سوختنم ساخته اي آباد به جاي ماند.

دعایی که امام عصر (عج)برای گرفتاری یاد داد

مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان : 

«يا مَن إذا تضايقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب اليه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموريَ المتضايقةِ باباً لم يَذهَب اليه وَهمٌ يا ارحم الراحمين».

 در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد»

 
تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم


با آسمان مفاخره كردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم


او با شهاب بر شب تب كرده خط كشید
من برق چشم ملتهبت را رقم زدم


تا كور سوی اختركان بشكند همه
از نام تو به بام افق ها ،‌ علم زدم


با وامی از نگاه تو خورشید های شب
نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم


هر نامه را به نام و به عنوان هر كه بود
تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم


تا عشق چون نسیم به خاكسترم وزد
شك از تو وام كردم و در باورم زدم


از شادی ام مپرس كه من نیز در ازل
همراه خواجه قرعه ی قسمت به غم زدم
 

خدایا می خواهم سر به آستان راز و نیاز تو بگذارم و به سان ابر بهار زار بزنم تا عقده های فشرده در دلم را آرام کنم. می خواهم که لوح مکدر دل را بنمایم و ناپاکی های درون را با اشک دیده بشویم و از آلایش ها بگریزم و آیینه تمام نمای حقیقت ناب تو باشم و در این تاریکی چشم به نور تو روشنی گرفته. الهی سوزیست در دل و جوشیست در رگ که از عصاره جانم سرچشمه گرفته و در ناب ترین لحظه که لحظه نیاز بر آستان خدایی توست قلبم را میدرد و تنها تو را می خواهد ای به عظمت بی همتا و ای به کرامت بی منتها.

خدایا خداوندا شکر و سپاس تو را که این دل خسته بی قرار را از من بودن و من گفتن رهانیدی از نفسانیت آزاد کردی و از زیر فشار کوه غم نجاتم دادی.

خدایا پروردگارا! ماه ماه میهمانی توست ماه مبارک رمضان چقدر بی حضور رمضان آسمان آبی دل های ما میل به تیرگی دارد و زنگار آینه هامان دست نخورده باقی می ماند.

رمضان!اگر تو همه ساله نیایی در پرده های سترگ غبار و غفلت برا همیشه از یاد ابدیت خواهیم رفت    خدایا!به درگاهت آمده ام و فقر و بی نواییم را نزد تو آورده ام بیش از آنچه به طاعت خود امیدوار باشم به آمرزش تو امید بسته ام چرا که آمرزش و مهربانی تو از گناهان من بیشتر است

مهربانا!رحیما!از دنیا و هر آنچه در آن است می گریزم و تنها نیاز از تو می خواهم چه شیرین است نیاز به درگاه بی نیاز تو. پس مرا در جوار رحمت و عطوفتت سکونت ده که من هماره و همیشه با تو می گویم و با تو تنهاییم را نجوا می کنم. تنها تو، تنها تو، تنها تو...

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟


گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟


گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟


گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس ازمن؟


گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟


گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟

جمعه چهارم شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

دختران و ارتباط با جنس مخالف

     يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه اين امر با سلامت , رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.  

   بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند. گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج    مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است0 

  پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.

 تعريف «دوستي دختر و پسر»بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.

 انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف

1. وعده ازدواج:

يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده  چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.

     بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.

2. انگيزه جنسي:

از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.

     چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر میشودو مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.

چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.

 3. توهّم قدرت و جاذبه:

يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.

 اما طولی نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.

 4. پناه جويي به يكديگر:

دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.

  اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.

بنابراین، ارتباط با جنس مخالف باید با حفظ حریم فردی، رعایت حیا و عفّت اجتماعی باشد و اگر برخاسته از تمایلات جنسی و شهوانی باشد، ممنوع است و گناه بزرگی در پی دارد. 

آثار رابطه با جنس مخالف

ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه ای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیان باری به دنبال دارد:

1. از بین رفتن كرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها:

اگر انسان به غریزه جنسی به عنوان یك هدف و خارج از چهارچوب مقرّرات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بپردازد، هر عاملی كه بهتر و بیشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جایز شمرده می شود و در این صورت، چشم چرانی، علاقه ی شهوانی به همجنس، خودارضایی، اعتیاد به عكس ها و فیلم های مبتذل و آزادی ارتباط دختران و پسران با یكدیگر پسندیده می نماید، حتی اگر با ضابطه های عقلی و دینی در ستیز باشند و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری بینجامند!

با نگاهی به جوامع غربی پیامدهای منفی رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبی درخواهیم یافت. در این جوامع، هدف انسان از زندگی و آینده روشن از میان رفته و افزایش روزافزون قتل و جنایت، اعتیاد، خودفروشی، آشفتگی روحی و روانی و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی، همه ناشی از غلبه ی شهوات و بی بند و باری بر عقل و ایمان است.

 2. كاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب:

 برخی صاحب نظران غربی آزادی های جنسی را عامل آرامش روحی و زدودن عقده های درونی می دانند، ولی پس از اجرای فراگیر این راهكار در غرب، شاهد افزایش روزافزون آمار بیماری های روانی، خودكشی و جنایت های ناشی از ناكامی های جنسی می باشند.

روشن است كه گسترش محرّك های جنسی انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف می كشاند و هرگونه شكست در این راه، به آسیب بزرگ تری خواهد انجامید. این نوع رابطه هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت آتشی شعله ور، عطشی روحی و خواست اشباع نشدنی درمی آورد. در نتیجه، با توجه به اینكه روح بشر فوق العاده تحریك پذیر است، اشتباه است كه گمان كنیم تحریك پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است. هیچ نوجوان پسری از تصاحب دختران و هیچ دختری از متوجه كردن پسران و در نهایت، هیچ دلی از هوس، سیر نمی شود. تقاضای نامحدود، خواه و ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه همراه نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوهاست و به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. البته همه این ها در صورتی است كه تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد.

كسی كه تقوا دارد و حریم الهی را نگه می دارد خداوند او را برای نجات از گرداب های اخلاقی یاری می دهد.

3. پیدایش تنوّع خواهی و اثرگذاری آن بر انتخاب فرد در ازدواج:

نوجوانان و جوانانی كه پیش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار می كنند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه با دید شك و تردید می نگرند. حتی پس از ازدواج نیز روحیه ی هوسبازانه و تنوّع طلبانه، روانشان را آزار می دهد و چه بسا به سوی منجلاب فساد كشیده شوند و راه بی بندباری را در پیش گیرند.

 4. آلوده شدن به معصیت:

قرآن كریم و روایات معصومان(علیهم السلام)از ارتباط جنسی با دیگران و نگاه های شهوت آمیز برحذر داشته و وعده خسران و عذاب به مرتكبان چنین اعمالی داده است.

     خداوند در آیه (نور: 30 و 31)، به صراحت دستور داده است كه زن و مرد نامحرم به یكدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشند. به راستی، اگر به این آیه مباركه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یكدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه هوس آلود نكنند، آیا دوستی ها و عشق های خیابانی به وجود می آیند؟

 شرایط ارتباط با جنس مخالف

بر اساس بینش دینی و اسلامی هرگونه دوستی با جنس مخالف ممنوع و حرام است و عذاب اخروی در پی دارد، اما ارتباط عادی برای مصالح ویژه از قبیل مباحثات علمی، داد و ستد، رفت وآمدهای خانوادگی، استاد و شاگردی و مانند آن، كه لازمه زندگی اجتماعی هستند و منافع مادی و معنوی بر آن ها مرتب هستند، اشكال ندارد، ولی این ارتباطات هم شرایط و قوانینی دارند كه به بعضی از آن ها اشاره می شود:

 1. رعایت حیای فردی و عفّت جمعی:

 ارتباط با جنس مخالف، كه در شرایط خاصی اتفاق می افتد، نه تنها مجوّز پرده دری و از بین بردن عفت نیست، بلكه از ابتدا برای حفظ حریم عفت و حیا تأسیس شده و به خاطر مصالح مهم اجتماعی وضع شده است; یعنی فلسفه ی وجودی این ارتباط، حفظ عفّت عمومی و تحكیم حیای فردی و كسب كمالات از طریق مقابل است. از این رو، ممكن نیست فلسفه وجودی آن را زیر پا نهاد. حتی برای زن و شوهر هم، كه از ارتباط دوستی بی حد و مرز برخوردارند، این آزادی در رفتار دوستانه وجود ندارد و همه باید حیای عمومی و حریم اخلاقی جامعه را حفظ كنند .

بنابراین، ارتباط با جنس مخالف باید با حفظ حریم فردی، رعایت حیا و عفّت اجتماعی باشد و اگر برخاسته از تمایلات جنسی و شهوانی باشد، ممنوع است و گناه بزرگی در پی دارد.

 2. رعایت دستورات دینی در ارتباطات:

خواستگار در مراحل خواستگاری می تواند در قالب دستورات شرع با فرد موردنظر خود ارتباط داشته باشد، اما حتماً باید با رعایت دستورات دینی انجام گیرد تا ـ خدای ناكرده ـ به گناه منجر نشود. باید ارتباط آنان در فضایی جوانمردانه انجام شود; زیرا اگر مراعات مسائل دینی و اعتقادی در ارتباط وجود نداشته باشد، آرام آرام این ارتباط به طرف ناهنجاری اخلاقی كشیده شده، رابطه ناسالم می گردد و در این صورت، به ضرر هر دو تمام می شود .

 3. هدفدار بودن:

 بسیاری از ارتباطات دختران و پسران نوجوان هدف جدّی و ارزشمند نداشته، صرفاً لذت جویی لحظه ای می باشد كه این لذت جویی ها اگر در چارچوب دستورات دینی ـ یعنی، پس از جاری شدن عقد ازدواج ـ نباشند، جایز نیستند. از این رو، این ارتباطات، كه صرفاً جنبه تفریحی دارند و منفعتی مشروع از آن ها به هیچ كدام از دختر و پسر نمی رسد مذموم است. از این رو، برای جلوگیری از هدر رفتن سن نوجوانی و سنین نشاط و بالندگی لازم است تا در ارتباطات اهدافی دنبال شود و از این فرصت برای بهره برداری علمی، اخلاقی، آموزشی و هنری استفاده گردد.

  نتیجه اینكه :

در دستورات دینی و تربیتی اسلام، توجه ویژه ای به دوستی و ارتباط شده و معیارهایی كه برای انتخاب دوست بیان شده، همه در جهت تربیت و تكامل انسان ها بوده و سعی شده است ترقّی و بالندگی اخلاقی، علمی و معنوی در آن ها مورد توجه باشد و حتی در ارتباط با جنس مخالف هم دستورات و رهنمودهایی ارائه شده كه با كمال طلبی انسان ها سازگاری دارد و خط مشی طوری ترسیم شده است كه انسان ها را از انحراف و كج اندیشی بازداشته، به خالق یكتا نزدیك سازد و سعادت دنیوی و اخروی آنان را در پی داشته باشد.

منبع : مجله ي علمي تخصصي معرفت

جمعه چهارم شهریور 1390 - نوشته شده توسط شهاب در :

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.


داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.